مردان ایران

اطلاعات و دانستنی های مردان

مردان ایران

اطلاعات و دانستنی های مردان




دراین سایت
در كل اينترنت
  • قالب وبلاگ
  • مردان ایران
    در این وبگاه جهت تنویر افکار مردان ایرانی و کمک به تشکیل و حفظ خانواده توسط آنها مطالبی نگاشته می شود و تفکرات و اقداماتی که جایگاه مردان در خانواده و اجتماع را مورد هجوم قرار می دهند نقد و بررسی می گردد.
    با توجه به شرایط کنونی جامعه یک نیاز اساسی برای بیداری مردان و تطابق آنها با شرایط خطرناکی که امروزه آنها را تهدید می کند وجود دارد.
    نقد های این سایت رویکرد اجتماعی دارد و در صورت نقد عملکرد افراد سیاسی تنها بازخورد اجتماعی و بعضا مذهبی آنها مورد توجه قرار می گیرد و تنها جهت تنویر افکار عمومی است.
    متاسفانه در میان انبوه سایت های زنان و سازمانهای مردم نهاد حامی حقوق زن ، جای خالی سازمان های مردم نهاد مردان شدیدا احساس می شود.
    البته نیت مبارزه و ایجاد جدال بین زنان و مردان نیست. بلکه هدف خنثی سازی توطئه ها و جلوگیری از مخابره پیام های دروغین و ناقصی است که توسط اغلب سایت ها و سمن های مردم نهاد زنان به سازمان های بین المللی و سیستم های دولتی صورت می گیرد.
    تاکید می گردد این سایت با گرایش های سیاسی به هیچ عنوان نه دوستی دارد و نه دشمنی.
    طبقه بندی موضوعی
    آخرین نظرات

    مردان از نظر عاطفی خشونت های بیشتری را تجربه می کنند.از سیستم خانواده گرفته تا کل اجتماع نسبت به خشونت علیه مردان حساس نیست و نتیجه آن اقدام به تصویب قوانینی برای منع خشونت علیه زنان بدون توجه به مردان با پیش فرض مجرم انگاری و مقصر دانستن صرف مردان است. خشونت عاطفی به مراتب از خشونت های جسمی بدتر است و معمولا نشانه ی ظاهری ندارد اما بازخورد آن در اعمال خشونت های فیزیکی علیه زنان موثر است. یکی از ایرادات اساسی قانون منع خشونت علیه زنان  که متاسفانه مورد مطالبه گروه های فعال اجتماعی و حقوقی در مجلس می باشد  نادیده گرفتن خشونت علیه مردان است. در حالی که وقتی یک زن با خشونت  فیزیکی یک مرد مواجه می شود به احتمال خیلی قوی، لحظاتی قبل از آن مرد خود را در فشار روحی و خشونت روحی قرار داده است و او را تحقیر کرده و یا با لجبازی و یا از روی عمد برای گرفتن طلاق و امتیازات دیگر قانونی مرد را به این سمت سوق داده است. یا اگر مردی در جامعه خشونتی از خود علیه زنان بروز می دهد نتیجه و بازتاب خشونت های جامعه علیه اوست که نهادینه شده است  و یا بازخوردی از تحقیرها و کم کاری هایی است که همسر و یا خانواده در قبال او انجام داده است.

    بدون در نظر گرفتن این عوامل تصویب هر قانونی برای منع خشونت علیه زنان نه تنها دارای تاثیر مثبت نخواهد بود بلکه در آینده نه چندان دور وضع را بدتر خواهد کرد. زیرا تصویب قوانینی مثل منع خشونت علیه زنان زمینه ساز طلاق و مجازات بیشتری بخصوص در سیستم خانواده خواهد بود و مردی که مجرم شناخته شود و تمام داشته های خود را تمام شده ببیند، چون آب را از سر خود گذشته می داند ممکن است دست به اقدامات خطرناکی بزند و به قول معروف به سیم آخر بزند. و صد البته جامعه مردان در صدد تلافی و پاسخ به این قانون که خود نوعی خشونت علیه مردان می باشد برخواهد آمد.

    دقیقا مثل جوامع غربی که پیشتاز در تصویب این قوانین بودند.

    عاقبت این قوانین در آن کشورها چیزی جز افزایش خشونت ها علیه زنان نبود.

    می توانید برای اثبات این مدعا به آمار ها و یا اینفوگرافیک زیر رجوع نمایید.

    این موضوع به خوبی نشان می دهد تصویب قوانین سختگیرانه منع خشونت علیه زنان نتیجه معکوس دارد.

    تجاوز به زنان

    .

    .

    .

    .

     + قتل شهردار زن به همراه دو روزنامه نگار زن در فنلاند

    .

    .

    .

    .

    ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ آبان ۹۶ ، ۱۵:۴۳
    میلاد حمیدی

    در این مطلب قصد داریم به مواردی اشاره کنیم که هر پسر و مردی باید در مورد قانون مهریه در ایران بداند و یک پیشنهاد خیلی مهم در مورد آن به مردان و پسران می دهیم که در زمان ازدواج حتما آن را رعایت کنند و این مقاله را به دوستان و آشنایان خود معرفی کنند و از فریب خوردن بیشتر مردان جلوگیری کنند:

    1-      مهریه در اسلام لزوما عند المطالبه نیست و شرطی برای میزان آن یا پرداخت آن وجود ندارد. لذا شما در زمان عقد می توانید از نوشتن عبارت عند المطالبه در عقدنامه جلوگیری کنید و مثلا عبارت عند الاستطاعه را مقابل آن بنویسید. اینها به لحاظ بار حقوقی متفاوت است و عندالمطالبه یک کلک فمینیستی است. لطفا حواستان را جمع کنید.

    2-      اکثر مردان از این موضوع مطلع نیستند که مهریه های بالاتر از 110 سکه هم توسط قانون از مرد گرفته می شود و تصور عموم بر این است که فکر میکنند تا 110 سکه بیشتر گرفته نمی شود و شما اگر هر میزان سکه هم مهریه در نظر بگیرید فقط 110 تای آن گرفته می شود. این یک دروغ پلید است که سبب شده سر مردان زیادی کلاه برود. مهریه تا 110 سکه ضمانت زندانی کردن شما را دارد و بالاتر از آن را هم در واقع قانون از طریق تعقیب و مصادره اموال در صورت رسیدن ارث یا بدست آوردن مال از شما میگیرد. پس اشتباه نکنید و مهریه بالا را قبول نکنید. بهترین حالت 14 سکه و پایین تر است. دلیل آن را در آیتم های بعدی توضیح خواهیم داد.

    3-      وقتی شما با یک دختر خانم ازدواج میکنید در شناسنامه شما قبل از نام همسرتان کلمه ی دوشیزه نوشته می شود. فرض کنیم که شما خیلی روشنفکر هستید و دوشیزه بودن همسرتان برایتان اهمیت ندارد. ولی باید بدانید قانون بین دختر دوشیزه و غیر دوشیزه تفاوت در میزان مهریه قایل شده است. لذا اگر دختری که با او ازدواج میکنید دوشیزه نباشد کلاه بدی سرتان رفته است . زیرا در صورت جدا شدن از دختر دوشیزه نصف مهریه به آن دختر تعلق می گیرد ولی اگر دوشیزه نباشد مهریه کامل به او تعلق می گیرد و کسی باور نمی کند که شما بکارت او را از بین نبرده اید! متاسفانه خیلی افراد از این بابت سرشان کلاه رفته است.

    4-      خیلی از افراد فکر میکنند در صورتی که زوجه خیانت کند موجب بطلان مهریه زوجه می شود. خدمت دوستان عرض کنیم که حتی زنای محصنه و خیانت علنی زوجه هم مهریه او را حذف نمی کند و در هر صورت مهریه طبق قانون کنونی کشور حق زن است و تحت هیچ شرایطی باطل یا حذف نمی شود. لذا گذاشتن یک شرط در این خصوص برای همه مردان ضروری است.

    5-      همه شما مردان و پسران باید بدانید که مهریه به ارث می رسد. بسیاری از مردان هستند که همسرشان در اثر بیماری یا حادثه فوت شده است و حال خانواده آن زن در حال دریافت مهریه  از داماد بیچاره هستند. این کار سبب بیچارگی و درماندگی مرد بیچاره شده و شانس ازدواج مجدد را از آن بخت برگشته میگیرد. پس یک شرط هم باید در عقدنامه برای این خصوص اضافه شود.

    6-      در عقدنامه های ایرانی شرطی مانند کشورهای غربی وجود دارد که نصف اموال مرد بعد از طلاق به زن تعلق میگیرد که این سوای مهریه است. و این یعنی ما مردان ایرانی علاوه بر حقوقی که مردان غربی به زنان می دهند مهریه هم اضافه داریم و بعلاوه نفقه و حقوق دیگر مالی هم بر گردن مرد فلک زده است . این در حالی است که در کشورهای اروپایی و غربی زن هم در صورت طلاق باید نصف دارایی اش را به مرد بدهد. بنابراین شما می توانید این شرط یا هر یک از شروط دیگر عقدنامه را که مایل نیستید امضا نکنید و آن حق را به زن ندهید یا اگر این شرایط را امضا می کنید مهریه بالای 14 سکه را به هیچ عنوان قبول نکنید.

    7-      حق حبس یکی از حقوق زوجه است و به این معنی است که دختر باکره بعد از عقد تا زمان دریافت کامل مهریه می تواند تمکین نکند و این برای خیلی از پسران در زمان عقد اتفاق می افتد و سبب می شود پسر نتواند همسر خود را به خانه خود ببرد و زوجه حاضر به عروسی نمی شود و قانونا می تواند مرد را موظف کند تا نفقه او را نیز بدهد و نیز هزینه اجاره یک مسکن را باید به زن بپردازد. این بخصوص در زمانی اتفاق می افتد که زوجه در دوران عقد عاشق پسر دیگری می شود و یا خانواده زوجه برای گرفتن امتیاز یا مغلوب کردن داماد این توصیه را به دخترشان میکنند تا داماد را به زانو در آورند. بدیهی است عاقبت یک چنین رفتاری طلاق است و اینجا پسر بیچاره دستش به دختری که با او ازدواج کرده نرسیده مبلغ هنگفتی مهریه را بدهکار می شود. در اینجا پسران باید یک شرط درعقدنامه اضافه کنند که زوجه تعهد می نماید به محض جاری شدن خطبه عقد و علقه زوجیت بدون هیچ شرطی از زوج تمکین نماید و در صورت عدم تمکین بدون وقوع دلایل عسر و حرج و اثبات آن در دادگاه خود را از کلیه حقوق مادی خود من جمله مهریه و نفقه و اجرت المثل محروم و آن را بذل می نماید و زوج حق دارد بدون پرداخت هیچ یک از آنها زوجه را مطلقه نماید.

    8-      گذاشتن شروط در عقدنامه فقط مخصوص زن نیست و مرد هم می تواند در عقدنامه شروط ضمن عقد تعریف کند که این شروط با توجه به وضعیت امروز باید بین مردها حتما نهادینه شود و جا بیفتد:

    الف) چنانچه شرط تعلق گرفتن نصف اموال بعد از طلاق را به زوجه می دهید در انتهای عقدنامه حتما مانند همین شرط را برای مرد نیز مکتوب کنید یعنی زوجه نیز مکلف می شود در صورتی که متقاضی طلاق باشد نصف دارایی خود بعد از ازدواج را به مرد بدهد.

    ب) همان طور که گفته شد زوجه در صورت سوء معاشرت، خیانت به شوهر، اعتیاد ، نازایی و هر مشکل دیگری که داشته باشد  و موجب عسر و حرج زوج گردد باز هم مستحق مهریه است لذا باید شروطی درانتهای عقدنامه توسط مرد اضافه شود که در صورت وقوع هر یک از شروط فوق زوجه تمام حقوق خود من جمله مهریه ، نفقه و اجرت المثل را به طور کامل بذل می نماید و هیچ گونه ادعا یا رجوعی به آن نخواهد داشت. ( با توجه به فراوانی زیاد دوست پسر گرفتن زنان و خیانت های آنها در این زمانه در ایران گذاشتن این شرط خیلی مهم و ضروری است)

    ج) شرطی درعقدنامه اضافه شود که در صورت فوت زوجه در هر زمان چه بعد از علقه زوجیت و چه در صورت فوت او بعد از طلاق زوجه الباقی مهریه خود را بذل می نماید و حق مطالبه آن را از تمامی وراث خود سلب می نماید.

