مردان ایران

اطلاعات و دانستنی های مردان

مردان ایران

اطلاعات و دانستنی های مردان




دراین سایت
در كل اينترنت
  • قالب وبلاگ
  • مردان ایران
    در این وبگاه جهت تنویر افکار مردان ایرانی و کمک به تشکیل و حفظ خانواده توسط آنها مطالبی نگاشته می شود و تفکرات و اقداماتی که جایگاه مردان در خانواده و اجتماع را مورد هجوم قرار می دهند نقد و بررسی می گردد.
    با توجه به شرایط کنونی جامعه یک نیاز اساسی برای بیداری مردان و تطابق آنها با شرایط خطرناکی که امروزه آنها را تهدید می کند وجود دارد.
    نقد های این سایت رویکرد اجتماعی دارد و در صورت نقد عملکرد افراد سیاسی تنها بازخورد اجتماعی و بعضا مذهبی آنها مورد توجه قرار می گیرد و تنها جهت تنویر افکار عمومی است.
    متاسفانه در میان انبوه سایت های زنان و سازمانهای مردم نهاد حامی حقوق زن ، جای خالی سازمان های مردم نهاد مردان شدیدا احساس می شود.
    البته نیت مبارزه و ایجاد جدال بین زنان و مردان نیست. بلکه هدف خنثی سازی توطئه ها و جلوگیری از مخابره پیام های دروغین و ناقصی است که توسط اغلب سایت ها و سمن های مردم نهاد زنان به سازمان های بین المللی و سیستم های دولتی صورت می گیرد.
    تاکید می گردد این سایت با گرایش های سیاسی به هیچ عنوان نه دوستی دارد و نه دشمنی.
    طبقه بندی موضوعی
    آخرین نظرات

    زنان مدرن



    نویسنده در این مقاله با توصیف نحوه تفکر و رفتار زنان مدرن با مردان، خواننده را به شناخت بهتر از زنان امروزی می رساند و به او انگیزه لازم برای شناخت بیشتر و بهتر جنسیت زن و علی الخصوص زن امروزی می بخشد. رامین مهر آیینی نوشت:

    شجره مدرنیته از وقتی که سایه نه چندان مبارکش را بر سر بشر گستراند گرچه از لحاظ مادی میوه های شیرینی داد ولی از لحاظ معنوی جز بر تلخ هیچ ثمر نداد از جمله فضیحت هایی که مدرنیته به بار آورد کشاندن زنان از خانه ها و سراها به کارخانجات و ادارات بود و زنان که تا دیروز در پناهگاه خانه در امن و امان بودند و مردان نیز دور از آنها در امن و امان به سر می بردند ، با شروع مدرنیته و انقلاب صنعتی چونان زنبورانی که در کندویشان آتش اندازند از خانه خارج شدند و هر چه بر سر راه دیدند نیش خویش را نثارش کردند(نیش نه از سر کین است بلکه اقتضای طبیعتش این است) ، زنان که در خانه به تربیت فرزند و امور خانه و خانواده مشغول بودند، ناگهان هوس مرد شدن به سرشان زد و ابه بیرون خانه گریختند و همین امر سرآغاز خانه خرابی خانه و خانواده شد. زنان در هر اداره یا کارخانه و یا هر نهاد دیگری که وارد شدند ارمغانشان فساد بود و بی بند و باری. مردان که زنان همکار خود را از زنان اصلی خود بیشتر می دیدند رو به این زنان آوردند و زنان نیز که دیگر در حریم خانه و خانواده نبودند چشم و گوششان باز شد و بر ایام در خانه هدر داده تاسف ها خوردند و تأسرها نمودند و بر آن شدند که قضای آنچه از آنان فوت شده است را دو چندان بجا آورند. زنان مدرن دیگر نه به فرزندانشان وقعی می نهند و نه شوهرانشان برای آنان کوچکترین اهمیتی دارد تنها خودشان را می بینند و خودشان و فقط پول درآوردن برایشان مهم است و پول درآوردن، آنها دایم مراقبند که مبادا هیکل هایشان ، خدایی ناکرده ، از فرم بیفتد و به تبع آن آنها نیز از چشم مردان هیز همکار خود بیفتند. زن های کارمند مدرن تمام هم و غمشان از سویی کار کردن است و پول درآوردن و از سویی دیگر در خیابان ها و پاساژها راه افتادن و ولگردی و خرج کردن و مصرف کردن. دیگر آنها همی برای مادری و غمی برای تربیت فرزند و کدبانوگری ندارند آنها را دیگر باید کاربانو دانست نه کدبانو . این زن های مدرن کارمند ، آنچه بیش از هر چیز برایشان مهم است رسیدگی به سر و شکلشان و قر و فرشان است . آنها یا ازدواج نمی کنند و یا اگر کنند درصدد آنند که با کوچکترین بهانه ای از شوهر خود جدا شوند تا بتوانند ضمن مطالبه مهریه خود به عشق تازه خود نیز برسند به همین علت است که در دوران مدرن طلاق تا این حد زیاد و سرسام آور شده است . زنان بسیار بی جنبه تر و نیز بسیار ایده آل طلب تر و خود خواه تر از مردانند ، معلوم نیست اگر آنان جای مردان بودند که کاملا در انتخاب همسر خود آزادند چه می کردند، حقیقتا حکمت ضعف زنانه و محدودیت های شرعی آنها اینجا به خوبی مسجل می شود، روانکاوان از جمله فروید ثابت کرده اند که زنان از لحاظ شخصیت و ساختار اخلاقی ضعیف تر از مردان هستند همچنین کرل گیلیگان در کتاب “با صدایی متفاوت ” از ضعف تفکرات اخلاقی در زنان سخن گفته و مدعی می شود که اخلاقیات در زنان بیشتر ارتباطی است در حالیکه اخلاقیات در مردان بیشتر استقلالی است همچنین معمولا شیوه انجام داوری های اخلاقی زنان پست تر از شیوه داوری مردان می باشد . در واقع شخصیت زنان بیشتر واکنشی است در حالیکه شخصیت مرد بیشتر کنشی است.

    به هر حال این روحیه ایده آل طلبی و نیز بی وفایی و خود خواهی و حقارت وجودی که زنان دارند موجب می شود که با کوچکترین احتمالی که برایشان به وجود آید که می توانند شوهر بهتر یا رفیق بهتر برای خود دست و پا کنند شروع می کنند به بهانه گیری و درصدد جدایی و طلاق بر می آیند به همین جهت است که حدود ۷۵ درصد در خواست های طلاق در اروپا از سوی زنان ارائه می شود و آنها هستند که پیشگام جدایی می شوند. شاید به همین جهت باشد که اسلام حق طلاق را به مرد داده است زیرا می دانسته این زن ها چه چیزهای ناقص الوجود حقیر و کم جنبه ای هستند که ظرفیت چیزی را ندارند و به هیچ وجه نباید به آنها مجال زیاد تر از سعه وجودیشان داد داد که اگر مجال یابند جز فساد در ارض کاری نمی کنند، همانطور که در غرب نیز همین کار را کردند.

    زنان بیش از هر چیز به جلوه گری و خود نمایی علاقه دارند و هر خریدار بهتری که برای زیبایشان پیدا شود بدون هیچ احساس انسانی از شوهر یا عاشق سابق خود جدا می شوند و به آغوش خریدار جدید تر که پول و موقعیت بهتری دارد می افتند . همانطور که بیان شد شخصیت زنان واکنشی است پس طبیعی است با کوچکترین کنشی ُ واکنش نشان دهند و پشت پا به همه چیز زنند. آنچه زنها بیشتر از هر چیز برایشان اهمیت دارد ثروت و شهوت است و هر جا اینها مهیا باشد کوچکترین تردیدی در خیانت به خود راه نمی دهند. حقیقتا زنها بسیار نفس پرست تر و نیز جزیی نگر تر از مردان هستند، البته این جزیی نگری ناشی از همان خود پرستی است. تمام دنیای زنان از خودشان فراتر نمی رود برای همین است که در میان زنان یک مصلح که فکر اصلاح جامعه باشد ظهور نکرده و اکنون که بسیاری از زنان نیز تحصیلات عالیه دارند و باید دنیایشان بزرگتر می شد اما متاسفانه این دنیا فراتر از فعالیتهای فمنیستی نرفته است. و این خود دلیل دیگری بر سعه وجودی کمتر زنان از مردان است.

    به هر روی حقیقتا زن ها را باید چونان آتشی دانست که از دور جلوه و جمالشان آدم را خیره و فریفته می سازد ولی نزدیکشان که شوی تا اعماق وجودت را می سوزانند .و متاسفانه در دوران مدرن آنها بد و حقیر نیز شده اند .

    زنان مدرن به حدی حقیر و بهتر بگویم دریده و لجاره شده اند که اطاعت از شوهر را ، که تمام وقت و وجودش را صرف زن و زندگیش می کند، مایه ننگ و عار خود می پندارند حال آنکه این سرکارهای علیه ناقص الوجود برای اینکه بر سرکار و شغل خود بمانند و یا ارتقای شغلی پیدا کنند و به جاه و مقام و پولی برسند حاضرند به هر فرمان رییس خود گوش دهند و حتی حاضرند تن فروشی نیز کنند و هر دستور دیگری هم که رییسشان داد اطاعت کنند. (البته این در ابتدای کار است و بدین وسیله زنها می خواهند جایگاه خود را محکم کنند) اما متاسفانه این زنها فرمان شوهر را مایه ننگ می دانند . حال چگونه است که اطاعت از رییس ولو به قیمت بی حیثیت و بی شرافت شدن خوب است ولی اطاعت از شوهر بد است امری است که بر ما پوشیده است. آشپزی و بچه داری و خانه داری بد است اما برای جلب رضایت همکاران مرد لاس مجبوری زدن خوب است و پسندیده!

