مردان ایران

اطلاعات و دانستنی های مردان

مردان ایران

اطلاعات و دانستنی های مردان




دراین سایت
در كل اينترنت
  • قالب وبلاگ
  • مردان ایران
    در این وبگاه جهت تنویر افکار مردان ایرانی و کمک به تشکیل و حفظ خانواده توسط آنها مطالبی نگاشته می شود و تفکرات و اقداماتی که جایگاه مردان در خانواده و اجتماع را مورد هجوم قرار می دهند نقد و بررسی می گردد.
    با توجه به شرایط کنونی جامعه یک نیاز اساسی برای بیداری مردان و تطابق آنها با شرایط خطرناکی که امروزه آنها را تهدید می کند وجود دارد.
    نقد های این سایت رویکرد اجتماعی دارد و در صورت نقد عملکرد افراد سیاسی تنها بازخورد اجتماعی و بعضا مذهبی آنها مورد توجه قرار می گیرد و تنها جهت تنویر افکار عمومی است.
    متاسفانه در میان انبوه سایت های زنان و سازمانهای مردم نهاد حامی حقوق زن ، جای خالی سازمان های مردم نهاد مردان شدیدا احساس می شود.
    البته نیت مبارزه و ایجاد جدال بین زنان و مردان نیست. بلکه هدف خنثی سازی توطئه ها و جلوگیری از مخابره پیام های دروغین و ناقصی است که توسط اغلب سایت ها و سمن های مردم نهاد زنان به سازمان های بین المللی و سیستم های دولتی صورت می گیرد.
    تاکید می گردد این سایت با گرایش های سیاسی به هیچ عنوان نه دوستی دارد و نه دشمنی.
    طبقه بندی موضوعی
    آخرین نظرات

    ۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «فمینیسم» ثبت شده است

    فمینیست چادری

    پس از انقلاب یک نسلی از زنان رشد کرده است و همچنان در حال بازتولید افکار مخرب خود است که دچار دوگانگی تقید به دین و زیست مدرن است و حالا متاسفانه در نهاد های دولتی و مجلس و سمن ها  نفوذ کرده و دارد به همه چیز گند میزند . این البته نه فقط مشکل زنان که مشکل جامعه است. جستجوی الگویی برای چگونگی زیست یک مسلمان در دوران حاضر.
    فمنیسم در واقع نمایش مدرنیته در نگاه به زن و مسائل مربوط به آن است. از حقوق زن تا خانواده و حقوق فرزندان! عده‌ای از زنان برای حل این دوگانگی به کل دین را کناری نهاده و با خیال راحت تسلیم مدرنیته می‌شوند که این‌ها موضوع صحبت نیستند. اما دسته‌ای هستند که همچنان سعی می‌کنند بین دین‌داری و زیست در دنیای مدرن “هماهنگی” ایجاد کنند. و لذا معمولا به بخش‌هایی از دین پایبندند. اینان که معمولا از دختران مذهبی دانشگاه رفته‌اند، دچار گونه‌ای از عقاید و رفتارها می‌شوند. چیزی که من از آن با عنوان “فمنیسم چادری” یاد می‌کنم.

    حرف‌ها، نظرات و ایده‌های فمنیستی را بیان می‌کنند، عمل می‌کنند و البته مسلمان هم هستند. حتی آیه و روایت هم برای تاییدش می‌آورند! به بخشی از دین اعتقاد دارند به بخشی نه. باطن غرب‌زده خود در حوزه‌ی فمنیسم را با ظاهری از اسلام “بزک” می‌کنند. یعنی فمنیسم التقاطی! ماجرا مال امروز و دیروز نیست! از مدت‌هاست که مارکسیسم را به همین شیوه می‌خواستند غالب کنند. لیبرالیسم را هم. دموکراسی را هم. و فمنیسم را هم! اینگونه می‌شود که تازه مسلمانی چون زهرا ر. در اوایل انقلاب ناگهان تبدیل به قرآن پژوه و صاحب نظر مسائل زنان می‌شود!