    د) همان طور که گفته شد زمان قابل دریافت مهریه بلافاصله بعد ازعقد از حقوق زوجه است مخصوصا اگر عبارت عندالمطالبه درعقدنامه  نوشته شده باشد که گفته شد مرد می تواند از نوشتن عندالمطالبه جلوگیری نماید. و زوجه بلافاصله بعد از عقد می تواند مهریه خود را به اجرا بگذارد. ضمنا با توجه به اینکه قوانین یکی پس از دیگری در ایران در حال ضایع کردن حقوق شرعی مردان هستند و زنها در ایران حقوق زیادی بخصوص در حیطه خانواده دارند که با تمام کشورهای اسلامی دنیا متفاوت و متناقض است و بر حقوق مرد می چربد، لذا توصیه اکید می شود زیربار مهریه بالاتر از 14 سکه نروید حتی اگر برای همیشه مجرد بمانید زیرا شک نکنید در زندگی های امروزی احتمال شکست زندگی بالای 80 درصد است و عده زنانی که به شوهرشان خیانت جنسی می کنند از نصف بیشتر است.

    د) همان طور که گفته شد در زمان عقد سردفترها عبارت دوشیزه را قبل از نام زوجه می نویسند بدون اینکه هیچ گواهی مبنی بر دوشیزه بودن (باکره بودن) وی وجود داشته باشد. در اینجا متاسفانه قانون و سردفترها به مردان اجحاف میکنند و باید در آزمایشات ازدواج حتما گواهی بکارت از پزشکی قانونی هم ضمیمه باشد. ولی شما می توانید از زوجه بخواهید که گواهی بکارت خود را در زمان عقد همراه داشته باشد. زیرا مهریه یک دختر دوشیزه با کسی که دوشیزه نباشد متفاوت است و شما نمی دانید چه آینده ای خواهید داشت. طلاق و مشکلات پس از ازدواج و یا فریبکاری در ازدواج خیلی غیر قابل پیش بینی اتفاق می افتند و اغلب مواقع راه اثبات قانونی ندارند و شما را پیر می کنند!

    هـ)پسران باید یک شرط درعقدنامه اضافه کنند که زوجه تعهد می نماید به محض جاری شدن خطبه عقد و علقه زوجیت بدون هیچ شرطی از زوج تمکین نماید و در صورت عدم تمکین بدون وقوع دلایل عسر و حرج و اثبات آن در دادگاه خود را از کلیه حقوق مادی خود من جمله مهریه و نفقه و اجرت المثل محروم و آن را بذل می نماید و زوج حق دارد بدون پرداخت هیچ یک از آنها زوجه را مطلقه نماید.اهمیت این شرط بالاست و می تواند جلوی بی مسئولیتی یک زن و بی مسئولیتی قانون مدنی در مقابل عدم تمکین زن را در تمام دوران زندگی مشترک بگیرد و سبب تحکیم بیشتر زندگی شود و جلوی اخاذی های زنان اخاذ را بگیرد.

    فراموش نکنید در دنیای امروز هیچ کس مثل خود شما نمی تواند از انسانیت و حقوق شما دفاع کند و بخصوص با موجی که در دنیا به راه افتاده مردان باید به طور جد به فکر خودشان باشند.

    ۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۳ مهر ۹۶ ، ۰۹:۱۳
    میلاد حمیدی

    داستان عجیب مهریه در ایران

     

    مهریه که از حقوق تعیین شده برای زن در اسلام امروزی می باشد متاسفانه به دلیل قانون گذاری غلط و فرهنگ غلط حاکم بر جامعه و فاصله گرفتن مردم و مسئولین از هدف واقعی و دینی ، به مشکلی بزرگ تبدیل شده و این موضوع چیزی نیست که بر هیچ ایرانی و مسئولی پوشیده باشد.

    از مسئولین رده بالای کشور در سیستم های قانون گذاری، قضایی و اجرایی و فعالان اجتماعی گرفته تا توده های مردم همه این را میدانند ولی کوچکترین اقدامی برای تصحیح قوانین مرتبط با آن یا پویا سازی فقه در خصوص آن صورت نگرفته است.

    با این وجود فعالان حقوق زن با یک پوسته دروغین اسلامی خودشان در این زمینه بسیار بنیاد گرا هستند  ولیکن در خصوص حقوق مرد به طور کل از بنیاد گرایی و عدم تغییر انتقاد می کنند.

    جالبتر اینجاست که مردان که بالای نود درصد از صندلی های مجلس و پست های دولتی و قضایی را در دست دارند کوچکترین اقدامی برای تصحیح قوانین مرتبط با مهریه نمی کنند ولی تعداد انگشت شمار زن یک به یک تمامی حقوق مرد را یا از بین برده اند و یا در حال نابود سازی این حقوق به طرق تغییر در قوانین و یا تغییر در فرهنگ حاکم بر جامعه هستند و نکته عجیب تر همنوایی عجیب این افراد با رسانه ها و غربی هاست که کوچکترین اطلاعی از وضعیت اسفبار مردان در ایران ندارند و یا عمدا در جهت نابودی انسانیت و خانواده در ایران و کشورهای اسلامی تلاش می کنند.

    وقتی به توده مردم مراجعه کنید و نظرات آنها را بشنوید متوجه می شوید که اطلاعات حقوقی خیلی ناچیزی دارند و اغلب نمی دانند که از چه حقوقی برخوردارند.

    اکثر زنها فکر می کنند حقوق ناچیزی دارند و مدام از این موضوع رنج می برند ولی کافی است که کمترین تلاشی را به لحاظ قانونی بر علیه شوهر خود انجام دهند. در این صورت آنها به راحتی می توانند زندگی خود را به نابودی بکشند.

    بیایید برگردیم به موضوع تلخی به اسم مهریه:

    مهریه در قانون و فرهنگ ما معمولا به صورت عندالمطالبه وجود دارد و از حقوق لاینفک زن در نظر گرفته شده و در فقه گفته می شود به مجرد بسته شدن عقد نکاح زن مالک مهریه می شود و می تواند در صورتی که دلش بخواهد آن را وصول کند.

    فرض کنیم که نکته اشتباهی در این موضوع نیست. با این فرض مشکل در جای دیگر است. مشکل در اینجاست که عقد ازدواج یک نوع قرار داد است که به واسطه آن یک سوی قرار داد یا پیمان که زن است مالک چیزی می شود و حقوقی به او تعلق می یابد که یکی از آنها مهریه است.

    اما مرد چه؟

    اصلا عقد بخصوص از نوع دایم آن چه مفهومی دارد؟ بر اساس این عقد زن مالک مهریه و حقوقی می شود که باید از طرف شوهر به او داده شود و قانون گذار و حاکمیت برای تک تک این حقوق راهکارهای زیاد حتی چندین راه در برخی موارد تدارک دیده و ضمانت های حقوقی خیلی سخت و محکمی هم برای وصول آنها پیش بینی کرده است.

    حتی شروطی را در عقدنامه قید کرده که حقوق مرد را به طور کل محدود و مشروط نموده و به زن اختیاراتی داده است که اگر یک وکیل کارکشته یا با نفوذ داشته باشد می تواند از طریق آنها به راحتی طلاق خود را بگیرد.

    تناقضی که اینجا اتفاق می افتد تنها تضییع حق طلاق مرد نیست بلکه این است که زن مالک مهریه شده است و برای این موضوع شرطی در قانون وجود ندارد که تضمین کننده حقوق مرد باشد. یعنی در دین مبین اسلام بواسطه عقد ، مرد هم دارای حقوقی می شود که در سیستم حقوقی ما اغماض شده است. مردی که به واسطه قرارداد عقد باید مهریه زن را پرداخت نماید این حق را دارد که زن تمام عمر از او تمکین کند و حق طلاق به طور کامل در دست مرد باشد. حتی در قرآن اشاره شده در صورتی که همسرتان را طلاق می دهید و می خواهید ازدواج دیگری کنید باید حقوق زن را به طور کامل بپردازید.

    یعنی زن به واسطه عقد مالک مهریه می شود ولی شرط اصلی قرار داد دایمی بودن و لحاظ شدن شرط اطاعت زوجه از زوج می باشد و این به زمان محدود نیست بلکه دایمی است.

    اما در قانون ما این حق مرد به کلی نادیده گرفته شده است. زنی که نشوز می کند و تمکین نمی کند و یا با استفاده از راهکارهای متنوع حقوقی طلاق می گیرد و یا خیانت می کند باز هم مالک مهریه می شود و این نمی تواند به هیچ وجه توصیه اسلام باشد چون با عقل و آنچه که در قرآن وجود دارد سنخیت ندارد و لااقل همان طور که قانون گذار در جهت تعدیل و تضییع حقوق مرد بازنگری فقهی داشته است ، این مورد باید در خصوص مهریه هم لحاظ شود.

    و چه دروغگویانی هستند آنهایی که می گویند مرد در اعطای وکالت در زمینه شروط ضمن عقد و قبول مهریه مختار است.

    مثل اینکه شما می خواهی گوشت بخری بگویند کیلویی 50000 تومان و بگویند شما در خریدن و نخریدن مختاری... ولی آیا نیاز شما سبب نمی شود بالاخره به خریدن آن تن در دهید؟!!!

    مثالی ساده:

    • خانمی به شوهر خود خیانت می کند و شوهر تصمیم می گیرد که او را مجازات کرده و طلاق دهد. بعید است که بتواند خیانت خاص را اثبات کند و در بهترین حالت می تواند خیانت پیامک ها و ارتباطات تلفنی او را در صورت وجود اثبات نماید. در چنین حالتی مجازات سنگینی برای این زن پیش بینی نشده است. لذا مرد یا باید بسازد و یا باید طلاق دهد.

    چنانچه بخواهد طلاق دهد یا خیر در هر صورت باید مهریه زن را بپردازد! همین زنی که خیانت کرده است مالک مهریه می شود و حتی در صورت مرگش مهریه اش به ارث می رسد؟!

    در چنین سیستمی زن هیچ هراسی از خیانت کردن به شوهر خود ندارد!

     زنی که تمکین نمی کند و زندگی را ترک کرده، مهریه هم می خواهد و می گیرد. مهریه هم مسبب طلاق است و هم سبب این است که این زن هیچ گاه دیگر به زندگی برنگردد چون زیر زبان او مزه می کند.

    • شما تصور کنید این خطا از طرف مرد انجام شود. زن هم به هیچ طریقی نتواند اثبات کند. زن مهریه خود را به اجرا می گذارد و مرد را تحت فشار می گذارد و طلاق می گیرد. اگر بتواند ثابت کند که پدر مرد را در می آورد و علاوه بر مهریه صاحب حقوق بسیاری می شود و می تواند با  هزار انگ دیگر با شروط ضمن عقد خودش را مطلقه کند وباز مالک مهریه خواهد بود!

    تقریبا به هر بهانه ای زن می تواند از اهرم مهریه به نفع خود استفاده کند. ولی اگر زن تمکین نکند تنها چیزی که در قانون پیش بینی شده محرومیت وی از نفقه است که این هم در سیستم امروز یک چیز مضحک و بی فایده است و یک چیزی در حد نبودن هیچ پشتوانه برای مرد است.

    در هر حالتی زن مالک مهریه است! و این کاملا به معنی این است که در ایران به واسطه ازدواج ،مرد از نه تنها هیچ حقوقی بهره مند نیست، زیرا برای حقوق مرد تضمینی وجود ندارد!، بلکه خودش را در لبه یک پرتگاه قرار داده است.


    ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ خرداد ۹۶ ، ۱۳:۴۰
    میلاد حمیدی

    شاید زیاد در جامعه شنیده باشیم که قانون یک طرفه با مردان است و برای زنان اختیاری قائل نشده است و این همیشه موضوع بحث محافل خبرنگاری ، سایت های خبری و حقوقی است که امروزه بدجوری هم توسط زنان بلوکه و اشغال شده است. در این میان صدایی که شنیده نمی شود صدای مردان است.