    متاسفانه مردان روشنفکر ، یا بهتر بگوییم مردنمایان زن صفت و مخنث دوران مدرن نیز که در محیط کار دور از زنانشان بودند به حضور این زنان افسار دریده ، روز به روز دامن زدند و کاسه داغ تر از آش و دایه مهربان تر از مادر شدند و مدافع حقوق زنان شده و به ستایش زنان مدرن مشغول شدند ، غافل از آنکه این زنان اگر به آنها بها می دهند چون اول کارست و برای اینکه خودشان را جابیاندازند احتیاج به این پا دادن ها دارند ولی اگر کمی جایشان محکم شود کاری با مردها خواهند کرد که خودشان هم نفهمند از کجا خورده اند و این عین اتفاقی است که در غرب افتاده است، به هر روی این مردان عیاش و ساده لوح روز به روز شرایط را برای حضور زنان مساعدتر می کنند در واقع این زنان کارمند حکم زن همراه این مردان روشنفکر رجاله را پیدا کردند. این مردان به اصطلاح روشنفکر احمقترین قشر جامعه ما هستند و خدا را شکر که ما از این به اصطلاح روشنفکرهای مایه ننگ نیستم.

    به هر روی حضور افسار گسیخته زنان در هر گوشه و کنار و در هر سوراخی موجب گسترش فساد و بی بند و باری در جامعه و نیز اضمحلال خانواده شد . متاسفانه در جامعه ما دیگر مردان اهمیتی به اینکه زنانشان در کجا و چگونه کار می کنند نمی دهند و آنچه برای آنها اهمیت دارد کسب پول از راه کار کردن زنانشان هست در حالیکه کار کردن زن در بیرون از خانه در شرایط فعلی برای مرد باید نوعی بی غیرتی و ناموس فروشی تلقی کرد ـ هر چند در جامعه مدرن دیگر ناموس فروش بودن یا لکاته و هرزه بودن بد نیست و نه تنها بد نیست بلکه مایه مباهات و نشان روشنفکری نیز هست ـ امروزه فساد در بسیاری از دستگاه ها و نهادها که زنان در آن حضور دارند به اوج خود رسیده است . البته هستند هنوز مردانی که دوست ندارند زنانشان و دخترانشان کار کنند اما متاسفانه حریف زنان و دختران نمی شوند زیرا دیگر زنان این مردان را داخل آدم حساب نمی کنند که بخواهند حرف آنها را بشنوند و مردها نیز دیگر مرد نیستند که کسی بخواهد از آنان حساب ببرد و به قول نیچه زنان تنها زمانی حاضرند که زنانگی خودشان را نشان دهند که بدانند با مرد حقیقی طرفند. در حالیکه در شرایط فعلی که در جامعه و جهان ما مردان تبدیل به نامردان شده اند طبیعی است که زن ها از آنان فرمان نبرند مخصوصا اکنون که سطح تحصیلات زنان از مردان نیز بالاتر رفته است و به طبع آن درآمدشان و از همه مهمتر سطح منزلت اجتماعیشان بالاتر رفته پس توقع احترام و اطاعت از چنین زنانی احمقانه است. و این زنان هستند که بر مردها تسلط دارند و فرمان می رانند امروز دیگر زنان قوام مردها شده اند النساء قوامون علی الرجال زنان امروز دیگر ضعیفه نیستند بلکه قویه شده اند و مردانند که ضعیفه هایی هستند که هر چه آن قویه های لکاته بگویند باید بکنند و به هر ساز آنها باید برقصند.

    متاسفانه در جامعه ما حتی نهادهایی که باید مدافع سنت باشند امروز جلوی زنها کم آورده اند و دهان بسته اند روحانیت خود یکی از این گروه هاست که متاسفانه بجای دفاع از مرد سالاری پسندیده و غیر ستمگرانه و بهتر بگوییم جوانمرد سالاری، امروز کارشان شده است دستمال کشی برای زنان و تمامی متون مقدس را به نفع زنان تفسیر می کنند و ازدواج موقت و تعدد زوجات که از امتیازاتی است که اسلام به مردان داده و خود بیانگر برتری مرد بر زن از نظر خداوند است را به انحای مختلف زیر سئوال می برند و یا هزار تبصره و شرط برایش می گذارند. این آخوندهای ترسو متوجه نیستند که اساسا پدر و مرد معادل زمینی خدا می باشد و زن معادل ماده و بی خدایی. و امکان ندارد در جامعه یی مادر و زن سالار بتوان به خدا معتقد بود همانطور که امکان ندارد در جامعه ای ماده پرست بتوان سخن از مرد و پدر محوری گفت.

    متاسفانه در جامعه ما وضعیت به گونه ای شده که زنان هم امکانات و امتیازاتی که اسلام به آنها داده را مطالبه می کنند و هم امتیازات و امکاناتی که غرب به زنان داده؛ برای مثال زنان ایرانی هم مهریه بالا می خواهند هم خواهان حق طلاقند غافل از اینکه اگر ما مسلمانیم که دیگر نباید سخن از حق طلاق برای زنان بگوییم و اگر غربی هستیم نیز نباید سخن از مهریه به میان آوریم چونکه در نظام های حقوقی غرب زن از مهریه برخوردار نیست زیرا از نظر آنان ازدواج لذتی دو طرفه است و دلیلی ندارد که مرد بابت لذتی که می برد پول بدهد و زن بابت لذتی که عایدش می شود پولی هم بگیرد و این می شود دادن باج سبیل به زنها و عین ظلم به مرد است. همچنین در بسیاری از خانواده ها زنان از مرد می خواهند که در امور خانه داری دخالت کند و نصف کارهای خانه را او انجام دهد حال آنکه وقتی خود به سر کار میروند و پولی کسب می کنند حاضر نیستند در خانواده خرج کنند زیرا معتقدند از نظر اسلام وظیفه تامین مخارج خانواده با مرد است. همچنین دختران در کشور ما از انجام خدمت سربازی معافند ولی هیچ کدام از آنها خواهان رفتن به سربازی نیستند و آن را حق خود نمی دانند زیرا این حق توام با زحمت است اما زمانی که کسی بخواهد به پسران به دلیل اینکه به سربازی می روند و دو سال از زندگی و درس خواندن عقب می افتند سهمیه ای در دانشگاه دهد فوری صدای این فمنیست ها بلند می شود که حق زنان پایمال شد و حقوق زنان ضایع گشت و از این مزخرفات که متاسفانه مردان خودنمای زن ذلیل و زن صفت نیز فوری عقب نشینی می کنند و این عقب نشینی را نشان روشنفکری خود می دانند حال آنکه نشان ضعف و زبونی و بی غیرتی آنان است و لاغیر . البته این منت کش های  زنان نمی دانند که اگر زنان مجال یابند تمام مردان را حذف خوهند کرد؛ چندی پیش در مقاله یی تحت عنوان ” پایان کار مرد آمریکایی ” خواندم که زنها هر گاه ریاست یابند میل زیادی به حذف مردها دارند چنانکه امروز ۷۰ درصد بیکاران آمریکایی را مردان تشکیل می دهند همچنین در مقاله دیگری تحت عنوان ” دنیایی در نبود پدر ” خواندم که امروزه در خانواده های آمریکایی پدران و مردان در خانواده هایشان به موجوداتی فرعی دست دوم و به اصطلاح خودم زیر پای زنشان تبدیل شده اند و دیگر کمترین احترامی در خانواده شان ندارند و جالب است که بدانیم یکی از عوامل شیوع همجنس بازی در میان پسران بنا به نظر فروید وجود مردان ضعیف و زنان قوی در خانواده است که عامل اصلی در افزایش میل پسربچه ها به همجنسشان است.

    به هر تقدیر این حقارت پدر و این تحقیر مرد را باید از چشم مردان زن صفت و پست فطرتی دید که فریب ظاهر خوب و زبان نرم زنان این دشنام خدا به انسان این بزرگترین خلل و روزنه در کار خدا و این فضله های آفرینش این موجوداتی که حد فاصل انسان و حیوانند را خوردند. ضرب المثلی آلمانی وجود دارد که می گوید زن آخرین حیوانی است که توسط مرد اهلی شد اما گویا این را هم باید بدان اضافه کرد که از قرار معلوم زن اولین حیوانی است که پس از اهلی شدن دوباره وحشی شد.

    از دیگر فضایح مدرنیته این بود که زنان افسار پاره کرده در لوای جریانات فمنیستی به جعل فضیلت و کشف استعداد های مسخره و دروغین برای خود پرداختند و زنان را از نظر استعداد همسان مرد و حتی گاهی برتر از مرد دانستند. این دروغ ها و اکاذیب روز به روز گسترش یافت و کسی را یارای مقاوت در برابر آن نبود، زیرا این زنان، دهن دریده هایی بودند که با جنجال گری و غوغا سالاری و در جاهایی نیز مظلوم نمایی کار خود را پیش می بردند و کسی حریف آنان نمی شد. کسی جرات نداشت به آنان بگوید اگر زن و مرد برابرند و هر دو استعداد یکسان دارند چرا یک پیامبر تاکنون از میان زنان بر نخاسته است؟ چرا یک فیلسوف بزرگ زن، از سقراط و افلاطون و ابن سینا گرفته تا هایدگر و ویتگنشتاین، نداریم؟ چرا یک جامعه شناس بزرگ زن، از اگوست کنت و دورکیم گرفته تا گیدنز، نداریم؟ چرا حتی یک هنرمند بزرگ زن هم شان مولوی و حافظ و یا بتهوون و موتزارد و پیکاسو و ونگوک و… نداریم؟ چرا حتی یک فیزیکدان و ریاضی دان بزرگ زن که هم شان نیوتن و انیشتن و ماکس پلانگ باشد نداریم؟ شما که مدعی هستید زن و مرد برابرند چرا پس از این برابری در عالم واقع خود را نشان نداده است؟ چرا همین اکنون هم که شمار زنان تحصیلکرده بسیار شده است و در رشته های مختلف فعالیت دارند هنوز هم استعداد برتر مردانند؟

    حقیقتا باید اذعان کرد زن ها از مردها پایین ترند و مردها واقعا بالاتر می باشند . این واقعیت را زنان باید بپذیرند. زیرا اساس جامعه و اساس خانواده بر بالاتر بودن مرد بر زن قرار دارد ، اگر چه بالاتر بودن به معنای ستمگری و ظلم کردن نیست ، و اگر این توازن قوا به هم بخورد نتیجه اش چیزی جز انحطاط اخلاقی جامعه و فروپاشی خانواده نخواهد بود . گرچه به این نکته نیز باید اذعان کرد که در دوران مدرن دیگر مرد و مردانگی به معنای حقیقی آن وجود ندارد و مردان بیش از هر چیز در پی آن هستند تا زنی خوشگل و پولدار و تحصیلکرده پیدا کنند و خود در خیابان و شهر و همه جا دنبال آن زن راه بیفتند و یا در اتوموبیل مدل بالای زنشان کنار دست زنشان بنشینند و به دیگر مردها پز دهند که ببینید ما چه زن خوشگل و پولدار و مدرنی داریم و شما ندارید ، پس حسرت بخورید . همچنین به تازگی مد شده است که پسران به سراغ دخترانی که سنشان بیشتر از خودشان است و یا دارای مدرک تحصیلی بالاتر از خودشان هستند می روند و با آنها ازدواج می کنند و بعد هم افتخار می کنند که مثلا ما زن دکتر داریم، در حالیکه خودشان دیپلم هم به زور دارند ، و ببینید ما شب ها روی یک خانم دکتر می خوابیم ببینید ما چه مردان بزرگی هستیم دلتان بسوزد .