    یعنی اینها آگاهانه دست به چنین برداشت‌ها و تحلیل‌هایی می‌زنند؟ هرگز! البته هستند کسانی که که منافقانه، تعمدا و آگاهانه اباطیل فمنیستی را با ظواهر اسلامی عرضه کنند. لکن در میان این قشری که عرض کردم “اصلا” چنین نیست. بندگان خدا حتی واقعا «حسن نیت» هم دارند. ولی حسن نیتی است که با عدم آشنایی عمیق با دین و البته فمنیسم و زیست در محیط ژورنالیستی، همراه شده و آثار مخربی حتی بدتر از آن سوء نیت‌ها به جا می‌گذارد. دزدی که با چراغ آید…

    غرب‌زدگی مستتر و فرهنگی موجود در صدا و سیما، سینما، مطبوعات و به خصوص فضای کثیف دانشگاه چنان بر آنان در حوزه مسائل زنان هجمه آورده است که بخش زیادی از آن‌ها کم یا زیاد تحت تاثیر قرار گرفته‌اند. و کار آنجا سخت‌تر می‌شود که به این تضادها و التقاط‌ها آگاه نیز نیستند. نه تنها گاها به عقاید خود صراحتا آگاهی ندارند که به لوازم منطقی آن نیز توجه و شناخت ندارند. و البته عوامل دیگری نیز هست که یکی‌اش، غرور و نخوت موجود در آنها در این تصور غلط است که اولا چون دانشگاه می‌آیند پس خیلی می‌فهمند و می‌توانند فکر کنند و نظر بدهند. و دوم و خطرناک‌تر که چون خود را مذهبی می‌دانند و سطحی از آگاهی‌های دینی نیز دارند، خود را صاحب حق می‌دانند که سخنان صریح در حوزه‌ی مذهب برانند که من از شیوه‌شان برائت جسته و از خطراتش به خداوند متعال پناه می‌برم.

    و متاسفانه چون با مخالف جدی نظرات خود نیز مباحثه ندارند و نمی‌خوانند و نمی‌شنوند، به این خطرات و ایرادات خود آگاه نمی‌شوند. و این ایرادی است که در رشته‌های مطالعات زنان نیز هست. و در نبود نظرات مخالف با مغالطه‌ی پهلوان پنبه با نظرات مخالف برخورد می‌کنند و لذا ذهن‌ها و استدلال‌هایشان سطحی می‌شود. این گونه است که وقتی با من نوعی به عنوان یک مخالف عمیق و جدی برخورد می‌کنند و بحث پیش می‌آید، ناگاه چنان مواضعی اتخاذ می‌کنند که شبیه غرب‌زده‌ترین منورالفکران معاصر است. و البته بندگان خدا جداگانه فکر می‌کردند با آن عقاید مخالفند ولی خود دچار آن بودند. گاها حتی بحث‌ به جاهای خطرناک‌تری کشیده می‌شود که آدم نگران کفرگویی می‌شود! و سریع بحث را عوض می‌کنم.

    در روزگاران جوانی حجم زیادی از مطالب فمنیست‌های وطنی را می‌خواندم. در کنار مطالب دیگری که به مدد دولت افسادات رواج یافت. از فرناز س. و شادی ص. تا کوچکترهایی چون پرستو د.! وقتی این قدر شباهت ادبیات بین آنها و این قشر جدید را مشاهده می‌کنم، واقعا برایم تعجب آور است. چه طور چنین شباهت و ادعاهای یکسانی ممکن است؟ لذا فمنیسم زدگی را در این تشابهات می‌توان دید. همان حرف‌ها را دارند تکرار می‌کنند…

    اما ماجرا فقط به این شباهت‌ها هم ختم نمی‌شود. ماجرا این است که این ادعاها مبتنی بر عقاید دینی نیست. و لذا ناچارند دست به تاویل! خودسرانه از دین بزنند. اتفاقی که به وفور دیده می‌شود. و البته محافظه‌کارهایشان –یا زیرک‌ترهایشان- مدعی «استفاده از ظرفیت‌های مغفول در دین» هستند. و البته حرف حقی است عدم استفاده‌ی ما از همه‌ی دین در همه‌ی عرصه‌ها. لکن به نیت خطایی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