    گویی جامعه در خوابی عمیق فرو رفته و مشکلات اقتصادی و سیاسی آنقدر همه را مشغول به خود کرده که کسی متوجه این نیست که بودن قدرت مطلق در دست مردان افسانه ای بیش نیست و به لطف مردان ساده انگاری که بیشتر کرسی های قانوگذاری را اشغال کرده اند، نه تنها قدرت مطلق در دست مردان نیست بلکه باید فکری هم به حال مردان بیچاره کرد.

    تقریبا تمامی حقوق شرعی مردان توسط کلک شرعی و یا رجوع به عرف حاکم بر جامعه یا استناد به الحاقیه های قوانین بین المللی از میان برداشته شده و یا بی اثر شده است.

    زمانی که قدرت مطلقی مانند مهریه وجود دارد، حق طلاق ناقابل چیزی نیست وقتی که قانون چشمش را بر نشوز زن و عدم تمکین او می بندد و او را صرفا از نفقه محرم می کند! آن هم در روزگاری که منع اشتغال و منع تحصیل زوجه که ناشزه است توسط شوهر امکان پذیر نمی باشد و دخالت ها و حمایت های مادر عروس و خانواده احساسی یا سرکش او بر شعله های این آتش می افزاید.

    امروزه دختران زیادی با استفاده از همین حربه برای فرار از اذن پدر و آزاد شدن تن به ازدواج با پسری را می دهند و پس از مدتی با عدم تمکین و از بین رفتن بکارت خود مهریه های خود را از پسر قربانی می گیرند و به خوشگذارنی مشغول می شوند. یا با دوست پسر سابق خود رابطه برقرار می کند و یا آزادانه به هرزگی می پردازند و مهریه ای را که حال به صورت قسطی یا نقدی از شوهر بدبخت می گیرند خرج عیاشی ها خود می کنند و با تحصیل و کار و گسترش حضور اجتماعی ، خود را در معرض اغیار قرار داده و به ریش پدر و شوهر خود می خندند.

    و اینجا این قانون ناقص نه تنها چشم بر روی روابط آزاد زن بسته و راه اثباتی هم معمولا وجود ندارد، بلکه شوهر بیچاره راهی هم مانند جلوگیری از اشتغال و تحصیل یا ایجاد هر گونه محدودیت برای برگرداندن او  و یا پیشمان کردن او ندارد و باید مهریه زنی را بپردازد که قانونا طلاق نگرفته ولی عملا از طلاق هم آزادی های بیشتری به دست آورده است. و چه بسیار مردانی که گرفتار این مکر زنانه شده اند. تا کی قانونگذار و سیستم قضایی می خواهد چشمش را بر روی این واقعیت اظهر من الشمس ببندد و تا چه حد میخواهد این گناه و این فساد تداوم یابد و کی می خواهد بساط این اپیدمی برچیده شود.

    این شرایط اغلب خانواده های جدید را درگیر خود کرده و بخش زیادی از نشاط و پویایی،خلاقیت و سازندگی، روحیه دینی و اعتقاد به نظام را از جوانان گرفته است و به شدت از پیشرفت کشور جلوگیری می کند. زنی که دنبال آزادی و ولگردی است و مردی که دنبال نجات است و به امید اینکه مهریه بخشیده شود طلاق نمی دهد و این هر دوی اینها و کل جامعه را به گناه و فساد می کشاند و قربانی اصلی این وضع هم مردان هستند و این ظلمی بزرگ است.

    خداوند رحم کند.

    ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ فروردين ۹۶ ، ۱۵:۳۵
    میلاد حمیدی

    در اینفوگرافیک زیر بر اساس آمارهای جهانی مشاهده می شود کشورهایی مانند سوئد و فنلاند و سایر کشورهای اروپایی که ناخدایان و پیشکسوتان در پیاده سازی ایده های فمینیستی هستند دارای بیشترین آمار خشونت های جنسی و تجاوز به زنان می باشند.

    این کشور ها که همیشه ژست روشنفکری و حمایت از زنان را گرفته اند و اولین تصویب کنندگان قوانین منع خشونت علیه زنان و کودکان هستند ،کار را تا جایی پیش برده اند که بخش اعظم پست های حکومتی، مدیریتی و کاری آنها در دست زنان است و به خوبی جای زن و مرد عوض شده و مردان بیکار شده و به امر نگهداری از فرزندان مشغولند و هر روزه در سایت های خبری پر بازدید ایران نویسندگان فمینیست به امر الگو قرار دادن این کشور ها و تمجید از اعمال آنها میپردازند.

    دیدن اینفوگرافیک زیر به خوبی روشنگر دروغ پردازی ها و عاقبت راهی است که این از خدا بی خبران تبلیغ می کنند و سعی دارند جامعه ایران را از حالت سالم و سنتی خود به سمت سیاهچال فمینیستی کشورهای در حال غرق شدن در مسایل اجتماعی و خانوادگی ببرند که همجنسبازی و هوسبازی و خیانت های خانوادگی و طلاق و تجاوز جنسی و آزار جنسی در آنها دارای بالاترین آمار است!

    این موضوع به خوبی نشان می دهد تصویب قوانین سختگیرانه منع خشونت علیه زنان نتیجه معکوس دارد.

    تجاوز به زنان

    .

    .

    .

    .

     + قتل شهردار زن به همراه دو روزنامه نگار زن در فنلاند

    .

    .

    .

    .

    ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ آذر ۹۵ ، ۰۹:۲۷
    میلاد حمیدی

    مقوله اعتیاد، درگیری های خیابانی و خشونت های منجر به جرح و قتل ،قتل شوهر،خیانت به شوهر، همجنس بازی،رفتارهای خطرناک جنسی زنان با هم در محیط های مختلف و... به مرز هشدار رسیده است و این نشان می دهد که بر خلاف تصور عموم ، زنان موجودات معصومی نیستند و برابری مورد نظر فمینیست ها حتی در رفتارها و خشونت ها هم نه تنها محقق شده بلکه در حال پیشی گرفتن از مردان است!
    اینها از کمترین عواقب یکسان دیدن زن و مرد و القای خصوصیات مردانه در زنان با تبلیغات پوچ فمینیستی و حمایت دولت ها و سیستم های قانونی از آنها برای رسیدن آنها به مردان است!
    مدت هاست که فمینیست ها با مظلوم نمایی زنان و وحشی نشان دادن مردان به دنبال تصویب قوانین مزخرفی مانند منع خشونت علیه زنان و کودکان هستند که البته اینجا کودکان دستاویزند تا زنان را هم رده با کودکان نشان داده و حس ترحم ایجاد کنند و راحت تر به اهداف شوم خود برسند و لیکن خود خوب می دانند که اینکار سبب رواج خشونت علیه مردان و در نتیجه واکنش مردان و افزایش خشونت علیه خود زنان می شود!
    اما روح فمینیست ها به قدری پلید است که برای خواسته های بیمارگونه و معیوب خود با نفوذ در سیستم های دولتی و قانون گذاری و ان جی او ها دست از خواسته های شیطانی خود بر نمی دارند و البته خیلی از آنها ماموران و مزدوران فکری سیستم های سکولار و سرمایه داری غرب هستند که باید مسیر را برای برنامه های بلند مدت سردمداران غربی خود هموار کنند.
    روح فعالان حقوق زن در تسخیر شیطان است.

    ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ تیر ۹۵ ، ۱۰:۰۳
    میلاد حمیدی

    فمینیست چادری

    پس از انقلاب یک نسلی از زنان رشد کرده است و همچنان در حال بازتولید افکار مخرب خود است که دچار دوگانگی تقید به دین و زیست مدرن است و حالا متاسفانه در نهاد های دولتی و مجلس و سمن ها  نفوذ کرده و دارد به همه چیز گند میزند . این البته نه فقط مشکل زنان که مشکل جامعه است. جستجوی الگویی برای چگونگی زیست یک مسلمان در دوران حاضر.
    فمنیسم در واقع نمایش مدرنیته در نگاه به زن و مسائل مربوط به آن است. از حقوق زن تا خانواده و حقوق فرزندان! عده‌ای از زنان برای حل این دوگانگی به کل دین را کناری نهاده و با خیال راحت تسلیم مدرنیته می‌شوند که این‌ها موضوع صحبت نیستند. اما دسته‌ای هستند که همچنان سعی می‌کنند بین دین‌داری و زیست در دنیای مدرن “هماهنگی” ایجاد کنند. و لذا معمولا به بخش‌هایی از دین پایبندند. اینان که معمولا از دختران مذهبی دانشگاه رفته‌اند، دچار گونه‌ای از عقاید و رفتارها می‌شوند. چیزی که من از آن با عنوان “فمنیسم چادری” یاد می‌کنم.

    حرف‌ها، نظرات و ایده‌های فمنیستی را بیان می‌کنند، عمل می‌کنند و البته مسلمان هم هستند. حتی آیه و روایت هم برای تاییدش می‌آورند! به بخشی از دین اعتقاد دارند به بخشی نه. باطن غرب‌زده خود در حوزه‌ی فمنیسم را با ظاهری از اسلام “بزک” می‌کنند. یعنی فمنیسم التقاطی! ماجرا مال امروز و دیروز نیست! از مدت‌هاست که مارکسیسم را به همین شیوه می‌خواستند غالب کنند. لیبرالیسم را هم. دموکراسی را هم. و فمنیسم را هم! اینگونه می‌شود که تازه مسلمانی چون زهرا ر. در اوایل انقلاب ناگهان تبدیل به قرآن پژوه و صاحب نظر مسائل زنان می‌شود!

    یعنی اینها آگاهانه دست به چنین برداشت‌ها و تحلیل‌هایی می‌زنند؟ هرگز! البته هستند کسانی که که منافقانه، تعمدا و آگاهانه اباطیل فمنیستی را با ظواهر اسلامی عرضه کنند. لکن در میان این قشری که عرض کردم “اصلا” چنین نیست. بندگان خدا حتی واقعا «حسن نیت» هم دارند. ولی حسن نیتی است که با عدم آشنایی عمیق با دین و البته فمنیسم و زیست در محیط ژورنالیستی، همراه شده و آثار مخربی حتی بدتر از آن سوء نیت‌ها به جا می‌گذارد. دزدی که با چراغ آید…

    غرب‌زدگی مستتر و فرهنگی موجود در صدا و سیما، سینما، مطبوعات و به خصوص فضای کثیف دانشگاه چنان بر آنان در حوزه مسائل زنان هجمه آورده است که بخش زیادی از آن‌ها کم یا زیاد تحت تاثیر قرار گرفته‌اند. و کار آنجا سخت‌تر می‌شود که به این تضادها و التقاط‌ها آگاه نیز نیستند. نه تنها گاها به عقاید خود صراحتا آگاهی ندارند که به لوازم منطقی آن نیز توجه و شناخت ندارند. و البته عوامل دیگری نیز هست که یکی‌اش، غرور و نخوت موجود در آنها در این تصور غلط است که اولا چون دانشگاه می‌آیند پس خیلی می‌فهمند و می‌توانند فکر کنند و نظر بدهند. و دوم و خطرناک‌تر که چون خود را مذهبی می‌دانند و سطحی از آگاهی‌های دینی نیز دارند، خود را صاحب حق می‌دانند که سخنان صریح در حوزه‌ی مذهب برانند که من از شیوه‌شان برائت جسته و از خطراتش به خداوند متعال پناه می‌برم.

    و متاسفانه چون با مخالف جدی نظرات خود نیز مباحثه ندارند و نمی‌خوانند و نمی‌شنوند، به این خطرات و ایرادات خود آگاه نمی‌شوند. و این ایرادی است که در رشته‌های مطالعات زنان نیز هست. و در نبود نظرات مخالف با مغالطه‌ی پهلوان پنبه با نظرات مخالف برخورد می‌کنند و لذا ذهن‌ها و استدلال‌هایشان سطحی می‌شود. این گونه است که وقتی با من نوعی به عنوان یک مخالف عمیق و جدی برخورد می‌کنند و بحث پیش می‌آید، ناگاه چنان مواضعی اتخاذ می‌کنند که شبیه غرب‌زده‌ترین منورالفکران معاصر است. و البته بندگان خدا جداگانه فکر می‌کردند با آن عقاید مخالفند ولی خود دچار آن بودند. گاها حتی بحث‌ به جاهای خطرناک‌تری کشیده می‌شود که آدم نگران کفرگویی می‌شود! و سریع بحث را عوض می‌کنم.