    مردهای بی صفتی که به دنبال آن هستند تا اعتبار و احترام خود را از سواد زنشان یا ثروت زنشان کسب کنند. مردهای مدرن را دیگر نباید مرد دانست بلکه آنان را باید زنان خایه دار برشمرد که امروزه از سر ترس و بی وجودی و خاک به سری حتی بیش از زنان مدافع حقوق زنان شده اند و به خایه مالی آنان مشغولند و بعید نیست برای اینکه اصل تساوی زن و مرد را رعایت کنند شب ها خود دراز کش بیفتند و به زن هایشان بگویند من کارم را کردم حالا نوبت توست زیرا زن و مرد باید در همه چیز برابر و مثل هم باشند و بدین ترتیب زیر زنهایشان بخوابند و زن زنهایشان شوند .

    به هر تقدیر گفتن این دست مسایل بحث ما را به درازا می کشد اما به نظر می رسد صلاح دنیا و آخرت خانواده و جامعه در آنست که زنها دست از سر کارهای مردانه بردارند و به جای درآوردن اداهای مردانه ، که به قول فروید انجام اینجور کارها توسط زنان ناشی از عقده اختگی است و هر زنی که بیشتر ادای مردها را درآورد عقده اختگی بیشترش است، سراغ خانه و خانواده شان روند که صلاح آنها و همه جامعه و از همه مهمتر فرزندان و کودکان، که بیش از هر چیز محتاج مهر مادری اند، در این است. همچنین بهتر است مردان و پدران یا بهتر بگوییم مذکران مرد ما نیز دست از این بی صفتی و رجاله گری بردارند و و دخترها و زنهایشان را مهار کنند، هر چند که ممکن است بسیاری از آنان، امروز بر اثر تبلیغات فمنیستی ، دهن پاره و دریده شده باشند. اما به هر روی بهتر است که مردان و پدران بیش از این از خود دنائت و نامردی به خرج ندهند و بی عرضگی و بی خاصیتی خودشان را نشان روشنفکری ندانند. اگر چه با توجه به وضع موجود، شاید دیگر کار از کار گذشته باشد و به قول مرحوم دکتر شریعتی پاپاهای امروزی پپه شده اند و یا به دیگر سخن باباهای امروزی ببو گشته اند و دیگر کاری از دستشان ساخته نیست جز فرمانبرداری و نوکری زنان و دخترانشان . در واقع امروز مردان زن زنان و دخترانشان شده اند. زنان و دخترانی که امروز یا با مظلوم نمایی و گرفتن قیافه حق به جانب و یا با جنجال سالاری و غوغاگری و بی آبروگری می کوشند خر خود را از پل مراد بگذرانند و گام به گام پیشروی نمایند و مردان نیز یا یه خاطر داشتن سودای سوء استفاده جنسی از زنان و یا از ترس آبرویشان دهن به دهن زنهای لجاره و پتیاره نمی کنند گام به گام عقب نشینی می نمایند.

    اما در پایان این جستار کوتاه می گوییم ، زنها باید بدانند همانطور که قدرت جسمانی و فکری مرد ، که شواهد آن را برشمردیم ، بیشتر از زن است و متوسط قد مردان بلند تر از قد زنان است و متوسط استخوان بندی مردان و وزن مردان و بزرگی جمجمه مردان از متوسط اینها در زنان بیشتر است و نیز در رابطه زناشویی و آمیزش جنسی نیز مرد بالاتر است و مرد چیزی بیشتر از زن دارد ، این کمبود زنان را فروید با عنوان عقده اختگی بیان می کند و اساسا در امر آمیزش که مهمترین رکن زندگی زناشویی است این مرد است که مسلط است پس برای داشتن یک زندگی متعادل و معقول نمی توان در امور دیگر زندگی زن بالاتر و برتر و محور باشد بلکه زن ضمن برخورداری از احترام کامل باید مطیع مرد که نباید ستمگر و عوضی باشد، باشد، ماده خوک های فمنیست، اهمیت این مساله یعنی اینکه در ازدواج ، برتری با مرد است را کاملا درک کرده اند از همین روست که آنها معتقدند زنی که با مردی بخوابد گویی با دشمن دست دوستی داده است و به همین دلیل است که جنبش فمنیست در ذات خود یک جنبش همجنس گرایانه است که خواهان اکتفای زنان به زنان و استقلال از مردان است به همین سبب آنها مدعی می شوند که زنان به مردان هیچ احتیاجی ندارند و زن بدون مرد مثل ماهی بدون دوچرخه می باشد و البته آنها راهکارهایی هم برای زنانی که نمی توانند بدون مرد به سر برند قرار داده اند از جمله استفاده از موز و هویچ و دیگر وسایل این چنینی با هزار لطایف الحیل مختلف برای بی نیاز ی از مردها .

    به هر روی به اعتقاد ما و بنا به ادله ای که بیان کردیم در اجتماع و زندگی سالم نیز مرد باید برتری نسبی داشته باشد تا خانواده و جامعه از هم نپاشد و این یک اصل اساسی است زیرا دو پادشاه در اقلیمی نگنجند و دو رییس جمهور نیز در کشوری وجود ندارد . اگر زن و مرد از لحاظ حقوق با هم برابر شوند خانواده از هم خواهد پاشید چنانکه در غرب از هم پاشیده است.

    زنها باید بدانند که اگر تاکنون با آنها مدارا شده فقط به خاطر رعایت جسم ضعیف و عقل ناقصشان بوده است و آنها بهتر است که از این حس خودبرتر بینی احمقانه که دچارش شدند و خود را جنس اول و برتر می پندارند ، جنسی که مردها باید حول محور آنها بچرخند، دست بردارند و به جایگاه اصلیشان برگردند وگرنه مردان ، به ویژه مردان سنتی ایرانی که از امکاناتی مثل تعدد زوجات و ازدواج موقت بهره مندند و نه روشنفکران خایه مال زنان ، بلدند که چگونه آنها را سر جایشان بنشانند.

    به هر روی زنهای فمنیست و مدرن گرچه امروز دست به کار شده اند تا برای خود کرامت سازی و فضیلت تراشی کنند اما اگر این اراجیف و اکاذیبی که می گویند بر فرض محال هم درست باشد ، با این همه ، آنها باید بدانند زن به هر جا که برسد باز جایش زیر مرد است پس بهتر است که زیاد تقلا نکنند و دنیا را به کام خودشان و مردان و فرزندان تلخ نکنند .

    این جستار را با نقل ابیاتی از شیخ اجل سعدی شیرازی به پایان می بریم :


    ز بیگانگان چشم زن کور باد چو بیرون شد از خانه در گور باد
    چو بینی که زن پای بر جای نیست ثبات از خردمندی و رای نیست
    گریز از کفش در دهان نهنگ که مردن به از زندگی به ننگ
    بپوشانش از چشم بیگانه روی و گر نشنود چه زن آنگه چه شوی
    چو زن راه بازار گیرد بزن و گرنه تو در خانه بنشین چو زن

    ۵ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ فروردين ۹۵ ، ۰۹:۰۵
    میلاد حمیدی

    قرآن کریم

    در هیچ زمانی به اندازه امروز استدلال شیطان برای سجده نکردن بر انسان ، پر رنگ نشده بود.استدلال شیطان در سجده نکردن بر انسان کاملا با ملاکهای برابری و اخلاقیات دنیای امروز تطابق دارد و می توان سیره عملی این استدلال را در مسائل مربوط به زنان مشاهده کرد که چگونه زنان امروز از راه و روش شیطان پیروی میکنند و خوی تکبر آمیز او را در خود پرورش میدهند و همانگونه که تکبر ابلیس باعث اخراج او از بهشت گردید تکبر و استبداد زنان امروز نیز باعث اخراج آنها از بهشت خانواده و امکان داشتن لذت شوهر داری و فرزند آوری گردیده است.

    در حالیکه زنان در قرآن به تواضع در برابر شوهر فرمان داده شدند ، این فرمان از سوی خیلی از افراد رد می شود و با انواع توجیهات سعی میکنند تا آن را به زمان خاصی نسبت دهند و از زیر بار مسولیت شانه خالی کنند درحالیکه روز به روز بر مسولیتهای مرد می افزایند. اصولا تمام تلاشهای فعالان حقوق زن در جهت رد همین فرمان است.

    تلاش برای برابری ، و یا به قول خودشان اثبات خودشان به مردان و ... تنها به نیت رد  تواضع در برابر مرد است و تمام این تلاشها به این منظور است که دلایلی مانند دلایل شیطان در رد خشوع او در برابر انسان برای رد تواضع زن در برابر شوهر و به رسمیت نشناختن قوامیت مردان بر زنان بیایند و آن را به روابط زن و مرد چه در قالب ازدواج و چه در خارج آن تعمیم دهند.

    به هر حال شیطان هم برای خود دلایلی داشت که از سجده سر باز زند و بسیاری از زنان امروزی به دنبال همین دلایل هستند.

    حالا جای این سوال مطرح است که چرا انسان بعد از ١٤٠٠ سال به شیطان رسید؟

     با توجه به روند دنیا خواهانه  و رفاه طلبانه بشر که روز به روز وی را سرکش تر می کند جواب این سوال نمایان می شود. اما مهم تر از این سوال ، نگاهی اجمالی به تلاشهای امروز دشمنان (فمنیست ها) است که در جهت تحریف قرآن و تاویل آن قرار گرفته است.