    آیا ضدیت با فمنیسم یعنی بازی کردن در زمین غرب؟ هم آری هم نه! وقتی به بهانه‌ی مبارزه با فمنیسم در عمل به همان شیوه عمل کنی یعنی یک فمنیستی! وقتی شعار مرگ بر فمنیسم بدهی و خودت همان اعمال را انجام دهی یعنی در زمین غرب بازی می‌کنی! حتی خود غرب هم جریانات این طوری دارد! که اتفاقا این جور آدم‌ها در سر یک چیزهایی تفاهم دارند و اختلاف در نوع و شیوه‌ی اجراست!! اما وقتی اصل مساله مورد سوال قرار دهی و در حرف و عمل ضد آن باشی بازی در زمین غرب نیست. همانطور که ضدیت با کفر و شرک و شیطان بازی در زمین آن نیست. مگر آنکه در مبارزه با کفر، کافرانه عمل کنی!

    اتفاقا بازی کردن در زمین غرب یعنی سوال‌ها و دغدغه‌هایت همان باشد. یعنی در دین دنبال جواب سوال‌های آنها بگردی. به جای آنکه تصویری از جامعه‌ی دینی از متن دین استخراج کنی و سعی در حل مسائلش کنی، دنبال حقوق زن در دین باشی! چه آنکه در دین برای هر کس در جایگاهش هم حق تعریف شده است هم تکلیف. زن در جایگاه مادر حقی دارد، در جایگاه دختر حقی دیگر، در جایگاه همسر حقوقی دیگر و به عنوان فردی از جامعه دینی حقوقی در اجتماع. که در همه‌ی عرصه‌ها هم تکلیف هم دارد.

    تنها اشاره‌ای به اجمال رفت برای آغاز این مبحث. باید نکاتی دیگر نیز گفته شود که به مرور گفته خواهد شد.

    پی نوشت:

    – در یادداشت وبلاگ عصا، نکات فراوانی به صورت مبهم و بدون استدلال طرح شده است که هر کدام باید جداگانه مورد تدقیق قرار گیرد. مثلا گفته‌اند: « در فرهنگ اسلامی کار کردن اضطرار نیست بلکه نوعی سلوک انسانی برای شکوفا شدن و رشد کردن است». نخست آنکه این کار کردن به چه معناست؟ آیا شغل داشتن است؟ آیا حضرت زهرا شغل نداشتند سلوک انسانی را طی نکردند؟ یا اینکه از کجا به چنین دریافتی از فرهنگ اسلامی رسیدند. بلی برای مرد چنین است. علاقه دارم بدانم درباره زنان چگونه این نتیجه را استخراج می‌کنند؟

    – در جایی نوشته‌اند: « زنان متعهد و خدمتگزار جامعه ی ما حاضر نمی شوند حتی اندکی کوتاهی کنند و هر جا که لازم باشد از همه چیز خود در راه این تربیت میگذرند. (البته در اینجا و در این مقاله معنی کلمه تربیت کمی گسترده تر از معنی رایج آن است و آن در پهنه ی دانشگاه است …)»! من واقعا نمی‌توانم بفهمم چه تصوری از تربیت کردن در ذهن‌شان وجود دارد؟ انسان‌ها که به صورت گله‌ای تربیت نمی‌شوند که شما بخواهید با چهارتا همایش در سطح دانشگاه مردم را تربیت کنید. اتفاقا آدم‌ها با ارتباط و دوستی و صمیمیت‌های فردی رشد می‌کنند. و اتفاقا مباحثی که جنگ نرم را به حضور در بین مردم و تبلیغ چهره به چهره ترغیب می‌کند بر همین مبناست. و در همین تربیت کردن کیست که نداند دوران کودکی و نوجوانی مهمترین دوران‌هاست؟ آثار حک شده آن دوران خیلی سخت عوض می‌شود. خوب بعد کودک را در دوران به این مهمی و در کار دشوار تربیت از محبت و توجه مادر فهیم محروم کرده و به مهد‌کودک‌های مروج فساد و یا مقابل تلویزیون و بازی‌های رایانه‌ای می‌سپارند! چرا که مادرانشان دغدغه تربیت همه را دارند!!! اتفاقا تهاجم فرهنگی از آن هنگام اهمیت یافت که مادران فکر کردند باید در خیابان به اصلاح فرهنگ بپردازند! در حالی که خانواده است که همه چیز را می‌سازد.
    بعد تصور کنید چنین کار مشکلی که نیاز به تلاش و مجاهدات و فهم و مطالعه‌ی فراوان دارد چگونه سبک شمرده می‌شود!! من نمی‌فهمم چه طور خانمی که از صبح تا عصر در محل کارش با هزار مشکل روبرو می‌شود بعد می‌تواند بیاید خانه و در تربیت کوتاهی نکرده باشد؟