    در روزگاران جوانی حجم زیادی از مطالب فمنیست‌های وطنی را می‌خواندم. در کنار مطالب دیگری که به مدد دولت افسادات رواج یافت. از فرناز س. و شادی ص. تا کوچکترهایی چون پرستو د.! وقتی این قدر شباهت ادبیات بین آنها و این قشر جدید را مشاهده می‌کنم، واقعا برایم تعجب آور است. چه طور چنین شباهت و ادعاهای یکسانی ممکن است؟ لذا فمنیسم زدگی را در این تشابهات می‌توان دید. همان حرف‌ها را دارند تکرار می‌کنند…

    اما ماجرا فقط به این شباهت‌ها هم ختم نمی‌شود. ماجرا این است که این ادعاها مبتنی بر عقاید دینی نیست. و لذا ناچارند دست به تاویل! خودسرانه از دین بزنند. اتفاقی که به وفور دیده می‌شود. و البته محافظه‌کارهایشان –یا زیرک‌ترهایشان- مدعی «استفاده از ظرفیت‌های مغفول در دین» هستند. و البته حرف حقی است عدم استفاده‌ی ما از همه‌ی دین در همه‌ی عرصه‌ها. لکن به نیت خطایی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

    آیا ضدیت با فمنیسم یعنی بازی کردن در زمین غرب؟ هم آری هم نه! وقتی به بهانه‌ی مبارزه با فمنیسم در عمل به همان شیوه عمل کنی یعنی یک فمنیستی! وقتی شعار مرگ بر فمنیسم بدهی و خودت همان اعمال را انجام دهی یعنی در زمین غرب بازی می‌کنی! حتی خود غرب هم جریانات این طوری دارد! که اتفاقا این جور آدم‌ها در سر یک چیزهایی تفاهم دارند و اختلاف در نوع و شیوه‌ی اجراست!! اما وقتی اصل مساله مورد سوال قرار دهی و در حرف و عمل ضد آن باشی بازی در زمین غرب نیست. همانطور که ضدیت با کفر و شرک و شیطان بازی در زمین آن نیست. مگر آنکه در مبارزه با کفر، کافرانه عمل کنی!

    اتفاقا بازی کردن در زمین غرب یعنی سوال‌ها و دغدغه‌هایت همان باشد. یعنی در دین دنبال جواب سوال‌های آنها بگردی. به جای آنکه تصویری از جامعه‌ی دینی از متن دین استخراج کنی و سعی در حل مسائلش کنی، دنبال حقوق زن در دین باشی! چه آنکه در دین برای هر کس در جایگاهش هم حق تعریف شده است هم تکلیف. زن در جایگاه مادر حقی دارد، در جایگاه دختر حقی دیگر، در جایگاه همسر حقوقی دیگر و به عنوان فردی از جامعه دینی حقوقی در اجتماع. که در همه‌ی عرصه‌ها هم تکلیف هم دارد.

    تنها اشاره‌ای به اجمال رفت برای آغاز این مبحث. باید نکاتی دیگر نیز گفته شود که به مرور گفته خواهد شد.

    پی نوشت:

    – در یادداشت وبلاگ عصا، نکات فراوانی به صورت مبهم و بدون استدلال طرح شده است که هر کدام باید جداگانه مورد تدقیق قرار گیرد. مثلا گفته‌اند: « در فرهنگ اسلامی کار کردن اضطرار نیست بلکه نوعی سلوک انسانی برای شکوفا شدن و رشد کردن است». نخست آنکه این کار کردن به چه معناست؟ آیا شغل داشتن است؟ آیا حضرت زهرا شغل نداشتند سلوک انسانی را طی نکردند؟ یا اینکه از کجا به چنین دریافتی از فرهنگ اسلامی رسیدند. بلی برای مرد چنین است. علاقه دارم بدانم درباره زنان چگونه این نتیجه را استخراج می‌کنند؟

    – در جایی نوشته‌اند: « زنان متعهد و خدمتگزار جامعه ی ما حاضر نمی شوند حتی اندکی کوتاهی کنند و هر جا که لازم باشد از همه چیز خود در راه این تربیت میگذرند. (البته در اینجا و در این مقاله معنی کلمه تربیت کمی گسترده تر از معنی رایج آن است و آن در پهنه ی دانشگاه است …)»! من واقعا نمی‌توانم بفهمم چه تصوری از تربیت کردن در ذهن‌شان وجود دارد؟ انسان‌ها که به صورت گله‌ای تربیت نمی‌شوند که شما بخواهید با چهارتا همایش در سطح دانشگاه مردم را تربیت کنید. اتفاقا آدم‌ها با ارتباط و دوستی و صمیمیت‌های فردی رشد می‌کنند. و اتفاقا مباحثی که جنگ نرم را به حضور در بین مردم و تبلیغ چهره به چهره ترغیب می‌کند بر همین مبناست. و در همین تربیت کردن کیست که نداند دوران کودکی و نوجوانی مهمترین دوران‌هاست؟ آثار حک شده آن دوران خیلی سخت عوض می‌شود. خوب بعد کودک را در دوران به این مهمی و در کار دشوار تربیت از محبت و توجه مادر فهیم محروم کرده و به مهد‌کودک‌های مروج فساد و یا مقابل تلویزیون و بازی‌های رایانه‌ای می‌سپارند! چرا که مادرانشان دغدغه تربیت همه را دارند!!! اتفاقا تهاجم فرهنگی از آن هنگام اهمیت یافت که مادران فکر کردند باید در خیابان به اصلاح فرهنگ بپردازند! در حالی که خانواده است که همه چیز را می‌سازد.
    بعد تصور کنید چنین کار مشکلی که نیاز به تلاش و مجاهدات و فهم و مطالعه‌ی فراوان دارد چگونه سبک شمرده می‌شود!! من نمی‌فهمم چه طور خانمی که از صبح تا عصر در محل کارش با هزار مشکل روبرو می‌شود بعد می‌تواند بیاید خانه و در تربیت کوتاهی نکرده باشد؟

    منبع: وبلاگ ایلیا

    ۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۰ تیر ۹۵ ، ۱۰:۵۶
    میلاد حمیدی

    زن

    با نگاه به موجود عجیبی به نام زن واقعا انسان مبهوت می ماند. موجودی که با وجود داشتن زبانی قوی تر از بازوان یک قهرمان پاور لیفتینگ دارای بدنی فوق العاده ظریف است. آنقدر آسیب پذیر است که هیچ جا برای او امن نیست. آنقدر حساس است که قابل تصور نیست و در عین حال آنقدر بی رحم است که جلادان هم به آن قساوت نیستند!

    در شگفتم از موجودی که دلسوزی و عاطفه اش به خاطر دل خودش است و حتی علاقه اش بخاطر ارضای دل خودش است و به همین دلیل است که وقتی دلش نسوزد می بینید که پست ترین کارها مثل خیانت به شوهر و شوهر کشی را به آسانی انجام می دهد بی آن که اندکی در دلش احساس پشیمانی با دلسوزی باشد!

    و بر عکس مرد موجودی که بدنی قوی و محکم دارد و کمتر پیش می آید که از روی احساسات تصمیم گیری کند. اما یک جا هست که احساس و روحیه مرد تمام وجود او را تحت الشعاع قرار می دهد و خداوند به مرد ثابت می کند که فکر نکن که کامل خلق شدی! و آن لحظه لحظه ای نیست جز لحظه ای که یک زن یک همسر یک مادر را در مقابل خود ببیند. این مرد به یک موجود ضعیف واقعی تبدیل می شود و این هم از شگفتی های خلقت زن است.

    خدایا به همه ما قدرت این را بده که با این مخلوق شگفت انگیزت آنطور که شایسته است رفتار کنیم.

    آمین

    ۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ تیر ۹۵ ، ۱۰:۲۱
    میلاد حمیدی

    از برخی رسانه ها مدام خبرهایی شنیده میشود  که قرار است خودرو گران شود یا فلان خودرو گران شد. خودرو های داخلی در بازاری خالی از رقیب با وجود چندین برابر شدن قیمت خودرو های وارداتی در یک فضای انحصاری ظلم بزرگی را به مردم و میهمن اعمال می کنند و ظاهرا فقط خداوند می تواند بر آنها غلبه کند.

    اما از آنجایی که ما انسان ها جانشین خداوند در زمین هستیم با همدلی و همزبانی و اتحاد در تاریخ ثابت کرده ایم که می توانیم کمر هر ظلمی را بشکنیم و بینی منحوسش را بر خاک بمالیم.

    کمپین نه به خرید خودرو کمپینی بود که متاسفانه بخاطر اشتباه دولت و حمایت مالی از خودرو سازان و البته پخش دروغ مبنی استقبال گسترده مردم از وام دولتی برای خرید خودرو متاسفانه به دلیل اشتباه محاسباتی مردم از قوت ایستاد و سبب شد تا دیو خودروسازی مجددا مجال قدرتنمایی و اعمال فشار بر مردم را بیابد.

    ولیکن مساله این است که خودرو سازها با بی شرمی تمام مدام اخباری شوک آلود به جامعه تزریق می کنند تا مردم از ترس بیشتر گران شدن خودرو ها پیش دستی کرده و هر چه سریعتر و بیشتر به خرید خودرو گرایش پیدا کنند.

    اینجا هوشمندی مردم لازم است. مردم نباید خودرو بخرند.

    با این کار ما کمک می کنیم که خودرو سازها قدر مردم را بدانند و خودرو های درخور ارزش مردم تولید کنند. و در ثانی باید بفهمند که حق ندارند هر قیمت مزخرفی را روی محصولات فوق العاده بی ارزش خود بگذارند.

    واقعا مشخص نیست اتحاد انقلابی و ایثار ما ایرانی ها کجا رفته است.

    اگر نمی خواهید به میهن خدمت کنید حداقل برای خود ارزش قایل باشید.

    قیمت خودرو باید شکسته شود و کیفیت باید افزایش یابد یا این ظلم برچیده و درش تخته شود.

    ۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۲ خرداد ۹۵ ، ۱۴:۰۱
    میلاد حمیدی

    عواقب دانشگاه رفتن دخترها ببینید چقدر وخیم شده که حتی یک پسربچه 9 ساله هم اون رو درک می کنه. از فساد و اغفال شدن گرفته تا زیر بار مسئولیت نرفتن دختر ها در زندگی آینده و بی وفایی اونها. شیوع طلاق و فساد و پیدا کردن رفتارهای مردانه و توقع کار کردن در بیرون و فرار از خانه داری و شوهر داری رو هم که دیگه واویلا.

    فراموش نکنید طبق آمار 90 درصد طلاق ها به درخواست زن صورت میگیرد و در 10 درصد دیگر هم زن در اون نقش داره و از هر 100 طلاقی که صورت میگیره 85 مورد اون زنها تحصیلکرده هستند!!!

    از عوارض دیگر دانشگاه رفتن دختران و اشغال شدن 70 درصد دانشگاه ها توسط دانشجویان دختر این است که اکثر موقعیت های شغلی نیز توسط آنها اشغال می شود. پسری که به سربازی می ورد تا برگردد با این بحران بیکاری همین 70 درصد دختران اکثر موقعیت های شغلی را اشغال می کنند. بحران بیکاری و خصوصی سازی که سبب کاهش اشتغال شده به انضمام دریافت حقوق کمتر و خدمات بیشتر(قضاوت با شما) از طرف خانم ها ضمن بالا بردن توقع کارفرمایان سبب کاهش میزان دست مزد ها نیز می شود. حالا این خانم طبق قوانین و شرع مسئول تامین مخارج خانواده نیست و بنابراین به حقوق کم بسنده می کند ولی آقا یا باید قید اشتغال را بزند و یا در صورت کار دستمزد کم بگیرد.

    همین بهانه می شود برای خیلی از زنها برای اینکه برای کمک به مخارج زندگی باید من هم کار کنم. اما این تنها وسیله ایست برای بیرون رفتن از خانه و فرار از شوهر داری و بچه داری و استقلال از مرد.

    این امر ضمن افزایش بیکاری برای مردان و کاهش دست مزد ها ، سبب کاهش توان مردان در اداره زندگی و کم ارزش شدن مرد در نتیجه این عوامل ، سبب کاهش ازدواج و افزایش طلاق و فساد اخلاقی نیز می گردد.

    در زیر نامه یک پسر بچه 9 ساله رو به دختری که دوستش داره بخونید و لطفا نظر بدید.