     خداوند بارها در قرآن خود را حافظ آن معرفی می کند و البته این برای بسیاری از امروزی ها غیر قابل تحمل است شاید خیلی ها دوست داشتند که بتوانند قرآن را تعویض نمایند و مطابق با هوا و هوس نفس خود آن را باز سازی کنند چون تا حدی از آن دور شدند که نمی توانند آیات آن را بپذیرند و لذا سعی می کنند برداشت کاملا معکوس خود را از فرامینی که در بسیاری از جهات بسیار واضح است و البته تحریف نشده هم هست توجیه کرده ، بسط و گسترش دهند. این خود رسوایی بسیاری از متدین نماها در امروز است که ماهیت واقعی آنها را نشان می دهد و نشان می دهد که چگونه برداشتهای غیر عقلانی و حتی خلاف نص صریح را توجیه می کنند.

    امروزه استدلاهای جالبی جهت رد آیات قرآن به گوش می رسد که جالب ترین و کم خردانه ترین آنها این است که خداوند در زمان پیامبر قادر نبوده که تمام حقوق زن را مطرح کند.

    طبق استدلال مطرح شده خداوند به دلیل ترس یا رودربایستی از انسان ١٤٠٠ سال پیش قادر نبوده حقوق زن را به طور کامل مطرح کند لذا مجبور شده تا ان را مطابق میل خوانندگان تعویض شده در قرآن بیاورد.

    دو بحث در باب این استدلال شیطانی مطرح است:
    ١- اگر خداوند قادر نبوده تمام حقایق را در قرانی که خود ان را سنجشی برای اعمال مسلمانان دانسته ، بیان کند ، چرا دین خود را در ١٤٠٠ سال پیش کامل کرد؟ می توانست بگذارد و امروز دین خود را کامل کند.
    ٢- این استدلال مطرح شده ریشه در طرز فکر کافران امروز دارد. کافران امروزی برای این که خودشان را به قول خود دموکرات نشان دهند نیاز دارند تا از مردم تاییدیه بگیرند تا اکثریت آرا را کسب کنند و برای همین این طرز فکر را به خدا نیز نسبت می دهند یعنی گویا خدا نیاز به کسب رای اکثریت مردم داشته و به این منظور شعار های انتخاباتی خود را برخلاف واقعیت و حق بیان کرده است.

    و با ابن توجیه بنی اسرائیلی میگویند نیت خدواند را بهتر از خود او می دانند و در طول تاریخ چه بسیار کذابانی بوده اند که عقل خود را برتر از عقل خدا میدانسته اند

    . از قدیم این ضرب المثل بوده که کافر همه را به کیش خود پندارد و امروز این کافران مدرن حتی خداوند را هم به کیش خود می پندارد. اما نکته جالب اینجاست که خداوند بارها این استدلال را در قران کوبیده است.
    قرآن در سوره هایی مانند هود و ... بارها این را متذکر می شود که هر قومی که بر خلاف مشیت خداوند حرکت کند به هلاکت می رسد یعنی اصل در قرآن بر این است که مردم باید به خداوند برسند و نه خداوند به مردم. و در این راه هیچ گونه ملاحظه ای در کار نیست و لازم باشد عذاب و هلاکت نیز فرا می رسد.

    سوره ابراهیم آیه ٨ :
    موسی گفت: اگر شما و همه اهل زمین یک مرتبه کافر شوید خدا از همه بی نیاز است
    سوره هود آیه ١٢:
    (ای رسول ما) مبادا بعض آیاتی را که به تو وحی شده (درباره کافران به ملاحظاتی) تبلیغ نکنی و از قول مخالفانت که می‏گویند (اگر این مرد پیغمبر است) چرا گنج و مالی ندارد و یا فرشته آسمان همراه او نیست دلتنگ شوی، که وظیفه تو تنها نصیحت و اندرز خلق است، و حاکم و نگهبان هر چیز خداست.

    در پایان باید متذکر شد که در قران بارها بر این نکته تاکید شده که سنت خداوند تغییر ناپذیر است و این یکی از دلایلی است که شیعه قران را کتابی برای تمام قرون میداند اما عده ای دشمن و یا جاهل کوردل با چنین توجیهاتی قصد دارند قران را کتابی با تاریخ مصرف نشان دهند که زمان آن سپری شده و این کذابان باید جای آن را بگیرند. به هر حال طبق آیات ذکر شده و تعداد زیادی آیات دیگر و نیز طبق عقل ، مسئله رودربایستی خداوند از اهل جاهلیت برای احیای کامل حقوق زن ، کاملا منتفی است.

    ۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ اسفند ۹۴ ، ۱۱:۱۷
    میلاد حمیدی

    اصناف

    همه ما زیاد دیده ایم و شنیده ایم. صنف، اتحادیه های اصناف، تصمیمات صنفی، مصوبات صنفی!
    در این جا ما می خواهیم نشان دهیم مضرات تشکل های صنفی بیش از فواید آن است. البته این به جز تشکل های کارگری و مردمی است که مطالبات آنها سبب پیشرفت کشور می شود.
    تشکل های غیر کارگری که غالبا تامین کننده ها و وارد کنندکان و یا تولید کنندگان را تشکیل می دهد اما بر خلاف تشکلات کارگری به شدت برای دولت و ملت مضر هستند .


    تاثیرات منفی تشکلات صنفی بر زندگی مردم:


    گرانی و ضعف معیشت مردم : تشکلات صنفی سبب میشود تا یک صنف خاص در جهت منافع خود دست به اقداماتی بزند که سایر صنوف و یا مردم عادی را با مشکل مواجه کند و یا منافع آنها را با خطر و تهدید مواجه کند. بعنوان مثال صنف مرتبط با یک کالای خاص اقدام به احتکار یا گران کردن کالای خود کند و یا دولت را طوری مجاب کند یا تحت فشار بگذارد تا سود صنف خود را بالا ببرد و این به شدت معیشت مردم را گرفتار یک صنف خاص می کند که تاثیرات منفی آن را به وضوح در جامعه می توان دید.


    جلوگیری از پیشرفت و از بین بردن فضای رقابتی:بدیهی است وقتی یک صنف به صورت مشترک سازماندهی شود دیگر عملا فضای رقابتی وجود نخواهد داشت و این سبب جلوگیری از پیشرفت و سبب درجا زدن می شود.
    جلوگیری از رقابت بر سر کاهش قیمت ها، جلوگیری از ارایه خدمات جدید و بهتر،جلوگیری از ارایه کالا بدون هماهنگی با تشکل صنفی، جریمه یا توبیخ عضوی از صنف که خدمت جدیدتر و ارزانتری ارایه می دهد و ...


    امکان اعتصاب و تحت فشار قرار دادن دولت و مردم:یک صنف خاص می تواند به راحتی با اعتصاب سبب مشکلاتی شود. اعتصاب های سازماندهی شده و بازتاب سیاسی درگیری دولت و سیستم قضایی با یک صنف می تواند دولت و حاکمیت را وادار کند که تابع آن صنف شود و آن صنف بخصوص اگر تامین کننده خدمات یا کالای اساسی برای مردم باشد.

    پیشنهاد:


    اتحادیه های اصناف غیر مردمی در واقع بازوهای اصلی سیستم سرمایه داری و برده داری هستند. این اتحادیه ها و این اصناف اگر لغو مجوز نشوند و به کار آنها خاتمه داده نشود در آینده علاوه بر مشکلات بالا و نهادینه سازی سیستم ضد اجتماعی، ضد مذهبی و ضد دولتی (دولت را وابسته به اصناف می کند و به جای اینکه دولت آنها را کنترل کند آنها دولت را کنترل خواهند کرد)، مشکلات بزرگتری مثل زمینه کنترل و نفوذ در کشور توسط بیگانگان را نیز فراهم خواهند آورد.
    به خوبی با مطالعه و بازبینی اوضاع حاکم بر جامعه می توان به این مشکلات بالقوه که بسیاری از آنها بالفعل نیز شده اند پی برد.
    اما راهکار برای از بین بردن این مشکل در دو گام می باشد:
    گام نخست امحای تشکلات صنفی غیر مردمی است
    گام دوم تشکیل ستاد های متشکل از مردم و دولت و سیستم قضایی برای نظارت بر فعالیت های آشکار و پنهان اصناف بخصوص اصنافی که خدمات و کالاهای اساسی با آنها در ارتباط است.

    ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ اسفند ۹۴ ، ۰۹:۴۴
    میلاد حمیدی

    لحظات زندگی

    لحظات خوب زندگی خیلی کمه. آنقدر کم که به سختی بشه به یادشون آورد. بدتر از بدتر اینه که بفهمی اون محدود روزای خوبی هم که داشتی در واقع خوب نبودن و تو فکر می کردی که خوبه.
    دنیا دنیای حسرت و سختیه. اگر هم خوشی و خوشگذرونی کنی شک نداشته باش یک روز از دماغت در میاد. این دنیا مثل یک خوابه. چه خوب چه بد پوچه.
    میتونی یه کاری کنی و اینکه بدی های دنیا رو نبینی و ازش بگذری. شاید این بهترین راه باشه. اما واقعا بعضی از بدی ها رو انصافا نمیشه از کنارشون رد شد.
    نه میشه رهاشون کرد و ازشون رد شد  و نه میشه که تحملش کرد. گریبونتو میگیره و ولت نمی کنه. یک اشتباه آخرین اشتباه. دقیقا عین ماشه تفنگی که اونو به طرف خودت نشونه رفتی.
    دستت بهش بخوره چکیده و تموم. منتها گلولش قلبتو سوراخم بکنه نمیمیری تا لحظه مرگی که خدا برات مقدر کرده فرا برسه.
    کاش دیدی که ائمه از آخرت داشتن ما هم داشتیم. کاش واقعا میدونستیم تکلیفمون توی این دنیا چیه.
    ما بشرهای دو پا خیلی چیزها رو توی دنیا شناختیم! حتی لقمه گنده تر از دهنمون هم برداشتیم و رفتیم دنبال خدا شناسی!
    ادعامون هم میشه.
    کلی علم و دانش بدست آوردیم و قله های زیادی رو فتح کردیم. همه چیز و شناختیم اما هنوز از شناخت خودمون عاجزیم!
    بعد در مورد شناخت خدا ادعا می کنیم.
    در صورتی که کسی که نفس خودش را نشناسد خدای خود را هم نشناخته است.
    حدیث داریم آرزوی مرگ خوب نیست. چون اگر خوب باشی میتونی بیشتر برای آخرتت توشه جمع کنی و اگر بد باشی زودتر به سمت هلاکت و جهنم پیش میری.
    اما من اینجاشو قبول ندارم. چون میگم اگر آدم بد باشه با بار گناه سنگین تری وارد آخرت میشه.
    کاش میشد خدا یه آپشنی میگذاشت که هر کی موندن و نمودنش توی دنیا به اختیار خودش باشه. میخوام بدونم  در این صورت واقعا چند نفر روی کره زمین وجود داشتن که میخواستن به زندگی نکبتی روی این شکنجه گاه دنیا ادامه بدن.
    تنها کاری که از دست همه بر آمده اینه که شکمشون رو پر کنن و خودشون رو عین بچه ها بزنن به اون راه و با یک سری تفریحات خودشون رو سرگرم کنن تا لحظه مرگشون فرا برسه.

    ۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ دی ۹۴ ، ۱۳:۵۳
    میلاد حمیدی

    اشتغال زنان

    اشتغال زنان

    زنان شاغل

    بیکاری مردان

    بیکاری مردان

    گرفتاری مردان

    اشتغال افراطی زنان و استخدام گسترده آنها در سیستم های دولتی و خصوصی

    سبب افزایش بیکاری مردان و از هم پاشیدگی زندگی آنها و عدم امکان ازدواج افراد مجرد شده است

    این موضوع نیازی به اثبات ندارد و از روز هم روشن تر است و آن این است که هر شخص سیاسی و یا اجتماعی که سنگ اشتغال و دادن پست و مقام به زنان را به سینه می زند از خصیصه ای اصلی که همانا دیکتاتوری است برخودار است.
    این اشخاص برای پنهان کردن خوی شیطانی و پلید خود با ژستی روشنفکرانه سعی می کنند با تحریف دین و عقاید بزرگان و تطبیق بیانات خود با دین و اشخاص تحریف شده ای که خود تصویر می کنند خود را موجه جلوه دهند.
    حال سوال این جاست که این اشخاص چرا سعی می کنند بیشتر از زنان استفاده کنند؟
    پاسخ واضح است این اشخاص دنبال مطیعان محض هستند. زیرا در این صورت می توانند خوی دیکتاتوری خود را ارضا کنند. زنان مطیعان خوبی هستند. مدیرانی که دنبال تک نظری و تحمیل نظرات خود هستند همیشه با خلاقیت و انتقاد مخالفند. درست همین اشخاص هستند که طرفدار پر و پا قرص اشتغال و به کرسی های قدرت نشاندن زنان هستند.
    هر دولت و هر سازمان و نهادی که حضور زنان در آن بیشتر است هم فاسد تر است و هم مدیرش دیکتاتور تر است. تعداد زنان یک سازمان دقیقا سنگ محک خوبی برای تشخیص میزان سرکوبگری و دیکتاتوری مدیر آن سازمان است بطوری که هر اندازه زنان بیشتر مدیرش دیکتاتور تر.
    نمونه بارزش را می توان آن دولتی دانست که انتقاد پذیر نبود و اوضای سیاسی و اقتصادی کشور را با خودسری ها و حرف های ناشایستش چندین دهه که چه عرض شود شاید یک قرن به عقب برد.
    اگر بنگریم اوج چاپلوسی و زن ستایی و به کرسی نشاندن زنان در دولت او اتفاق افتاد که حتی دست دولت اصلاحات را هم از پشت بسته بود.
    کار به جایی رسیده بود که تمرد از سخنان رهبری از جانب او برای همه آشکار بود.
    همواره با نزدیک شدن به انتخابات مجلس این گونه چاپلوسی ها به اوج خود می رسد.
    در یک کلام به این ابلهان باید گفت شما که چنین سخن می رانید و قدرت یافتن زنان را سبب کاهش فساد می دانید (که البته عکس آن اثبات شده است) بهتر است خودتان کرسی های قدرت را خالی کنید و آنها را به زنان بسپارید نه اینکه از کیسه خلیفه و از جیب و زندگی مردان زحمتکش این مملکت خرج کنید.
    به امید روزی که مشت های آهنین پیروان ولایت بر دهان شما کوبیده شود و خدای عزوجل رسوایتان کند.

    ۴ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۱ دی ۹۴ ، ۰۹:۳۶
    میلاد حمیدی

    تقلب



    در حال رانندگی در خط دوم اتوبان هستم و ترافیک زیاد است. احساس می‌کنم خط سوم کمی روان‌تر است. بلافاصله با هزار بدبختی، سر این خر آهنین را کج می‌کنم و بعد از شنیدن انواع بوق‌ها و ایجاد مانع در مسیر ماشین بغلی و بروز احتمال تصادف با پیتزا موتوری که با سرعت از بین خط دوم و سوم در حال حرکت است، به خط سوم می‌روم.


    فکر می‌کنم فقط به عقل من رسیده و من این شعور را داشته‌ام که خط سوم بهتر از خط دوم است. غافل از اینکه بقیه هم، به همین مسئله توجه داشته‌اند و همین کار را انجام داده‌اند و به خط سوم آمده اند و الان خط دوم خلوت‌تر است!


    حالا دوباره بازی آغاز می‌شود و فکر می‌کنم که فقط شعور من است که به این مسئله می‌رسد که می‌توان به خط دوم بازگشت و سریع‌تر به مقصد رسید. اما دیگران هم به همین نتیجه رسیده‌اند.


    نتیجه هم همین عکس‌هایی است که از بالا از خیابان‌‌ها و اتوبان‌های ما در ساعات پر ترافیک منتشر می‌شود. همه در حال حرکت از خط دو به سه و از سه به دو هستیم و در هم گره خورده‌ایم!


    این عادت را در فرهنگ اقتصادی و اجتماعی هم می‌شود دید.راهی برای یک دزدی کوچک پیدا کرده و خوشحال است. یاد گرفته که یواشکی مدرک بخرد و دکتر یا مهندس بشود و خوشحال است. تز ارشد یا تحقیق دکترایش را خریده و از زیرکی خود در صرفه‌جویی در وقت خوشحال است.


    فراموش می‌کند که او تیزهوش‌ترین فرد این جامعه نیست و همه دارند به همین میان‌برها فکر می‌کنند. او تقلب می‌کند و مهندس می‌شود و وقتی تصادف کرد، زیر دست کسی که تقلب کرده و درس خوانده جراحی می‌شود و در نهایت هم، در یک زلزله معمولی، زیر آوار خانه‌‌ای که مجوزش با تقلب صادر شده فوت می‌کند و باید کسی با تقلب، برایش قبری در یک جای خوش آب و هوا و نسبتاً آباد بخرد!


    همیشه باورم بر این بوده که یکی از دلایل از بین رفتن اخلاق در هر جامعه‌ای، این است که من فکر می‌کنم که خیلی زیرک‌تر از متوسط جامعه هستم و فراموش می‌کنم که آن چیزی که به عنوان یک راهکار یا راه میان‌بر برای کوتاه کردن مسیر به ذهن من رسیده، به ذهن خیلی افراد دیگر هم خواهد رسید و در نهایت، از یک وضعیت پیچیده‌ی امروزی، به یک وضعیت پیچیده‌ی جدید تغییر مکان خواهیم داد. درست مثل جابجایی از خط دوم به خط سوم و تجربه‌ی ترافیک قدیمی در لاین جدید!

    به نقل از پارادوکس: منصوره صامتی

    ۶ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ شهریور ۹۴ ، ۰۹:۰۰
    میلاد حمیدی