    منبع: وبلاگ ایلیا

    ۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۰ تیر ۹۵ ، ۱۰:۵۶
    میلاد حمیدی

    بهائیت

    مدتی است که به فعالیت ها و سایت ها  و خواسته های فعالان حقوق زن ، نشریه های توقیف شده فعالیت هایشان در دانشگاه های مختلف، مقاله پراکنی ها و تحقیق های جهت دار آنها در دانشگاه می نگرم. همیشه برایم این جای سوال وجود داشته است که در اندیشه اینها که خواستار برابری حقوق بین زن و مرد تحت لقای عناوین فریب دهنده حمایت از حقوق زنان و کودکان، جلوگیری از ظلم به زنان ، عدالت جنسیتی و ... هستند چه تناسبی با اسلام می تواند داشته باشد تا جایی که بسیاری از خواسته های آنها نتاقض اساسی و واضح با آیات کلام الله مجید دارد؟!!!

    اسلام که دین عدالت است چگونه است که با عدم تناسب بین حقوق و وظایف جور در می آید که فمینیست های ایرانی تحت لقای اسلامی مشتبه خواستار برابری بین زن و مرد هستند در حالی که حقوق و وظایف آنها یکسان نیست؟ چگونه می شود بدون دست زدن به وظایف زنان و حتی کاستن آن خواستار حقوق برابر آنها با مردان شد؟!!!!

    چگونه است که خواسته های پلیدشان را منطبق با اسلام می دانند و خواستار تغییر احکام الهی هستند تا اسلام را طبق خواسته های خود تعریف کنند؟!!!

    شب گذشته (شب هفتم شعبان 1437 هجری قمری) در خواب مردی روحانی را دیدم که گفت من جواب سوال تو را می دانم. گفتم کدام سوال؟ خندید و گفت اگر می خواهی بدانی دشمنان امام زمان عج و کسانی که کمر به گمراهی زنان و خانواده و به شیشه گرفتن خون شما مردان بسته اند چه کسانی هستند و فتیله آنها از کجا می سوزد آن را در بهائیت ضاله جستجو کن.

    صبح که از خواب بیدار شدم گوشی را برداشتم. من قبلا فقط شنیده بودم که بهائیت یک فرقه ضاله است که فعالیت هایی را در کشور انجام می دهد. اصلا نمی دانستم که عقاید آنها چیست. خلاصه گوشی را برداشتم و کلمه بهائیت را جستجو کردم.

    به نتایج خوفناکی رسیدم که یکی از آنها بر خلاف قرآن کریم زن و مرد را به لحاظ حقوق برابر می دانست حتی اگر وظایف آنها مختلف باشد!

    مثل اینکه در یک شرکت همه یک اندازه حقوق بگیرند خواه هر سمت و هر وظیفه ای داشته باشند!

    در تعجب فراوانم از اینکه آنطور که میدانیم از زمانهای قبل ز انقلاب مومنین از جمله نواب صفوی و روحانیون همیشه به حکومت های وقت توصیه میکردند که جلوی تبلیغ اندیشه های مخرب بهائیت گرفته شود.

    اما حالا در کمال تعجب می بینم اندیشه های آنها تحت لقای روشنفکری دینی چه با آب و تاب از دهان برخی خارج می شود. و حتی چه تحقیق ها و سایت هایی که این آموزه ها در آن مستتر بوده و غیر مستقیم یا مستقیم القا می شود!

    خدایا به تو پناه می بریم.