     

    .

    ۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۲ خرداد ۹۵ ، ۰۹:۱۰
    میلاد حمیدی

    ماه رمضان

    باز هم ماه مبارک رمضان فرا می رسد و ما با دلی آکنده از امید به رحمت الهی و با چشمانی پر از اشک شوق از میهمانی خدا در این روزهای گرم و طاقت فرسا روزه می گیریم و حدود 17 ساعت گشنگی و تشنگی را در این شهر(تهران) پر از دود و شلوغی و ترافیک و آلودگی های صوتی و بصری و شهری که اگر پر از گناه نباشد لیکن از گناه کم ندارد تحمل خواهیم کرد.

    در شلوغی کشنده ی مترو بوی دهان، بوی عرق و تعفن برخی را تحمل خواهیم کرد و کار نکردن سیستم تهویه مترو و عرق ریختن ناشی از تراکم جمعیت و له شدن را تحمل خواهیم کرد و اندک انرژی باقیمانده از ساعت ها جان کندن و کار کردن را هم در مترو از دست خواهیم داد و با تنی خورد و روحی آزرده و اعصابی به هم ریخته به خانه باز خواهیم گشت.

    و این تازه اول راه است، صف طولانی نانوایی، کمبود شیر و لبنیات، گران تر شدن و کمیاب شدن  خرما و سبزی های مورد نیاز از جمله سبزی خوردن، گرانی میوه و مایحتاج که اغلب آن در نتیجه حرص زدن بیش از حد مردم و دندان گردی سود جویان است تنها گوشه ای از مشکلات در این بی حوصلگی ها و خستگی هاست که خود مزید بر علت می شود.

    و نمی دانم آیا خداوند به آه دل دردمندان و روزه داران در این ماه توجه می کند و بلایی را بر جان سودجویان و دلالان  می اندازد که این ماه را به جای ماه نزول برکات به ماه رخت بستن برکات و قحطی و صعود قیمت ها تبدیل می کنند؟!!! سود جویانی که از این ماه الهی و روحانی هم برای سود جویی و مکیدن خون مردم نمی گذرند و رحم و مروتی ندارند!!!

    آیا مسئولین امر می شنوند؟ آیا از ماشین های شاسی بلند کولر دار خود پیاده می شوند تا بین مردم در میان جمعیت له شوند و آیا آنها هم سر سفره  در برخی روزها شیر نخواهد بود؟!!! آیا همسر آنها هم در میان آفتاب ساعت های طولانی در صف نانوایی و سبزی خواهد سوخت تا حال مردم را درک کنند؟!!!

    ۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ خرداد ۹۵ ، ۱۲:۴۰
    میلاد حمیدی

    ماجرای حقوق زنان در ایران واقعا داستانیست ...

    حقوق زنان

    ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ خرداد ۹۵ ، ۱۴:۳۴
    میلاد حمیدی

    از استخدام گسترده زنان در شرایط بیکاری مردان و پسران در جامعه  گرفته ( با توجه به اینکه شرعا و قانونا مردان مسئول تامین مخارج زندگی هستند و بدون آن از تشکیل یا حفظ زندگی عاجزند) تا احترام کاذب و مفرط جامعه به جنس زن و در عین حال تحقیر مردان در صدا و سیما و سایت های خبری ( که مملو از زنهای فمینیست دست اندر کار می باشد) تا دیده نشدن روز پسر و روز مرد در تقویم توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی (در تقویم روز زن تعریف شده است نه روز مادر که سیستمی ضد خانواده می شود که اینجا جنسیت اهمیت می یابد اما به جای روز مرد تعریف شده روز پدر، و در ضمن در تقویم روز دختر داریم در حالی که روز پسر تعریف نشده است و روز جوان هم معمولا به هر دو جنس مصادره می شود)، در نظر گرفتن واگن های اختصاصی به زنان در مترو و اتوبوس و امکان ورود زنان به واگن های مردانه، احترام و مساعدت بیشتر جامعه نسبت به فرزندان دختر و بی توجهی نهادینه شده به مردان و پسران (بی توجهی جامعه به مردان و پسران) و سیاست های منزجر کننده فمینیستی در سیستم های شهرداری و مکانیزه شهری همه و همه سبب سرخوردگی مردان شده است و آنها را به شکلی از انسان بودن و مرد بودن خود بیزار کرده است.

    در این جامعه که زنان آن بد آموزش دیده و مغزشان شستشو داده شده است با برائت از مصونیت هایی که دین در قالب محدودیت هایی برای حمایت از زنان در نظر گرفته است (مثلا حجاب که برای حفاظت از زن است چیزی نظیر بستن کمربند ایمنی یا عدم مجوز ورود به برخی مسیرها در  راهنمایی و رانندگی برای رانندگان میباشد) سعی می کنند که مرد شوند و گاها ظاهر مردانه و خوی مردانه پیدا کنند و مردان برای فرار از خشونت کشنده ای که در جامعه بر علیه آنها به جرم مرد بودن اعمال می شود و جهت پناه بردن به امتیازاتی که جامعه به صرف جنسیت پرستی برای زنان در نظر گرفته است با ظاهر زنانه در اجتماع ظاهر می شوند تا بلکه به آنها رحمی شود!

    عکس های زیر نشانگر پسران دستفروشی است که برای در آوردن لقمه ای نان با در آوردن سر و شکل خود به شکل دختران سعی در جلب ترحم جامعه تبعیض گر به خود دارند که دستگیر می شوند!

    بدتر از همه برخورد بد شهرداری به شکلی بی رحمانه و آنطور که در خبرها شنیده شده ضرب و شتم دستفروشان است و اینکه اینها را سبب مزاحمت رفت و آمد مردم می دانند و آنها را با انواع تراکت ها و بنرهای غلط تبلیغاتی در مترو آماج توهین و تبلیغات منفی قرار می دهند در حالی که اغلب اینها جوانان بیکار و بیچاره ای هستند که دنبال لقمه ای نان برای مادر و یا همسر یا خواهر خود هستند!

    شهرداری در حالی که انواع و اقسام کارها و اشتغالها به شکل مستقیم و غیر مستقیم را برای زنان ایجاد کرده است و حتی آنها را در بازارچه ها و فروشگاه های شهروند و بازارچه هایی که برای فروش مصنوعات زنان ایجاد کرده مشغول نموده است، اغلب بخش های اداری و مدیریت شهری، بخش های تبلیغاتی و فرهنگی و غیره ... را به زنان سپرده است ،در عین حال نسبت به مردان کاملا بی تفاوت و سخت گیر است و نه تنها برای آنها کاری نمی کند بلکه بدترین خشونت ها را هم به آنها اعمال می نماید.

    و صد البته شهرداری اصلا به فکر مزاحمت برای عبور و مرور مردم نیست که با انگ سد معبر اینها را آماج خشونت قرار می دهد چون اگر نگران این موضوع بود انواع و اقسام تیرهای برق و تابلو ها و موانع عبوری را که خودش سر راه پیاده روها سبز کرده است جمع می کرد و فکری به حال شلوغی مترو می کرد و تلاشی در جهت کاهش تراکم در تهران انجام می داد. اما شهرداری برای توجیه کار زشت و بی رحمانه خود با این طفل های معصوم و مردان بیچاره بیکار که اقدام به دست فروشی می کنند و به خاطر سیاست های غلط دولت و مسئولان کشور و خود شهرداری بیکار هستند با خشونت هر چه تمام تر رفتار می کند و در عین حال شهردار تهران با بی شرمی تمام پشت تریبون حاضر شده و تهران را شهری مردسالار می خواند!

    پسران دست فروش

    پسران دست فروش

    لینک های مرتبط:

    دختران دست فروش پسر شدند!

    http://tabnak.ir/fa/news/590919

    قالیباف: تهران متاسفانه شهری مردسالار است

    http://isna.ir/fa/news/95022717196

    ۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ خرداد ۹۵ ، ۰۹:۱۹
    میلاد حمیدی

    بهائیت

    مدتی است که به فعالیت ها و سایت ها  و خواسته های فعالان حقوق زن ، نشریه های توقیف شده فعالیت هایشان در دانشگاه های مختلف، مقاله پراکنی ها و تحقیق های جهت دار آنها در دانشگاه می نگرم. همیشه برایم این جای سوال وجود داشته است که در اندیشه اینها که خواستار برابری حقوق بین زن و مرد تحت لقای عناوین فریب دهنده حمایت از حقوق زنان و کودکان، جلوگیری از ظلم به زنان ، عدالت جنسیتی و ... هستند چه تناسبی با اسلام می تواند داشته باشد تا جایی که بسیاری از خواسته های آنها نتاقض اساسی و واضح با آیات کلام الله مجید دارد؟!!!

    اسلام که دین عدالت است چگونه است که با عدم تناسب بین حقوق و وظایف جور در می آید که فمینیست های ایرانی تحت لقای اسلامی مشتبه خواستار برابری بین زن و مرد هستند در حالی که حقوق و وظایف آنها یکسان نیست؟ چگونه می شود بدون دست زدن به وظایف زنان و حتی کاستن آن خواستار حقوق برابر آنها با مردان شد؟!!!!

    چگونه است که خواسته های پلیدشان را منطبق با اسلام می دانند و خواستار تغییر احکام الهی هستند تا اسلام را طبق خواسته های خود تعریف کنند؟!!!

    شب گذشته (شب هفتم شعبان 1437 هجری قمری) در خواب مردی روحانی را دیدم که گفت من جواب سوال تو را می دانم. گفتم کدام سوال؟ خندید و گفت اگر می خواهی بدانی دشمنان امام زمان عج و کسانی که کمر به گمراهی زنان و خانواده و به شیشه گرفتن خون شما مردان بسته اند چه کسانی هستند و فتیله آنها از کجا می سوزد آن را در بهائیت ضاله جستجو کن.

    صبح که از خواب بیدار شدم گوشی را برداشتم. من قبلا فقط شنیده بودم که بهائیت یک فرقه ضاله است که فعالیت هایی را در کشور انجام می دهد. اصلا نمی دانستم که عقاید آنها چیست. خلاصه گوشی را برداشتم و کلمه بهائیت را جستجو کردم.

    به نتایج خوفناکی رسیدم که یکی از آنها بر خلاف قرآن کریم زن و مرد را به لحاظ حقوق برابر می دانست حتی اگر وظایف آنها مختلف باشد!

    مثل اینکه در یک شرکت همه یک اندازه حقوق بگیرند خواه هر سمت و هر وظیفه ای داشته باشند!

    در تعجب فراوانم از اینکه آنطور که میدانیم از زمانهای قبل ز انقلاب مومنین از جمله نواب صفوی و روحانیون همیشه به حکومت های وقت توصیه میکردند که جلوی تبلیغ اندیشه های مخرب بهائیت گرفته شود.

    اما حالا در کمال تعجب می بینم اندیشه های آنها تحت لقای روشنفکری دینی چه با آب و تاب از دهان برخی خارج می شود. و حتی چه تحقیق ها و سایت هایی که این آموزه ها در آن مستتر بوده و غیر مستقیم یا مستقیم القا می شود!

    خدایا به تو پناه می بریم.

    امیدوارم گمراهان این راه از روی عمد دچار این کژ روی نشده باشند. من همیشه سایت الف را مطالعه می کنم جالب است که به طور اتفاقی امروز درست بعد از دیدن این خواب و این نتیجه گیری به مطلب زیر از سایت الف برخورد کردم (البته شخصا هیچ گونه نظری ندارم در مورد شخصی که در لینک اشاره شده است ولی بعنوان گواهی بر فعالیت و تاثیر گذاری این فرقه ضاله بر تفکرات حاکم بر برخی افراد و تشکل ها به آن اشاره می کنم):

    +  آیت‌الله هاشمی به فائزه تذکر جدی بدهد

    (سوره آل عمران آیه 85): وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلامِ دیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرینَ

    (استاد الهی قمشه‌ای: هر کس غیر از اسلام دینی اختیار کند هرگز از وی پذیرفته نیست ، و او در آخرت از زیانکاران است.

     

    ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۵:۴۳
    میلاد حمیدی

    سایه خود را با تیر زدن

    ما ایرانی ها همیشه به تاریخ خود می بالیم. تاریخ خود را مملو از مهربانی و صلح می دانیم و خود را صاحب فرهنگ و خرد و اندیشه می دانیم و باز به لطف خدا همگی علامه دهر بوده و در هر موردی صاحب نظر هستیم. اگر از جمیع صفاتی که بالاتر اشاره شده بگذریم درخواست می شود  با در نظر گرفتن 2 نکته و بدون هیچ پیش دواری این مطلب کوتاه را مطالعه کنید.