    زنان و مردان شاغل

    چند ماه قبل برای کاری شخصی چند روزی در یکی از ادارات دولتی که یکی از پر تماس‌ترین ادارات با بدنه مردم است، در رفت و آمد از این اتاق به آن اتاق بودم. غیر از ایده‌های مختلفی که هم برای تسریع و هم برای اثرگذاری روی فکر مردم، به ذهنم می‌رسد، مسائلی دیدم که پیش از این هم تقریبا در ادارات و وزارت‌خانه‌های مختلف دولتی هم می‌دیدم.
    در همه اتاق‌های فراوان اینگونه بود که یک خانم و یک آقا یک در میان قرار گرفته بودند و مشغول کار بودند. و کاملا راحت و صمیمی با هم بگو و بخند می‌کردند. خیلی آزار دهنده بود. تقریبا در هر اتاقی می‌رفتم همین وضع بود. در یکی از اتاق‌ها که کارمند آقا داشت کارم را انجام می‌داد، همزمان به خانم کناری‌اش -که حجاب خوبی هم داشت- پیشنهاد می‌داد که برای تعطیلات با جمعی از دیگران به سفر بروند. و جالب‌تر که خود مرد هم به راحتی می‌گفت که همسرش نیست و می‌تواند راحت سفر کند! نگاه و لحنش، دیگر طاقتم را سر آورد. اگر کسی با همسرم یک هزارم چنین برخوردی را می‌داشت، دهنش را پر از خون می‌کردم. نفس عمیقی کشیدم و مودبانه ولی با جدیت گفتم آقای محترم، این چه طرز حرف زدن با زن مردم است؟ کاری زشتی است. کناری‌هایم با نگاه‌های موافقانه‌شان تایید می‌کردند. مرد عصبانی شد. مودبانه‌ترین حرفش این بود که به تو چه مرتیکه عوضی؟ خانم کارمند هم همراه چندتن از مراجعین به کارمند می‌گفتند آقای فلانی آروم. بعضی‌ هم سعی می‌کردند من را دور کنند. ولی او ادامه می‌داد. کاغذی که برای انجام کارم دستش بود پاره کرد و گفت کارت را انجام نمی‌دهم. من خیلی سعی کردم عصبانی نشوم. آرام گفتم کار من را انجام نده اما رفتارت را درست کن. داشتم میرفتم که برگه را از اول بگیرم به خانم هم گفتم تقصیر شما هم هست که این آقا به خودش جرات چنین برخوردی داده است. بگذریم. یکی دو ساعتی کارم اضافه شد.
    ولی ماجرا خیلی عمیق است. تقریبا در همه ادارات با کم و زیاد چنین برخوردهایی دیده می‌شود. روابط راحت و شوخی و صمیمیت‌های ضد اسلامی و…؛ این وضع ادارات دولتی است و کارمندهایش. فکر کنید اوضاع منشی‌های با «ظاهر برازنده و روابط عمومی بالا» در شرکت‌های خصوصی که پول برای آرایش در محل کار می‌گیرند!!
    مردها که هیچی! اما زن‌ها واقعا چرا اینگونه برخورد می‌کنند؟ آیا چون خیال می‌کنند یک شوهری دارند، می‌توانند آزاد و راحت با نامحرم هم‌کلام شوند؟ یا خیال می‌کنند چون شوهر دارند، دیگر هیچ کس نگاهی به زنانگی ایشان ندارد؟ و مردان دیگر تنها با بعد انسانی آنها کار دارند؟ بگذریم که در عمل این دو بعد به هیچ وجه قابل جدا شدن نیستند. و دستورهای اسلام برای حجاب و عدم اختلاط، تلاش دارد تا آن بعد زنانگی را بپوشاند.
    یک بعد غیر قابل انکارش هم این است که وقتی زن و مردی ۳۰۰ روز از سال را در یک اتاق با هم هستند، و سالها با هم هم کار می‌شوند، اکثریت مطلق به صمیمیت‌ها و برخوردهای کاملا غیر ضروری می‌رسند و نمی‌توانند آن خشکی‌ای که باید در روابط زن و مرد در جامعه باشد را رعایت کنند. بگذریم که وقتی زن برای تفنن، پز دادن و کلاس، و بدتر از همه برای پول مستقل سر کار می‌رود، چنین برخوردهای غیر ضروری لاجرم به برخوردهای غیر انسانی می‌انجامد.
    قطعا باید توهم نزنیم که همه کارمندان ما مریم مقدس و حضرت یوسف‌اند. اساسا اسلام شرایط جامعه را متناسب با سطح پایین ایمان می‌خواهد و نه اولیاء الهی! اینجور نیست که اسلام بگوید جامعه فاسد باشد ولی شما خودتان را حفظ کنید. اسلام می‌گوید خودتان را در هر شرایطی حفظ کنید، ولی بخش زیادی از احکامش برای اصلاح سطح جامعه است تا برای کم ایمان‌ها هم امکان خوب شدن باشد. تا رشد کنند. نگاه تربیتی و انسان‌سازی چنین الزامی را دارد.

    منبع: وبلاگ ایلیا

    ۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۰ تیر ۹۴ ، ۰۸:۱۴
    میلاد حمیدی

    دانلود ویدیو

    دانلود ویدیو

    حجت الاسلام فخریان به آمار بالای بیکاری مردان اشاره می کند و اشتغال زنان را باعث بیکاری فزاینده پسران می شمارد که منجر به فاسد شدن پسرها وافزایش دزدی، زورگیری، تجاوز جنسی و اعتیاد میشود. ولی اشتغال دختران یک موضوع غیرالزامی و سرگرم کننده است. ایشان در مورد اختلاط در دانشگاه ها می گوید چرا باید در اوج نیاز جنسی، دختر و پسر با هم مختلط شوند اما از مقطع ابتدایی تاپیش دانشگاهی،تفکیک جنسیتی برقراراست؟

    ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ تیر ۹۴ ، ۰۸:۵۶
    میلاد حمیدی

    شوهر کشی

    در جامعه ما اینطور جا افتاده که معمولا مردها مقصرند. مردها خشن اند و زنها فرشته اند. اگر مردی ازدواج مجدد شرعی کند خائن محسوب می شود اما اگر زنی رابطه نامشروع با پسری برقرار کند و به شوهرش خیانت کند و حتی شوهرش را بکشد بخاطر بدرفتاری مرد است. یعنی زن هر کاری بکند برای آن  توجیه ساخته می شود. اما مرد نه تنها از حقوق شرعی خود محروم می شود بلکه مجازات هم می شود. مرد اگر معتاد باشد مقصر است و اگر زنش هم معتاد باشد مرد عامل اعتیاد زن است!
    این ها همه از ضعف دیدگاه جامعه ما ناشی می شود که دیدگاه معصوم نگرانه به زنان و مجرم نگرانه به مردان دارد!
    اما در دنیا این طور نیست. این حرف که اگر دنیا به دست زنان می افتاد پر از صلح و زیبایی می شد دیگر رنگ باخته است. این روزها زنان با روبط نامشروع،خیانت،فرزندان نامشروع و هزاران جنایت دیگر مانند تجاوز به کودکان و همجنس بازی و تجاوز به هم جنس و حتی تجاوز به مردان دیگر این حرف ها را نخ نما کرده اند.
    اما متاسفانه در ایران هنوز این باور از بین نرفته است. همین موضوع باعث شده است که جریان مطالبه حقوق یک طرفه باشد  و بر همین اساس نیز قوانینی تصویب و قضاوت شود و حتی زنان معاونتی در ریاست جمهوری داشته باشند! مهریه های کلان بگیرند،مردان را زندانی کنند،شکنجه روحی کنند،خیانت کنند،بکشند و در هر صورت مرد مقصر باشد!
    هر قتلی که زن انجام می دهد و شوهرش را می کشد و یا خیانت می کند وکلایی که برای این زنان گرفته می شود با اهداف سیاسی برای مبارزه با حق طلاق مرد به زن آموزش می دهند که بگوید با شوهرش اختلاف داشته و می خواسته از او جدا شود و برای رهایی از مرد این کار را کرده است!
    این ها می خواهند با این حرف ها هم خیانت زن را کم رنگ کنند و هم یک بازی باخته را به یک بازی برد تبدیل کنند. یعنی یک موضوع آبرو بر را با ترفند سیاسی و اجتماعی ، هم تعدیل کنند و هم این ذهنیت را در جامعه و سیستم قانونی و قضایی بوجود بیاورند که به دلیل اینکه زن حق طلاق نداشته است مجبور شده دست به این کار بزند!
    این ها نمیخواهند بگویند که این زن هوسباز بوده  و طمع مهریه و حق و حقوق داشته است! این ها می خواهند بگویند حتی زن جنایتکار و قاتل هم از ناچاری این کار را انجام  می دهد! همواره می خواهند هوسبازی زنان را توجیه کنند و با اسلام مبارزه کنند و به هدف خود برسند!
    می بینید؟ چگونه حتی از جنایات زنان هم برای اهداف فمینیستی استفاده می شود در حالی که این موضوع باید یک ضربه برای آنها باشد؟!!!
    دقیقا ذیل هر مطلب خیانتی که از جنایات و یا خیانت ها و قتل های زنانه در مطبوعات نوشته می شود ، قطعا این جمله هست ” با شوهرم اختلاف داشتم،میخواستم از او جدا شوم. شوهرم با من بدرفتاری می کرد و ….”
    این جملات تکراری دقیقا جملاتی است که وکلای کانون های مختلف به موکلین خود برای اهداف فمینیستی آموزش می دهند و از آنها میخواهند تا این را بگویند!
    متاسفانه اکثر فارغ التحصیلان رشته حقوق در کشور از منابع اروپایی و بخصوص فرانسوی استفاده می کنند!
    قانون مدنی ما در واقع همان قانون مدنی فرانسه است که فقط برخی از موارد آن با اسلام تطبیق داده شده. هر جای این قانون که رنگ و بوی اسلامی دارد معمولا مورد هجوم فمینیست هاست و فمینیست ها به خوبی توانسته اند از این ذهنیت اروپایی و غربزده برخی وکلا به نفع خود استفاده کنند. و این چنین شعارهای دروغین و یکجانبه ای در حمایت از حقوق بی قیدانه و منتهی به فحشای زنان شکل می گیرد و اسلام به طور کل نماد تحجر شده است!
    در حالی که بخاطر تک صدایی زنان در سیستم خانواده هیچ کدام از حقوق اسلامی مرد به جا نمانده است در حالی که هیچ کس اعتراضی به حقوق اسلامی و غیر اسلامی که زنان توامان دارند نمی کند و فقط انقادها به حقوق مردان وارد است. آن هم حقوق مردی  که شش قفله دسترسی به آن حقوق جرم شناخته شده و مجازات هم دارد. و خود مهریه اهرم فشار بر مرد و حق طلاق زن است. که به دروغ گفته می شود حق طلاق با مرد است!
    امروزه بزرگترین جنایات انسانی را زنان انجام می دهند! قتل های وحشتناکی به نام سقط جنین از نمونه های آنهاست!
    آیا می دانید بالاترین جنایات انسانی و بالاترین آمار کشتن انسانها همین سقط جنین است و آمار آن از کشته های جنگ ها و خونریزی هایی که در اخبار نمایش داده می شود صدها بار بیشتر است؟
    این در حالی است که سقط جنین این روزها از حقوق زنان در دنیا به شمار می رود؟!!!
    همین فمینیست های کثیف ایران را اگر بخواهند بیش از این نیز قدرت بدهند شک نداشته باشید که آزادی سقط جنین را هم  در کنار حقوق نامشروع دیگری که مطالبه می کنند با فقه پویای مسخره شان خواستار خواهند شد!
    اگر بخواهیم از زنان جنایتکار و خون ریز در تاریخ نام ببریم به لیست بلند بالایی می رسیم که بر اساس تعداد کم زنان به قدرت رسیده در تاریخ با یک آمار درصدی معلوم می شود درصد زنان جنایتکار تاریخ به کل زنان به قدرت رسیده بسیار رقم بزرگتری است از درصد مردان جنایتکار تاریخ به کل مردان به قدرت رسیده!
    به دلیل حمایت سیستم امپریالیسم بین الملل و فمینیسم از جنایات زنان همیشه آمارهای جرم و جنایات زنان و خیانت های آنها و فرزندان نامشروع به صورت محرمانه باقی می ماند!
    همین الان زنان فعال حقوق زن از انتشار درصد طلاق هایی که زنان در آنها عامل اند جلوگیری می کنند و این آمارها محرمانه می ماند!
    همین الان فرزندان نامشروعی که متولد می شوند و بعضا مرد بیچاره از خیانت زنش خبر ندارد محرمانه است.

    ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ تیر ۹۴ ، ۱۳:۰۰
    میلاد حمیدی

    دانلود ویدیو

    دانلود

    در مواجهه با خشونت علیه زنان و خشونت علیه مردان، متاسفانه علیرغم شعارهای برابری طلبانه، فمینیست ها مانند سایر کارهایشان استاندارد دوگانه ای را دنبال می کنند. مثلا یک زن خائن شوهر کشی که دوست پسر بازی کرده اصلا نباید مجازات شود اما اگر مردی مرتکب چنین اعمالی شودسخت ترین مجازات ها باید برایش در نظر گرفته شود.یا اگر زنی مردی را کتک بزند کسی ناراحت نمی شوند اما اگر مردی زنی راکتک بزند ماننداین فیلم...

    لینک مطلبی در همین راستا {+.....}

    ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ خرداد ۹۴ ، ۱۲:۲۵
    میلاد حمیدی

    به نقل از دفتر مشق روزهای زندگی به قلم مهندس هاشمی:

    «توسعه انسانی» اسم فریبنده سازمان ملل متحد برای پایه گذاری و استحکام پروژه فمینیسم و برابری مرد و زن در جوامع انسانی است. برخلاف باور عموم، فمینیسم یک جنبش زنانه نیست. بلکه فمینیسم یک راهبرد کلان و استراتژی بزرگ برای سوق دادن جوامع از ارزش های سنتی به ارزش های ماسونی است که توسط برخی از روشنفکران در رسانه ها به «توسعه» یاد می شود. واقعیت این است که تلقی توسعه از راهبردهای فمینیستی یک عوام فریبی است و پشت پرده کلمات و عبارات زیبا و پیچیده، برای مردم، چیزی جز فلاکت و بدبختی نیست!

    undp



    در اسنادی که امروز آن را منتشر می نماییم، استراتژی سازمان ملل در فراگیر کردن رویکردهای فمینیستی در جوامع نشان داده شده است. این اسناد، ترجمه اسناد بالا دستی سازمان ملل متحد برای مجریان دولتی و حکومتی بوده که انتشار عمومی آنها در «ایالات متحده آمریکا» ممنوع می باشد. دفتر سازمان ملل در ایران، این اسناد را برای مدیران و مسئولان «تراز بالای کشوری» ترجمه کرده است.
    قابل توجه آنکه هیچ فایل و اطلاعاتی درباره مدل ها و رویکردهای برنامه ریزی انسانی با این مدل در وب فارسی یافت نمی شود. اما در عمل، این برنامه ها مورد توجه مقامات و مسئولین دولتی کشورمان در حال حاضر می باشد.
    در این اسناد، رویکرد برابری جنسیتی یا همان شعار محوری فمینیسم، با واژه شیک و زیبای «توسعه انسانی» یاد شده است. عمده این رویکردها و برنامه های نوشته شده در سازمان ملل که زیر نظر و تحت سلطه قدرت های فراماسونری هدایت می شود برای کشور های جهان سوم و مسلمان طرح ریزی شده است.
    با وجود تفاوت فرهنگی کشورهای اسلامی با کشورهای غربی، مدل فمینیستی مذکور در سطح کلان به این کشورها تجویز و توصیه شده است و برخی از مسئولین در کشور ما نیز از مجریان و حامیان این برنامه ها می باشند.
    پیش از هر چیز می توانید اسکن صفحات مذکور را در لینک های زیر مشاهده نمایید:

    نشریه خلاصه گزارش توسعه انسانی 2014              کاتالوگ گزارش توسعه انسانی 2014      
    مشاهده صفحه اول مجله   
    مشاهده صفحه دوم مجله   
    مشاهده صفحه شانزده مجله 
    مشاهده صفحه هفده مجله   
    مشاهده صفحه هجده مجله   
    مشاهده صفحه نوزده مجله   
    مشاهده صفحه بیست مجله
    مشاهده صفحه یکی مانده به آخر مجله   
    صفحه یک   
    صفحه دو   
    صفحه سه   
    صفحه چهار   
    صفحه پنج   
    صفحه شش   
    صفحه هفت  
    صفحه هشت  

    در این نوشته قصد نداریم که به مسئولین و شخصیت های آکادمیک که مجری این برنامه ها در ایران هستند بد و بیراه بگوییم. اما برای اطلاع خوانندگان عزیز، چند نکته مهم را درباره این برنامه ها و تبعات آن بیان می نماییم:

    ۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۹ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۶:۳۱
    میلاد حمیدی

    مصرف فست فود

    رئیس دانشگاه علوم پزشکی همدان از افزایش میزان نرخ ناباروری در کشور خبر داد.

    به گزارش ایسنا دکتر حبیب‌الله موسوی بهار روز یکشنبه ششم اردیبهشت در همایش ایمنی و سلامت غذای استان، با بیان اینکه تغذیه ناسالم تاثیر زیادی در ناباروری داشته، افزود: تغذیه ناسالم زندگی انسان را مختل می‌کند و باعث بروز انواع سرطان‌ها می‌شود.

    وی با تاکید بر اینکه انسان‌ها دشمنی بالاتر از خود ندارند، گفت: حتی حیوانات نیز ظلم‌هایی که یک انسان در حق خود کرده را انجام نمی‌دهند.

    موسوی بهار ادامه داد: ورود غیرکارشناسانه انسان در انواع دارو و منابع غذایی با هدف سودجویی، سلامت جامعه بشریت را به خطر انداخته که متولیان امر باید هماهنگی‌های لازم را برای رفع نیازهای روزمره مردم انجام دهند تا بتوانیم نسل آینده سالمی داشته باشیم.

    وی با بیان اینکه بهداشت و درمان تنها متولی 30 درصد بخش سلامت است، اظهار کرد: 70 درصد سلامت مربوط به دستگاه‌ها و حوزه‌هایی از جمله نهادهای دولتی و غیردولتی بوده که وظایفی در راستای ارتقاء سلامت در جامعه دارند.
    ***********
    با توجه به اشتغال روز افزون زنان و تاکید سیستم های دولتی و فعالان حقوق زن بر موضوع اشتغال زنان، به تبع افزایش مصرف غذاهای فست فودی و کنسروی را شاهد خواهیم بود چرا که با تقلید از سبک غربی زندگی و فرصت کمتر زنان برای طبخ غذا، قاعدتا سلامت جامعه به خطر خواهد افتاد.
    نکته تاسف بار این است که امروز خود زنان به مصرف کنندگان بزرگ فست فود ها و غذاهای کنسروی تبدیل شده اند!
    مشکلات عاطفی ناشی از اشتغال زنان و مساله عدم سازش آنها در زندگی مشترک که منتج از اشتغال زنان است خود مزید بر علت است که خانواده ها را تحت الشعاع قرار می دهد.
     
    از آنجایی که سلامت جنسی خانواده و بخصوص مردان به ساپورت عاطفی از جانب زن و حفظ جایگاه و ریاست مرد در خانواده بستگی دارد و رابطه مستقیمی با تغذیه سالم دارد، قطعا مشکلات جنسی و ناباروری، ناتوانی های جنسی مانند اختلال نعوظ و زود انزالی و بیماری هایی مانند ضعف سیستم ایمنی و سرطان و افسردگی... با این سبک غلط زندگی به اوج خود می رسد.

    ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ ارديبهشت ۹۴ ، ۰۹:۴۱
    میلاد حمیدی

    نهج البلاغه

    متاسفانه در جامعه ما از علما گرفته تا مسئولان، روحانیون تا مردم عادی، همگی مدعی الگو قرار دادن مولای متقیان علی (ع) هستند. و لیکن می بینیم در عرصه واقعی زندگی حتی ذره ای عامل به توصیه های این امام بزرگوار نیستیم!

    می دانیم که فرقه وهابیت پیوسته در صدد است که ما را مشرک و بی دین معرفی کند!

    وقتی ما با عمل نکردن به دستورات امام خود یا انتشار دروغ برای توجیه اعمال سیاسی خودمان یا تز های اجتماعی خودمان هر دیدگاهی را به امامان نسبت دهیم این راه را برای آنها باز می کنیم. ما حتی ذره ای سعی نکردیم که عکس این قضیه را به آنها نشان دهیم.

    کجای ما به شیعه علی (ع) شباهت دارد؟

    آیا آن بزرگواران از ما می خواهند که محافظ حرم آنها باشیم یا محافظ حرمت و سیره آنها؟

    آیا نگاه داشتن حرم آنها بدون عمل به خواسته های آنها فرضیه مشرک بودن ما را پر رنگ تر نمی کند؟

    بدون تعصب خودمان قضاوت کنیم!

    امروزه متاسفانه مولای متقیان و سایر امامان و معصومین تبدیل شده اند به  وسیله ای برای برانگیختن احساسات مردم و سوء استفاده برای پیشبرد اهداف سیاسی. امروزه تریبون ها سخنان حضرات امامان معصوم را بیان می کنند و به مانند یک گونی خالی هر چیزی را که دلشان بخواهد در آن می ریزند و می گویند فلان امام یا معصوم چنین گفته است.

    حتی هر کس برای خود نه تنها از قرآن بلکه از نهج البلاغه و سایر کتب و احادیث تفاسیری در جهت خواسته ها و مطامع خود بیان می کند.

    بعنوان مثال بخشی از نامه 31 نهج البلاغه (لزوم پرهیز از مشورت با زنان و استفاده از آنان در سیاست و مدیریت )را بیان می کنیم که عده ای از بیان آن واهمه دارند یا تفاسیر و تعابیر با اختلاف جهت 180 درجه ای از آن را بیان می کنند تا مبادا ... اینجاست که روی داعشی ها سفید می شود، چرا که آنها می خواهند حرم و تنها ظاهر و ماده ی امامان را تخریب کنند اما این سست ایمانان و دین فروشان می خواهند ماهیت ، بنیان و سیره امامان را تخریب کنند.

    و کسانی که درگیر احساسات هستند و منطق به ذهنشان راه ندارد بدون شک از درک مفهوم این نوشته عاجز خواهند بود.

    ولاالضالین نماز را بلند می کشند اما در ظلمات کامل خیال می کنند شیعه فقط  یعنی شعار دادن و نگه داشتن چند حرم و گلدسته!