    امیدوارم گمراهان این راه از روی عمد دچار این کژ روی نشده باشند. من همیشه سایت الف را مطالعه می کنم جالب است که به طور اتفاقی امروز درست بعد از دیدن این خواب و این نتیجه گیری به مطلب زیر از سایت الف برخورد کردم (البته شخصا هیچ گونه نظری ندارم در مورد شخصی که در لینک اشاره شده است ولی بعنوان گواهی بر فعالیت و تاثیر گذاری این فرقه ضاله بر تفکرات حاکم بر برخی افراد و تشکل ها به آن اشاره می کنم):

    +  آیت‌الله هاشمی به فائزه تذکر جدی بدهد

    (سوره آل عمران آیه 85): وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلامِ دیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرینَ

    (استاد الهی قمشه‌ای: هر کس غیر از اسلام دینی اختیار کند هرگز از وی پذیرفته نیست ، و او در آخرت از زیانکاران است.

     

    ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۵:۴۳
    میلاد حمیدی

    ازدحام جمعیت

    گناهان بشر بخصوص گناهانی که ریشه در اکثریت اجتماع داشته باشند و مورد قبول اکثریت قرار گیرند مانند سایر اقوامی که در قرآن به عذاب الهی بشارت داده شدند مستوجب عذابهای الهی می شود می خواهیم بدانیم این عذابها چیست:

    چیزهایی مانند گرفتاری، از بین رفتن آرامش ، شلوغی جمعیت ، آلودگی هوا و از بین رفتن محیط زیست، از هم پاشیدن خانواده ها در نتیجه پذیرش عمومی فمینیسم در اقشار جامعه، گرانی و تورم، بلاهای طبیعی، عدم موفقیت در سود دهی تجارت ها و به قول امام علی ع چیره شدن بدترین افراد بر مردم.

    ۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۳ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۶:۳۲
    میلاد حمیدی