    نکته اول: نگاه ما در این تحلیل کوتاه نگاه شخصی است بی طرف که نه به تاریخ و سنت ایرانی تکیه دارد و نه مسایل شرعی (فکر کنید یک شخص صرفا یکتا پرست هستم که ایرانی هم نیستم)

    نکته دوم: نگاه خود را در قضاوت در مورد این نوشته دخیل نکنید (یعنی از دید یک ایرانی متعصب به ایران باستان و یا متعصب به دین و مذهب اسلام قضاوت نکنید)

    نگاهی به گذشته:

    ما در زمان پادشاهان ایران باستان به نقاط زیادی لشکر کشی کردیم حتی در زمان کورش هم هر چند در خیلی جاها سعی شده از خونریزی اجتناب شود اما کم و بیش کشور گشایی ها و جنگ هایی داشته ایم. در زمینه داخلی تقریبا ما همیشه خاین به حکومت ها و شاهان خود بوده ایم. اگر تاریخ را مطالعه کنید اغلب شاهان ایران در نتیجه خیانت مردم کشته شده اند. بنابراین ما ملت صلح طلبی نبوده ایم.

    نگاهی به حال:

    برای این مورد ما وارد حیطه سیاسی نمی شویم و اصلا کاری به آن نداریم در این زمینه همه صاحب نظر هستند و کلا امکان اظهار نظر هم وجود ندارد قضاوت در این مورد را به خود عزیزان واگذار می کنیم.

    اما در مقوله اجتماعی شما را دعوت می کنیم به قضاوت ها و نظرات و هجمه هایی که در فضای مجازی نسبت به افراد سیاسی مختلف، به مجریانی که از آنها انتقاد می شود، شخصی که خطایی می کند و مثلا یک مجری که در یک برنامه زنده تلوزیونی یک اشتباه را سهوا مرتکب می شود بیفکنید.

    یا به شبکه های اجتماعی بروید.

    فضای خیابان را بنگرید. غالبا انتقادات تند،برخورد ها تند، پیش فرض های منفی، تقاضاهای اشد مجازات، تقاضای ممنوع التصویری برای مجری که اشتباه سهوی داشته و ...

    پیوسته میل به زیر کشیدن، حسادت، نابود کردن،عزل کردن و کله پا کردن را کمتر کسی است که در خوی مردم ایران بخصوص امروزی ندیده باشد. بعنوان نمونه توصیه می شود به مطلبی در سایت الف و نظرات پیرامون آقای فرزاد حسنی مراجعه فرمایید که نمونه ای است از خیل عظیمی از مختصری که بیان شد. (+++شایسته زرشک طلایی)

    اینجانب به شخصه به این نتیجه نرسیده ام که اینکه گفته می شود ما همیشه انسان های رئوف و صلح طلبی بوده ایم به کجا بر می گردد!؟!

    ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۴:۰۰
    میلاد حمیدی

    تب تورم

    چند روز پیش در اخبار خوانده شد که صنف مرغداران برای پایین بودن قیمت مرغ و تخم مرغ با تجمعی اعتراض کرده اند! ما قبلا در این سایت از مضرات صنفی شدن شغل ها و وجود اتحادیه های اصناف صحبت کردیم.

    (در صورت تمایل می توانید با کلیک روی علامت مثبت به آن مطلب بروید... ++++ لزوم امحای تشکلات صنفی غیر مردمی)

    هدف از بیان این مطلب صرفا اشاره به آن اتحادیه و صنف نیست بلکه منظور این است که اگر چنانچه شما به هر قشری و هر صنفی مراجعه کنید و پای حرف آنها بنشینید تقاضای بالارفتن نرخ خدمات یا محصولات خودشان را دارند. مثلا شرکت های حمل و نقل، شرکت های بیمه، محصولات غذایی، پوشاک، رانندگان اتوبوس و تاکسی،صنف پزشکان و  ...

    و جالبتر اینجاست که همگی ما از گرانی می نالیم. این انکار ناپذیر است که بخش زیادی از این گرانی ناشی از تورم و ضعف مشهود اقتصاد کشور است که سالهاست به صورت غیر علمی و توسط افراد ناشایست اداره شده و به این روز افتاده است اما این نکته که هر سال بعد از تعطیلات نوروز یا در ایام خاصی که محصولی بیشترین بازار خرید را دارد شروع به گران شدن می کند تنها در چهار چوب تب تورم و بار روانی و زیاده خواهی اصناف مختلف قابل توجیه است چون نه به نرخ دلار ارتباط دارد و نه به تجارت و نوسانات بین الملل و نه هیچ چیز دیگر. همه ما توقع داریم که بعد از تعطیلات نوروز همه چیز گران شود،شب عید کالاهای مورد نیاز گران شود، ماه رمضان خرما گران و شیر کمیاب شود، سبزی خوردن نایاب و گران شود و ...

    این ها را خود ما هر کدام به عنوان صنفی از جامعه می خواهیم و جالب اینجاست که همه ما از گران شدن نالانیم در حالی که همه ما در یک مشارکت همگانی برای بالابردن گرانی و تورم هستیم!

    بخش زیادی از این مشکلات بخاطر وجود این دندان گردی ها و زیاده خواهی هایی است که خود ما بخشی از آن را تشکیل می دهیم.

    نکته دیگر این است که به محض گران شدن یک محصول استقبال از آن به شدت بالا می رود و سود افراد سرمایه دار و سود جو را چندین برابر می کند. به نظر می رسد ایران تنها کشوری از دنیاست که به محض گران شدن یک کالا مردم تصور میکنند که نایاب شده و رقابت در خرید می کنند در حالی که گران شدن یک کالا در اروپا یا هر کشوری با تحریم مردم و نخریدن آن کالا و تسلیم افراد سودی جوی صنف مربوط به آن روبرو می شود.

    نگاهی به وضع فجیع اقتصاد کشور نشان می دهد بخش زیادی از مشکلات اقتصادی حاکم بر کشور بخاطر ذهنیات و فرهنگ غلط جا افتاده در بین مردم و صنوف مختلف است.

    تا زمانی که مردم خودشان دلشان به حال هم نسوزد شکی نیست که هیچ مسئولی دلش نخواهد سوخت و فراموش نکنیم آن مسئول هم شخصی است مانند همه ما و از بین خود ما بیرون می آید. بنابراین وضعیت هر کشور در دنیا نمودی از مردم خود آن کشور است و وقتی مردم خوب نباشند مسئولین آنها هم خوب نخواهد بود.

    خداوند قومی را که در جهت اصلاح امور خود تلاش نکند هیچ گاه هدایت و کمک نخواهد کرد و این چیزی است که در جای جای آیات قرآن می توان دانست.

    ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۸:۵۷
    میلاد حمیدی

    ازدحام جمعیت

    گناهان بشر بخصوص گناهانی که ریشه در اکثریت اجتماع داشته باشند و مورد قبول اکثریت قرار گیرند مانند سایر اقوامی که در قرآن به عذاب الهی بشارت داده شدند مستوجب عذابهای الهی می شود می خواهیم بدانیم این عذابها چیست:

    چیزهایی مانند گرفتاری، از بین رفتن آرامش ، شلوغی جمعیت ، آلودگی هوا و از بین رفتن محیط زیست، از هم پاشیدن خانواده ها در نتیجه پذیرش عمومی فمینیسم در اقشار جامعه، گرانی و تورم، بلاهای طبیعی، عدم موفقیت در سود دهی تجارت ها و به قول امام علی ع چیره شدن بدترین افراد بر مردم.

    ۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۳ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۶:۳۲
    میلاد حمیدی

    زنان مدرن



    نویسنده در این مقاله با توصیف نحوه تفکر و رفتار زنان مدرن با مردان، خواننده را به شناخت بهتر از زنان امروزی می رساند و به او انگیزه لازم برای شناخت بیشتر و بهتر جنسیت زن و علی الخصوص زن امروزی می بخشد. رامین مهر آیینی نوشت:

    شجره مدرنیته از وقتی که سایه نه چندان مبارکش را بر سر بشر گستراند گرچه از لحاظ مادی میوه های شیرینی داد ولی از لحاظ معنوی جز بر تلخ هیچ ثمر نداد از جمله فضیحت هایی که مدرنیته به بار آورد کشاندن زنان از خانه ها و سراها به کارخانجات و ادارات بود و زنان که تا دیروز در پناهگاه خانه در امن و امان بودند و مردان نیز دور از آنها در امن و امان به سر می بردند ، با شروع مدرنیته و انقلاب صنعتی چونان زنبورانی که در کندویشان آتش اندازند از خانه خارج شدند و هر چه بر سر راه دیدند نیش خویش را نثارش کردند(نیش نه از سر کین است بلکه اقتضای طبیعتش این است) ، زنان که در خانه به تربیت فرزند و امور خانه و خانواده مشغول بودند، ناگهان هوس مرد شدن به سرشان زد و ابه بیرون خانه گریختند و همین امر سرآغاز خانه خرابی خانه و خانواده شد. زنان در هر اداره یا کارخانه و یا هر نهاد دیگری که وارد شدند ارمغانشان فساد بود و بی بند و باری. مردان که زنان همکار خود را از زنان اصلی خود بیشتر می دیدند رو به این زنان آوردند و زنان نیز که دیگر در حریم خانه و خانواده نبودند چشم و گوششان باز شد و بر ایام در خانه هدر داده تاسف ها خوردند و تأسرها نمودند و بر آن شدند که قضای آنچه از آنان فوت شده است را دو چندان بجا آورند. زنان مدرن دیگر نه به فرزندانشان وقعی می نهند و نه شوهرانشان برای آنان کوچکترین اهمیتی دارد تنها خودشان را می بینند و خودشان و فقط پول درآوردن برایشان مهم است و پول درآوردن، آنها دایم مراقبند که مبادا هیکل هایشان ، خدایی ناکرده ، از فرم بیفتد و به تبع آن آنها نیز از چشم مردان هیز همکار خود بیفتند. زن های کارمند مدرن تمام هم و غمشان از سویی کار کردن است و پول درآوردن و از سویی دیگر در خیابان ها و پاساژها راه افتادن و ولگردی و خرج کردن و مصرف کردن. دیگر آنها همی برای مادری و غمی برای تربیت فرزند و کدبانوگری ندارند آنها را دیگر باید کاربانو دانست نه کدبانو . این زن های مدرن کارمند ، آنچه بیش از هر چیز برایشان مهم است رسیدگی به سر و شکلشان و قر و فرشان است . آنها یا ازدواج نمی کنند و یا اگر کنند درصدد آنند که با کوچکترین بهانه ای از شوهر خود جدا شوند تا بتوانند ضمن مطالبه مهریه خود به عشق تازه خود نیز برسند به همین علت است که در دوران مدرن طلاق تا این حد زیاد و سرسام آور شده است . زنان بسیار بی جنبه تر و نیز بسیار ایده آل طلب تر و خود خواه تر از مردانند ، معلوم نیست اگر آنان جای مردان بودند که کاملا در انتخاب همسر خود آزادند چه می کردند، حقیقتا حکمت ضعف زنانه و محدودیت های شرعی آنها اینجا به خوبی مسجل می شود، روانکاوان از جمله فروید ثابت کرده اند که زنان از لحاظ شخصیت و ساختار اخلاقی ضعیف تر از مردان هستند همچنین کرل گیلیگان در کتاب “با صدایی متفاوت ” از ضعف تفکرات اخلاقی در زنان سخن گفته و مدعی می شود که اخلاقیات در زنان بیشتر ارتباطی است در حالیکه اخلاقیات در مردان بیشتر استقلالی است همچنین معمولا شیوه انجام داوری های اخلاقی زنان پست تر از شیوه داوری مردان می باشد . در واقع شخصیت زنان بیشتر واکنشی است در حالیکه شخصیت مرد بیشتر کنشی است.