     

    و اما بخشی از خطبه که مورد نظر است از قرار ذیل است و از کابران محترم خواهشمندیم به بیانات و اعمالی که در بستر سیاسی و اجتماعی کشور در جریان است نظری بیفکنند و قیاسی بنمایند:

    در امور سیاسى کشور از مشورت با زنان بپرهیز، که رأى آنان زود سست مى‏شود، و تصمیم آنان ناپایدار است. در پرده حجاب نگاهشان دار، تا نامحرمان را ننگرند، زیرا که سخت‏گیرى در پوشش، عامل سلامت و استوارى آنان است. بیرون رفتن زنان بدتر از آن نیست که افراد غیر صالح را در میانشان آورى، و اگر بتوانى به گونه‏اى زندگى کنى که غیر تو را نشناسند چنین کن. کارى که برتر از توانایى زن است به او وامگذار، که زن گل بهارى است، نه پهلوانى سخت کوش، مبادا در گرامى داشتن زن زیاده روى کنى که او را به طمع ورزى کشانده براى دیگران به ناروا شفاعت کند. بپرهیز از غیرت نشان دادن بیجا که درستکار را به بیمار دلى، و پاکدامن را به بدگمانى رساند کار هر کدام از خدمتکارانت را معیّن کن که او را در برابر آن کار مسئول بدانى، که تقسیم درست کار سبب مى‏شود کارها را به یکدیگر وا نگذارند، و در خدمت سستى نکنند.
    خویشاوندانت را گرامى دار، زیرا آنها پر و بال تو مى‏باشند، که با آن پرواز مى‏کنى، و ریشه تو هستند که به آنها باز مى‏گردى، و دست نیرومند تو مى‏ باشند که با آن حمله مى‏کنى. دین و دنیاى تو را به خدا مى ‏سپارم، و بهترین خواسته الهى را در آینده و هم اکنون، در دنیا و آخرت، براى تو مى‏ خواهم، با درود.

    برای مشاهده متن کامل این نامه به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

    ۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۶:۴۲
    میلاد حمیدی

    تورم

    همه ما بارها و بارها در سایت های خبری و روزنامه ها و تلوزیون می بینیم که از کاهش آمار ازدواج و بالارفتن آمار طلاق صحبت می شود. در زمینه کاهش میزان ازدواج و بالارفتن آمار طلاق قطعا مسایل مالی اصلیترین عامل کاهش ازدواج هست هر چند در زمینه طلاق عامل زمینه ساز و مستعد کننده محسوب می شود.

    بی برو برگرد اصلی ترین عامل طلاق در سالهای اخیر مساله فمینیسم است.

    عاملی که سبب تاثیر گذاری فمینیسم در زمینه فروپاشی خانواده می شود کاهش قدرت اقتصادی مردان است. از این رو که مردی که قدرت اقتصادی خوبی داشته باشد دارای اعتماد به نفس و ثبات بیشتری است و می تواند با تسط روی خانواده زندگی اش را حفظ کند.

    اما در جامعه ای که بر خلاف نظر قرآن (آیه 34 سوره نساء) ، قدرت و زمام خانواده از دست مرد خارج شود قاعدتا خانواده دچار تزلزل می شود و با کوچکترین دخالت و اشتباه از هم می پاشد.

    عواملی که سبب رشد فمینیسم می شود بستگی دارد به  اتخاذ سیاست های اقتصادی  و فرهنگی و اجتماعی دولت از جمله اشتغال زنان (سبب بیکاری و کاهش اشل دستمزدی مردان و در نتیجه کاهش قدرت اقتصادی) و همچنین سیاست هایی مثل پشتیبانی از سمن ها و ان جی او های زنان  که کار شستشوی مغزی زنان را انجام می دهند و مورد حمایت سازمانهای دولتی و معاونت زنان و ضد خانواده ریاست جمهوری و زنان فمینیست دولتی هستند.

     البته حمایت های غیر مستقیم سازمانهای فمینیستی بین المللی از آنها و درهای باز دولت برای ورود این سازمانهای بین المللی ضد خانواده به سیستم فرهنگی کشور بر هیچ کس پوشیده نیست.

    معاونت زنان و خانواده و دخالت های های آن در قانون گذاری و فعالیت های ضد فرهنگی سازمانهای دولتی خود از عوامل دخالت آشکار دولت در خانواده ها و در نتیجه نابودی آن است.

    معاونت زنان و خانواده هیچ نقشی به جز تسهیل طلاق، و گذاشتن موانع  قانونی و تست ها و مشاوره های دست و پاگیر برای ازدواج و درخواست سهمیه و تبعیض بر علیه مردان در سایر زمینه ها و در نتیجه کاهش قدرت مردان در اداره و حفظ زندگی ندارد که همگی سبب کاهش ازدواج و افزایش طلاق می گردد. چون قاعدتا مرد بدون در آمد یا کم در آمد نمی تواند ازدواج کند و یا در صورت ازدواج نقش اشاره شده در آیه 34 سوره نساء را به خوبی ایفا کند.

    تا وقتی که دولت پایش را از زندگی مردم بیرون نکشد هر روز مشکل بر روی مشکل اضافه خواهد شد. برای اثبات این مدعا وضعیت خانواده را در سالهای قبل از دخالت دولت در امور خانواده (تشکیل مرکز زنان ریاست جمهوری) و بعد از آن قیاس کنید.

    بدیهی است که یک مرد هر چقدر هم قدرتمند باشد هیچگاه حریف دولت نخواهد شد.

    ۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ اسفند ۹۳ ، ۱۰:۴۶
    میلاد حمیدی

    ورود زنان به عرصه های مردانه

    متاسفانه امروزه یک رول غلط برای زنان به عنوان ارزش القا شده (ورود زنان به نقش ها و عرصه های مردانه ) و در مقابل نقش های همسری و مادری او مورد سرزنش و تحقیر قرار گرفته است. این تحقیر از طرق مختلف به زنان جامعه ما القا می شود(سریالهای تلوزیون،مطالب روزنامه ها و سایتهای خبری،برنامه های ماهواره، بیانات مسئولین، سیستم های مسموم دانشگاهی و اساتید سکولار و...).

    کافی است که بازخورد ورود زنان به عرصه های مردانه و ارزش غلط برابر و یکسان دیدن زن و مرد در دنیا و سالهای اخیر کشور خودمان نظری بیفکنیم و به دور از تعصب و احساس، دقایقی بیندیشیم!

    آنگاه به سادگی مشاهده می کنیم که چگونه ارزش های والا به ضد ارزش تبدیل شده و چگونه ضد ارزشها و پستی ها لای زر ورق پیچیده شده و به خورد مردم داده می شود.

    همچنین مشاهده می شود نه تنها بسیاری از کارها بی ارزش و پست شده و اینها زنان را بالا نبرده بلکه با این نابجایی، ارزش و مقام خود زنان را نیز به شدت پایین آورده است.

    ۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۴ اسفند ۹۳ ، ۲۲:۳۵
    میلاد حمیدی

    برخورد با خشونت

    در مواجهه با خشونت علیه زنان و خشونت علیه مردان، متاسفانه علیرغم شعارهای برابری طلبانه، فمینیست ها مانند سایر کارهایشان استاندارد دوگانه ای را دنبال می کنند. مثلا یک زن خائن شوهر کشی که دوست پسر بازی کرده اصلا نباید مجازات شود اما اگر مردی مرتکب چنین اعمالی شود سخت ترین مجازات ها باید برایش در نظر گرفته شود.

    بر همین اساس فعالیت هایی برای تصویب قانون منع خشونت علیه زنان و کودکان نیز در جریان است!(قانونی که به دنبال مجازات مردان و تحت فشار قرار دادن آنهاست که البته در کشورهایی که آن را تصویب کرده اند ، به دلیل ایجاد نفرت،سبب افزایش خشونت بین زنان و مردان شده است)

    مثالهای متعددی از اعمال خشونت و جرم علیه مردان در جامعه مشهود است. لیکن بنا به اینکه متاسفانه سیاستگذاری در عرصه خانواده و جامعه به دست نا اهلان فمینیست سپرده شده است، بر اساس فرهنگسازی های غلط صورت گرفته، همیشه مجرمین،خائنین و افراد نادان مردها جلوه داده می شوند(برای مثال به آگهی های مترو،نمایشگرهای درون مترو،فیلم ها و سریالهای تلوزیون و باورهای القا شده در ذهن مردم توجه کنید)

    ۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۷ بهمن ۹۳ ، ۱۳:۳۱
    میلاد حمیدی

    اشک ریختن

    پیامبر ما پیامبر مهربانی هاست. بیایید با هم مهربان باشیم. مهربانی کردن فقط تعارف کردن نیست. ما باید با همه بندگان خدا مهربان باشیم و حال آنها را درک کنیم. که اگر چنین نباشد دیگران هم حال ما را درک نخواهند کرد و زندگی در چنین جامعه ای مملو از عذاب خواهد بود.

    ۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۰ بهمن ۹۳ ، ۱۵:۵۹
    میلاد حمیدی

    مشاوره


    دوستان گرامی
    این مطلب را بخوانید و آویزه گوشتان کنید. و لطفا به همه افرادی که می شناسید اطلاع رسانی کنید. اخیرا یک عده افراد نادان و دارای اطلاعات ناچیز که اسم خودشان را روانشناس یا مشاور گذاشته اند با نفوذ در سیستم های آموزشی، ان جی او ها و سمن ها،ادارات و سازمانها و وزارتخانه ها پیدا شده اند که  بیکار و بدون درآمد هستند.
    اینها برای اینکه برای خودشان درآمد و پولسازی داشته باشند با چسباندن خود به این سازمانها و مراکز سعی میکنند تا به کسب درآمد بپردازند.

    ۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۸ بهمن ۹۳ ، ۱۳:۱۲
    میلاد حمیدی
    کودک بی مادر

    دسیسه های فمینیستی خاتمه ندارند. حقوق خانواده و حال حقوق کودک با محوریت حقوق دروغین زن!

    ۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۶ بهمن ۹۳ ، ۰۸:۳۱
    میلاد حمیدی
    ۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۵ بهمن ۹۳ ، ۲۲:۵۰
    میلاد حمیدی