    شوهر کشی

    در جامعه ما اینطور جا افتاده که معمولا مردها مقصرند. مردها خشن اند و زنها فرشته اند. اگر مردی ازدواج مجدد شرعی کند خائن محسوب می شود اما اگر زنی رابطه نامشروع با پسری برقرار کند و به شوهرش خیانت کند و حتی شوهرش را بکشد بخاطر بدرفتاری مرد است. یعنی زن هر کاری بکند برای آن  توجیه ساخته می شود. اما مرد نه تنها از حقوق شرعی خود محروم می شود بلکه مجازات هم می شود. مرد اگر معتاد باشد مقصر است و اگر زنش هم معتاد باشد مرد عامل اعتیاد زن است!
    این ها همه از ضعف دیدگاه جامعه ما ناشی می شود که دیدگاه معصوم نگرانه به زنان و مجرم نگرانه به مردان دارد!
    اما در دنیا این طور نیست. این حرف که اگر دنیا به دست زنان می افتاد پر از صلح و زیبایی می شد دیگر رنگ باخته است. این روزها زنان با روبط نامشروع،خیانت،فرزندان نامشروع و هزاران جنایت دیگر مانند تجاوز به کودکان و همجنس بازی و تجاوز به هم جنس و حتی تجاوز به مردان دیگر این حرف ها را نخ نما کرده اند.
    اما متاسفانه در ایران هنوز این باور از بین نرفته است. همین موضوع باعث شده است که جریان مطالبه حقوق یک طرفه باشد  و بر همین اساس نیز قوانینی تصویب و قضاوت شود و حتی زنان معاونتی در ریاست جمهوری داشته باشند! مهریه های کلان بگیرند،مردان را زندانی کنند،شکنجه روحی کنند،خیانت کنند،بکشند و در هر صورت مرد مقصر باشد!
    هر قتلی که زن انجام می دهد و شوهرش را می کشد و یا خیانت می کند وکلایی که برای این زنان گرفته می شود با اهداف سیاسی برای مبارزه با حق طلاق مرد به زن آموزش می دهند که بگوید با شوهرش اختلاف داشته و می خواسته از او جدا شود و برای رهایی از مرد این کار را کرده است!
    این ها می خواهند با این حرف ها هم خیانت زن را کم رنگ کنند و هم یک بازی باخته را به یک بازی برد تبدیل کنند. یعنی یک موضوع آبرو بر را با ترفند سیاسی و اجتماعی ، هم تعدیل کنند و هم این ذهنیت را در جامعه و سیستم قانونی و قضایی بوجود بیاورند که به دلیل اینکه زن حق طلاق نداشته است مجبور شده دست به این کار بزند!
    این ها نمیخواهند بگویند که این زن هوسباز بوده  و طمع مهریه و حق و حقوق داشته است! این ها می خواهند بگویند حتی زن جنایتکار و قاتل هم از ناچاری این کار را انجام  می دهد! همواره می خواهند هوسبازی زنان را توجیه کنند و با اسلام مبارزه کنند و به هدف خود برسند!
    می بینید؟ چگونه حتی از جنایات زنان هم برای اهداف فمینیستی استفاده می شود در حالی که این موضوع باید یک ضربه برای آنها باشد؟!!!
    دقیقا ذیل هر مطلب خیانتی که از جنایات و یا خیانت ها و قتل های زنانه در مطبوعات نوشته می شود ، قطعا این جمله هست ” با شوهرم اختلاف داشتم،میخواستم از او جدا شوم. شوهرم با من بدرفتاری می کرد و ….”
    این جملات تکراری دقیقا جملاتی است که وکلای کانون های مختلف به موکلین خود برای اهداف فمینیستی آموزش می دهند و از آنها میخواهند تا این را بگویند!
    متاسفانه اکثر فارغ التحصیلان رشته حقوق در کشور از منابع اروپایی و بخصوص فرانسوی استفاده می کنند!
    قانون مدنی ما در واقع همان قانون مدنی فرانسه است که فقط برخی از موارد آن با اسلام تطبیق داده شده. هر جای این قانون که رنگ و بوی اسلامی دارد معمولا مورد هجوم فمینیست هاست و فمینیست ها به خوبی توانسته اند از این ذهنیت اروپایی و غربزده برخی وکلا به نفع خود استفاده کنند. و این چنین شعارهای دروغین و یکجانبه ای در حمایت از حقوق بی قیدانه و منتهی به فحشای زنان شکل می گیرد و اسلام به طور کل نماد تحجر شده است!
    در حالی که بخاطر تک صدایی زنان در سیستم خانواده هیچ کدام از حقوق اسلامی مرد به جا نمانده است در حالی که هیچ کس اعتراضی به حقوق اسلامی و غیر اسلامی که زنان توامان دارند نمی کند و فقط انقادها به حقوق مردان وارد است. آن هم حقوق مردی  که شش قفله دسترسی به آن حقوق جرم شناخته شده و مجازات هم دارد. و خود مهریه اهرم فشار بر مرد و حق طلاق زن است. که به دروغ گفته می شود حق طلاق با مرد است!
    امروزه بزرگترین جنایات انسانی را زنان انجام می دهند! قتل های وحشتناکی به نام سقط جنین از نمونه های آنهاست!
    آیا می دانید بالاترین جنایات انسانی و بالاترین آمار کشتن انسانها همین سقط جنین است و آمار آن از کشته های جنگ ها و خونریزی هایی که در اخبار نمایش داده می شود صدها بار بیشتر است؟
    این در حالی است که سقط جنین این روزها از حقوق زنان در دنیا به شمار می رود؟!!!
    همین فمینیست های کثیف ایران را اگر بخواهند بیش از این نیز قدرت بدهند شک نداشته باشید که آزادی سقط جنین را هم  در کنار حقوق نامشروع دیگری که مطالبه می کنند با فقه پویای مسخره شان خواستار خواهند شد!
    اگر بخواهیم از زنان جنایتکار و خون ریز در تاریخ نام ببریم به لیست بلند بالایی می رسیم که بر اساس تعداد کم زنان به قدرت رسیده در تاریخ با یک آمار درصدی معلوم می شود درصد زنان جنایتکار تاریخ به کل زنان به قدرت رسیده بسیار رقم بزرگتری است از درصد مردان جنایتکار تاریخ به کل مردان به قدرت رسیده!
    به دلیل حمایت سیستم امپریالیسم بین الملل و فمینیسم از جنایات زنان همیشه آمارهای جرم و جنایات زنان و خیانت های آنها و فرزندان نامشروع به صورت محرمانه باقی می ماند!
    همین الان زنان فعال حقوق زن از انتشار درصد طلاق هایی که زنان در آنها عامل اند جلوگیری می کنند و این آمارها محرمانه می ماند!
    همین الان فرزندان نامشروعی که متولد می شوند و بعضا مرد بیچاره از خیانت زنش خبر ندارد محرمانه است.

    ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ تیر ۹۴ ، ۱۳:۰۰
    میلاد حمیدی

    تورم

    همه ما بارها و بارها در سایت های خبری و روزنامه ها و تلوزیون می بینیم که از کاهش آمار ازدواج و بالارفتن آمار طلاق صحبت می شود. در زمینه کاهش میزان ازدواج و بالارفتن آمار طلاق قطعا مسایل مالی اصلیترین عامل کاهش ازدواج هست هر چند در زمینه طلاق عامل زمینه ساز و مستعد کننده محسوب می شود.

    بی برو برگرد اصلی ترین عامل طلاق در سالهای اخیر مساله فمینیسم است.

    عاملی که سبب تاثیر گذاری فمینیسم در زمینه فروپاشی خانواده می شود کاهش قدرت اقتصادی مردان است. از این رو که مردی که قدرت اقتصادی خوبی داشته باشد دارای اعتماد به نفس و ثبات بیشتری است و می تواند با تسط روی خانواده زندگی اش را حفظ کند.

    اما در جامعه ای که بر خلاف نظر قرآن (آیه 34 سوره نساء) ، قدرت و زمام خانواده از دست مرد خارج شود قاعدتا خانواده دچار تزلزل می شود و با کوچکترین دخالت و اشتباه از هم می پاشد.

    عواملی که سبب رشد فمینیسم می شود بستگی دارد به  اتخاذ سیاست های اقتصادی  و فرهنگی و اجتماعی دولت از جمله اشتغال زنان (سبب بیکاری و کاهش اشل دستمزدی مردان و در نتیجه کاهش قدرت اقتصادی) و همچنین سیاست هایی مثل پشتیبانی از سمن ها و ان جی او های زنان  که کار شستشوی مغزی زنان را انجام می دهند و مورد حمایت سازمانهای دولتی و معاونت زنان و ضد خانواده ریاست جمهوری و زنان فمینیست دولتی هستند.

     البته حمایت های غیر مستقیم سازمانهای فمینیستی بین المللی از آنها و درهای باز دولت برای ورود این سازمانهای بین المللی ضد خانواده به سیستم فرهنگی کشور بر هیچ کس پوشیده نیست.

    معاونت زنان و خانواده و دخالت های های آن در قانون گذاری و فعالیت های ضد فرهنگی سازمانهای دولتی خود از عوامل دخالت آشکار دولت در خانواده ها و در نتیجه نابودی آن است.

    معاونت زنان و خانواده هیچ نقشی به جز تسهیل طلاق، و گذاشتن موانع  قانونی و تست ها و مشاوره های دست و پاگیر برای ازدواج و درخواست سهمیه و تبعیض بر علیه مردان در سایر زمینه ها و در نتیجه کاهش قدرت مردان در اداره و حفظ زندگی ندارد که همگی سبب کاهش ازدواج و افزایش طلاق می گردد. چون قاعدتا مرد بدون در آمد یا کم در آمد نمی تواند ازدواج کند و یا در صورت ازدواج نقش اشاره شده در آیه 34 سوره نساء را به خوبی ایفا کند.

    تا وقتی که دولت پایش را از زندگی مردم بیرون نکشد هر روز مشکل بر روی مشکل اضافه خواهد شد. برای اثبات این مدعا وضعیت خانواده را در سالهای قبل از دخالت دولت در امور خانواده (تشکیل مرکز زنان ریاست جمهوری) و بعد از آن قیاس کنید.

    بدیهی است که یک مرد هر چقدر هم قدرتمند باشد هیچگاه حریف دولت نخواهد شد.

    ۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ اسفند ۹۳ ، ۱۰:۴۶
    میلاد حمیدی
    کودک بی مادر

    دسیسه های فمینیستی خاتمه ندارند. حقوق خانواده و حال حقوق کودک با محوریت حقوق دروغین زن!

    ۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۶ بهمن ۹۳ ، ۰۸:۳۱
    میلاد حمیدی