    به هر حال این روحیه ایده آل طلبی و نیز بی وفایی و خود خواهی و حقارت وجودی که زنان دارند موجب می شود که با کوچکترین احتمالی که برایشان به وجود آید که می توانند شوهر بهتر یا رفیق بهتر برای خود دست و پا کنند شروع می کنند به بهانه گیری و درصدد جدایی و طلاق بر می آیند به همین جهت است که حدود ۷۵ درصد در خواست های طلاق در اروپا از سوی زنان ارائه می شود و آنها هستند که پیشگام جدایی می شوند. شاید به همین جهت باشد که اسلام حق طلاق را به مرد داده است زیرا می دانسته این زن ها چه چیزهای ناقص الوجود حقیر و کم جنبه ای هستند که ظرفیت چیزی را ندارند و به هیچ وجه نباید به آنها مجال زیاد تر از سعه وجودیشان داد داد که اگر مجال یابند جز فساد در ارض کاری نمی کنند، همانطور که در غرب نیز همین کار را کردند.

    زنان بیش از هر چیز به جلوه گری و خود نمایی علاقه دارند و هر خریدار بهتری که برای زیبایشان پیدا شود بدون هیچ احساس انسانی از شوهر یا عاشق سابق خود جدا می شوند و به آغوش خریدار جدید تر که پول و موقعیت بهتری دارد می افتند . همانطور که بیان شد شخصیت زنان واکنشی است پس طبیعی است با کوچکترین کنشی ُ واکنش نشان دهند و پشت پا به همه چیز زنند. آنچه زنها بیشتر از هر چیز برایشان اهمیت دارد ثروت و شهوت است و هر جا اینها مهیا باشد کوچکترین تردیدی در خیانت به خود راه نمی دهند. حقیقتا زنها بسیار نفس پرست تر و نیز جزیی نگر تر از مردان هستند، البته این جزیی نگری ناشی از همان خود پرستی است. تمام دنیای زنان از خودشان فراتر نمی رود برای همین است که در میان زنان یک مصلح که فکر اصلاح جامعه باشد ظهور نکرده و اکنون که بسیاری از زنان نیز تحصیلات عالیه دارند و باید دنیایشان بزرگتر می شد اما متاسفانه این دنیا فراتر از فعالیتهای فمنیستی نرفته است. و این خود دلیل دیگری بر سعه وجودی کمتر زنان از مردان است.

    به هر روی حقیقتا زن ها را باید چونان آتشی دانست که از دور جلوه و جمالشان آدم را خیره و فریفته می سازد ولی نزدیکشان که شوی تا اعماق وجودت را می سوزانند .و متاسفانه در دوران مدرن آنها بد و حقیر نیز شده اند .

    زنان مدرن به حدی حقیر و بهتر بگویم دریده و لجاره شده اند که اطاعت از شوهر را ، که تمام وقت و وجودش را صرف زن و زندگیش می کند، مایه ننگ و عار خود می پندارند حال آنکه این سرکارهای علیه ناقص الوجود برای اینکه بر سرکار و شغل خود بمانند و یا ارتقای شغلی پیدا کنند و به جاه و مقام و پولی برسند حاضرند به هر فرمان رییس خود گوش دهند و حتی حاضرند تن فروشی نیز کنند و هر دستور دیگری هم که رییسشان داد اطاعت کنند. (البته این در ابتدای کار است و بدین وسیله زنها می خواهند جایگاه خود را محکم کنند) اما متاسفانه این زنها فرمان شوهر را مایه ننگ می دانند . حال چگونه است که اطاعت از رییس ولو به قیمت بی حیثیت و بی شرافت شدن خوب است ولی اطاعت از شوهر بد است امری است که بر ما پوشیده است. آشپزی و بچه داری و خانه داری بد است اما برای جلب رضایت همکاران مرد لاس مجبوری زدن خوب است و پسندیده!

    متاسفانه مردان روشنفکر ، یا بهتر بگوییم مردنمایان زن صفت و مخنث دوران مدرن نیز که در محیط کار دور از زنانشان بودند به حضور این زنان افسار دریده ، روز به روز دامن زدند و کاسه داغ تر از آش و دایه مهربان تر از مادر شدند و مدافع حقوق زنان شده و به ستایش زنان مدرن مشغول شدند ، غافل از آنکه این زنان اگر به آنها بها می دهند چون اول کارست و برای اینکه خودشان را جابیاندازند احتیاج به این پا دادن ها دارند ولی اگر کمی جایشان محکم شود کاری با مردها خواهند کرد که خودشان هم نفهمند از کجا خورده اند و این عین اتفاقی است که در غرب افتاده است، به هر روی این مردان عیاش و ساده لوح روز به روز شرایط را برای حضور زنان مساعدتر می کنند در واقع این زنان کارمند حکم زن همراه این مردان روشنفکر رجاله را پیدا کردند. این مردان به اصطلاح روشنفکر احمقترین قشر جامعه ما هستند و خدا را شکر که ما از این به اصطلاح روشنفکرهای مایه ننگ نیستم.

    به هر روی حضور افسار گسیخته زنان در هر گوشه و کنار و در هر سوراخی موجب گسترش فساد و بی بند و باری در جامعه و نیز اضمحلال خانواده شد . متاسفانه در جامعه ما دیگر مردان اهمیتی به اینکه زنانشان در کجا و چگونه کار می کنند نمی دهند و آنچه برای آنها اهمیت دارد کسب پول از راه کار کردن زنانشان هست در حالیکه کار کردن زن در بیرون از خانه در شرایط فعلی برای مرد باید نوعی بی غیرتی و ناموس فروشی تلقی کرد ـ هر چند در جامعه مدرن دیگر ناموس فروش بودن یا لکاته و هرزه بودن بد نیست و نه تنها بد نیست بلکه مایه مباهات و نشان روشنفکری نیز هست ـ امروزه فساد در بسیاری از دستگاه ها و نهادها که زنان در آن حضور دارند به اوج خود رسیده است . البته هستند هنوز مردانی که دوست ندارند زنانشان و دخترانشان کار کنند اما متاسفانه حریف زنان و دختران نمی شوند زیرا دیگر زنان این مردان را داخل آدم حساب نمی کنند که بخواهند حرف آنها را بشنوند و مردها نیز دیگر مرد نیستند که کسی بخواهد از آنان حساب ببرد و به قول نیچه زنان تنها زمانی حاضرند که زنانگی خودشان را نشان دهند که بدانند با مرد حقیقی طرفند. در حالیکه در شرایط فعلی که در جامعه و جهان ما مردان تبدیل به نامردان شده اند طبیعی است که زن ها از آنان فرمان نبرند مخصوصا اکنون که سطح تحصیلات زنان از مردان نیز بالاتر رفته است و به طبع آن درآمدشان و از همه مهمتر سطح منزلت اجتماعیشان بالاتر رفته پس توقع احترام و اطاعت از چنین زنانی احمقانه است. و این زنان هستند که بر مردها تسلط دارند و فرمان می رانند امروز دیگر زنان قوام مردها شده اند النساء قوامون علی الرجال زنان امروز دیگر ضعیفه نیستند بلکه قویه شده اند و مردانند که ضعیفه هایی هستند که هر چه آن قویه های لکاته بگویند باید بکنند و به هر ساز آنها باید برقصند.

    متاسفانه در جامعه ما حتی نهادهایی که باید مدافع سنت باشند امروز جلوی زنها کم آورده اند و دهان بسته اند روحانیت خود یکی از این گروه هاست که متاسفانه بجای دفاع از مرد سالاری پسندیده و غیر ستمگرانه و بهتر بگوییم جوانمرد سالاری، امروز کارشان شده است دستمال کشی برای زنان و تمامی متون مقدس را به نفع زنان تفسیر می کنند و ازدواج موقت و تعدد زوجات که از امتیازاتی است که اسلام به مردان داده و خود بیانگر برتری مرد بر زن از نظر خداوند است را به انحای مختلف زیر سئوال می برند و یا هزار تبصره و شرط برایش می گذارند. این آخوندهای ترسو متوجه نیستند که اساسا پدر و مرد معادل زمینی خدا می باشد و زن معادل ماده و بی خدایی. و امکان ندارد در جامعه یی مادر و زن سالار بتوان به خدا معتقد بود همانطور که امکان ندارد در جامعه ای ماده پرست بتوان سخن از مرد و پدر محوری گفت.

    متاسفانه در جامعه ما وضعیت به گونه ای شده که زنان هم امکانات و امتیازاتی که اسلام به آنها داده را مطالبه می کنند و هم امتیازات و امکاناتی که غرب به زنان داده؛ برای مثال زنان ایرانی هم مهریه بالا می خواهند هم خواهان حق طلاقند غافل از اینکه اگر ما مسلمانیم که دیگر نباید سخن از حق طلاق برای زنان بگوییم و اگر غربی هستیم نیز نباید سخن از مهریه به میان آوریم چونکه در نظام های حقوقی غرب زن از مهریه برخوردار نیست زیرا از نظر آنان ازدواج لذتی دو طرفه است و دلیلی ندارد که مرد بابت لذتی که می برد پول بدهد و زن بابت لذتی که عایدش می شود پولی هم بگیرد و این می شود دادن باج سبیل به زنها و عین ظلم به مرد است. همچنین در بسیاری از خانواده ها زنان از مرد می خواهند که در امور خانه داری دخالت کند و نصف کارهای خانه را او انجام دهد حال آنکه وقتی خود به سر کار میروند و پولی کسب می کنند حاضر نیستند در خانواده خرج کنند زیرا معتقدند از نظر اسلام وظیفه تامین مخارج خانواده با مرد است. همچنین دختران در کشور ما از انجام خدمت سربازی معافند ولی هیچ کدام از آنها خواهان رفتن به سربازی نیستند و آن را حق خود نمی دانند زیرا این حق توام با زحمت است اما زمانی که کسی بخواهد به پسران به دلیل اینکه به سربازی می روند و دو سال از زندگی و درس خواندن عقب می افتند سهمیه ای در دانشگاه دهد فوری صدای این فمنیست ها بلند می شود که حق زنان پایمال شد و حقوق زنان ضایع گشت و از این مزخرفات که متاسفانه مردان خودنمای زن ذلیل و زن صفت نیز فوری عقب نشینی می کنند و این عقب نشینی را نشان روشنفکری خود می دانند حال آنکه نشان ضعف و زبونی و بی غیرتی آنان است و لاغیر . البته این منت کش های  زنان نمی دانند که اگر زنان مجال یابند تمام مردان را حذف خوهند کرد؛ چندی پیش در مقاله یی تحت عنوان ” پایان کار مرد آمریکایی ” خواندم که زنها هر گاه ریاست یابند میل زیادی به حذف مردها دارند چنانکه امروز ۷۰ درصد بیکاران آمریکایی را مردان تشکیل می دهند همچنین در مقاله دیگری تحت عنوان ” دنیایی در نبود پدر ” خواندم که امروزه در خانواده های آمریکایی پدران و مردان در خانواده هایشان به موجوداتی فرعی دست دوم و به اصطلاح خودم زیر پای زنشان تبدیل شده اند و دیگر کمترین احترامی در خانواده شان ندارند و جالب است که بدانیم یکی از عوامل شیوع همجنس بازی در میان پسران بنا به نظر فروید وجود مردان ضعیف و زنان قوی در خانواده است که عامل اصلی در افزایش میل پسربچه ها به همجنسشان است.

    به هر تقدیر این حقارت پدر و این تحقیر مرد را باید از چشم مردان زن صفت و پست فطرتی دید که فریب ظاهر خوب و زبان نرم زنان این دشنام خدا به انسان این بزرگترین خلل و روزنه در کار خدا و این فضله های آفرینش این موجوداتی که حد فاصل انسان و حیوانند را خوردند. ضرب المثلی آلمانی وجود دارد که می گوید زن آخرین حیوانی است که توسط مرد اهلی شد اما گویا این را هم باید بدان اضافه کرد که از قرار معلوم زن اولین حیوانی است که پس از اهلی شدن دوباره وحشی شد.

    از دیگر فضایح مدرنیته این بود که زنان افسار پاره کرده در لوای جریانات فمنیستی به جعل فضیلت و کشف استعداد های مسخره و دروغین برای خود پرداختند و زنان را از نظر استعداد همسان مرد و حتی گاهی برتر از مرد دانستند. این دروغ ها و اکاذیب روز به روز گسترش یافت و کسی را یارای مقاوت در برابر آن نبود، زیرا این زنان، دهن دریده هایی بودند که با جنجال گری و غوغا سالاری و در جاهایی نیز مظلوم نمایی کار خود را پیش می بردند و کسی حریف آنان نمی شد. کسی جرات نداشت به آنان بگوید اگر زن و مرد برابرند و هر دو استعداد یکسان دارند چرا یک پیامبر تاکنون از میان زنان بر نخاسته است؟ چرا یک فیلسوف بزرگ زن، از سقراط و افلاطون و ابن سینا گرفته تا هایدگر و ویتگنشتاین، نداریم؟ چرا یک جامعه شناس بزرگ زن، از اگوست کنت و دورکیم گرفته تا گیدنز، نداریم؟ چرا حتی یک هنرمند بزرگ زن هم شان مولوی و حافظ و یا بتهوون و موتزارد و پیکاسو و ونگوک و… نداریم؟ چرا حتی یک فیزیکدان و ریاضی دان بزرگ زن که هم شان نیوتن و انیشتن و ماکس پلانگ باشد نداریم؟ شما که مدعی هستید زن و مرد برابرند چرا پس از این برابری در عالم واقع خود را نشان نداده است؟ چرا همین اکنون هم که شمار زنان تحصیلکرده بسیار شده است و در رشته های مختلف فعالیت دارند هنوز هم استعداد برتر مردانند؟

    حقیقتا باید اذعان کرد زن ها از مردها پایین ترند و مردها واقعا بالاتر می باشند . این واقعیت را زنان باید بپذیرند. زیرا اساس جامعه و اساس خانواده بر بالاتر بودن مرد بر زن قرار دارد ، اگر چه بالاتر بودن به معنای ستمگری و ظلم کردن نیست ، و اگر این توازن قوا به هم بخورد نتیجه اش چیزی جز انحطاط اخلاقی جامعه و فروپاشی خانواده نخواهد بود . گرچه به این نکته نیز باید اذعان کرد که در دوران مدرن دیگر مرد و مردانگی به معنای حقیقی آن وجود ندارد و مردان بیش از هر چیز در پی آن هستند تا زنی خوشگل و پولدار و تحصیلکرده پیدا کنند و خود در خیابان و شهر و همه جا دنبال آن زن راه بیفتند و یا در اتوموبیل مدل بالای زنشان کنار دست زنشان بنشینند و به دیگر مردها پز دهند که ببینید ما چه زن خوشگل و پولدار و مدرنی داریم و شما ندارید ، پس حسرت بخورید . همچنین به تازگی مد شده است که پسران به سراغ دخترانی که سنشان بیشتر از خودشان است و یا دارای مدرک تحصیلی بالاتر از خودشان هستند می روند و با آنها ازدواج می کنند و بعد هم افتخار می کنند که مثلا ما زن دکتر داریم، در حالیکه خودشان دیپلم هم به زور دارند ، و ببینید ما شب ها روی یک خانم دکتر می خوابیم ببینید ما چه مردان بزرگی هستیم دلتان بسوزد .

    مردهای بی صفتی که به دنبال آن هستند تا اعتبار و احترام خود را از سواد زنشان یا ثروت زنشان کسب کنند. مردهای مدرن را دیگر نباید مرد دانست بلکه آنان را باید زنان خایه دار برشمرد که امروزه از سر ترس و بی وجودی و خاک به سری حتی بیش از زنان مدافع حقوق زنان شده اند و به خایه مالی آنان مشغولند و بعید نیست برای اینکه اصل تساوی زن و مرد را رعایت کنند شب ها خود دراز کش بیفتند و به زن هایشان بگویند من کارم را کردم حالا نوبت توست زیرا زن و مرد باید در همه چیز برابر و مثل هم باشند و بدین ترتیب زیر زنهایشان بخوابند و زن زنهایشان شوند .

    به هر تقدیر گفتن این دست مسایل بحث ما را به درازا می کشد اما به نظر می رسد صلاح دنیا و آخرت خانواده و جامعه در آنست که زنها دست از سر کارهای مردانه بردارند و به جای درآوردن اداهای مردانه ، که به قول فروید انجام اینجور کارها توسط زنان ناشی از عقده اختگی است و هر زنی که بیشتر ادای مردها را درآورد عقده اختگی بیشترش است، سراغ خانه و خانواده شان روند که صلاح آنها و همه جامعه و از همه مهمتر فرزندان و کودکان، که بیش از هر چیز محتاج مهر مادری اند، در این است. همچنین بهتر است مردان و پدران یا بهتر بگوییم مذکران مرد ما نیز دست از این بی صفتی و رجاله گری بردارند و و دخترها و زنهایشان را مهار کنند، هر چند که ممکن است بسیاری از آنان، امروز بر اثر تبلیغات فمنیستی ، دهن پاره و دریده شده باشند. اما به هر روی بهتر است که مردان و پدران بیش از این از خود دنائت و نامردی به خرج ندهند و بی عرضگی و بی خاصیتی خودشان را نشان روشنفکری ندانند. اگر چه با توجه به وضع موجود، شاید دیگر کار از کار گذشته باشد و به قول مرحوم دکتر شریعتی پاپاهای امروزی پپه شده اند و یا به دیگر سخن باباهای امروزی ببو گشته اند و دیگر کاری از دستشان ساخته نیست جز فرمانبرداری و نوکری زنان و دخترانشان . در واقع امروز مردان زن زنان و دخترانشان شده اند. زنان و دخترانی که امروز یا با مظلوم نمایی و گرفتن قیافه حق به جانب و یا با جنجال سالاری و غوغاگری و بی آبروگری می کوشند خر خود را از پل مراد بگذرانند و گام به گام پیشروی نمایند و مردان نیز یا یه خاطر داشتن سودای سوء استفاده جنسی از زنان و یا از ترس آبرویشان دهن به دهن زنهای لجاره و پتیاره نمی کنند گام به گام عقب نشینی می نمایند.

    اما در پایان این جستار کوتاه می گوییم ، زنها باید بدانند همانطور که قدرت جسمانی و فکری مرد ، که شواهد آن را برشمردیم ، بیشتر از زن است و متوسط قد مردان بلند تر از قد زنان است و متوسط استخوان بندی مردان و وزن مردان و بزرگی جمجمه مردان از متوسط اینها در زنان بیشتر است و نیز در رابطه زناشویی و آمیزش جنسی نیز مرد بالاتر است و مرد چیزی بیشتر از زن دارد ، این کمبود زنان را فروید با عنوان عقده اختگی بیان می کند و اساسا در امر آمیزش که مهمترین رکن زندگی زناشویی است این مرد است که مسلط است پس برای داشتن یک زندگی متعادل و معقول نمی توان در امور دیگر زندگی زن بالاتر و برتر و محور باشد بلکه زن ضمن برخورداری از احترام کامل باید مطیع مرد که نباید ستمگر و عوضی باشد، باشد، ماده خوک های فمنیست، اهمیت این مساله یعنی اینکه در ازدواج ، برتری با مرد است را کاملا درک کرده اند از همین روست که آنها معتقدند زنی که با مردی بخوابد گویی با دشمن دست دوستی داده است و به همین دلیل است که جنبش فمنیست در ذات خود یک جنبش همجنس گرایانه است که خواهان اکتفای زنان به زنان و استقلال از مردان است به همین سبب آنها مدعی می شوند که زنان به مردان هیچ احتیاجی ندارند و زن بدون مرد مثل ماهی بدون دوچرخه می باشد و البته آنها راهکارهایی هم برای زنانی که نمی توانند بدون مرد به سر برند قرار داده اند از جمله استفاده از موز و هویچ و دیگر وسایل این چنینی با هزار لطایف الحیل مختلف برای بی نیاز ی از مردها .

    به هر روی به اعتقاد ما و بنا به ادله ای که بیان کردیم در اجتماع و زندگی سالم نیز مرد باید برتری نسبی داشته باشد تا خانواده و جامعه از هم نپاشد و این یک اصل اساسی است زیرا دو پادشاه در اقلیمی نگنجند و دو رییس جمهور نیز در کشوری وجود ندارد . اگر زن و مرد از لحاظ حقوق با هم برابر شوند خانواده از هم خواهد پاشید چنانکه در غرب از هم پاشیده است.

    زنها باید بدانند که اگر تاکنون با آنها مدارا شده فقط به خاطر رعایت جسم ضعیف و عقل ناقصشان بوده است و آنها بهتر است که از این حس خودبرتر بینی احمقانه که دچارش شدند و خود را جنس اول و برتر می پندارند ، جنسی که مردها باید حول محور آنها بچرخند، دست بردارند و به جایگاه اصلیشان برگردند وگرنه مردان ، به ویژه مردان سنتی ایرانی که از امکاناتی مثل تعدد زوجات و ازدواج موقت بهره مندند و نه روشنفکران خایه مال زنان ، بلدند که چگونه آنها را سر جایشان بنشانند.

    به هر روی زنهای فمنیست و مدرن گرچه امروز دست به کار شده اند تا برای خود کرامت سازی و فضیلت تراشی کنند اما اگر این اراجیف و اکاذیبی که می گویند بر فرض محال هم درست باشد ، با این همه ، آنها باید بدانند زن به هر جا که برسد باز جایش زیر مرد است پس بهتر است که زیاد تقلا نکنند و دنیا را به کام خودشان و مردان و فرزندان تلخ نکنند .

    این جستار را با نقل ابیاتی از شیخ اجل سعدی شیرازی به پایان می بریم :


    ز بیگانگان چشم زن کور باد چو بیرون شد از خانه در گور باد
    چو بینی که زن پای بر جای نیست ثبات از خردمندی و رای نیست
    گریز از کفش در دهان نهنگ که مردن به از زندگی به ننگ
    بپوشانش از چشم بیگانه روی و گر نشنود چه زن آنگه چه شوی
    چو زن راه بازار گیرد بزن و گرنه تو در خانه بنشین چو زن

    ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ فروردين ۹۵ ، ۰۹:۰۵
    میلاد حمیدی

    قرآن کریم

    در هیچ زمانی به اندازه امروز استدلال شیطان برای سجده نکردن بر انسان ، پر رنگ نشده بود.استدلال شیطان در سجده نکردن بر انسان کاملا با ملاکهای برابری و اخلاقیات دنیای امروز تطابق دارد و می توان سیره عملی این استدلال را در مسائل مربوط به زنان مشاهده کرد که چگونه زنان امروز از راه و روش شیطان پیروی میکنند و خوی تکبر آمیز او را در خود پرورش میدهند و همانگونه که تکبر ابلیس باعث اخراج او از بهشت گردید تکبر و استبداد زنان امروز نیز باعث اخراج آنها از بهشت خانواده و امکان داشتن لذت شوهر داری و فرزند آوری گردیده است.

    در حالیکه زنان در قرآن به تواضع در برابر شوهر فرمان داده شدند ، این فرمان از سوی خیلی از افراد رد می شود و با انواع توجیهات سعی میکنند تا آن را به زمان خاصی نسبت دهند و از زیر بار مسولیت شانه خالی کنند درحالیکه روز به روز بر مسولیتهای مرد می افزایند. اصولا تمام تلاشهای فعالان حقوق زن در جهت رد همین فرمان است.

    تلاش برای برابری ، و یا به قول خودشان اثبات خودشان به مردان و ... تنها به نیت رد  تواضع در برابر مرد است و تمام این تلاشها به این منظور است که دلایلی مانند دلایل شیطان در رد خشوع او در برابر انسان برای رد تواضع زن در برابر شوهر و به رسمیت نشناختن قوامیت مردان بر زنان بیایند و آن را به روابط زن و مرد چه در قالب ازدواج و چه در خارج آن تعمیم دهند.

    به هر حال شیطان هم برای خود دلایلی داشت که از سجده سر باز زند و بسیاری از زنان امروزی به دنبال همین دلایل هستند.

    حالا جای این سوال مطرح است که چرا انسان بعد از ١٤٠٠ سال به شیطان رسید؟

     با توجه به روند دنیا خواهانه  و رفاه طلبانه بشر که روز به روز وی را سرکش تر می کند جواب این سوال نمایان می شود. اما مهم تر از این سوال ، نگاهی اجمالی به تلاشهای امروز دشمنان (فمنیست ها) است که در جهت تحریف قرآن و تاویل آن قرار گرفته است.

     خداوند بارها در قرآن خود را حافظ آن معرفی می کند و البته این برای بسیاری از امروزی ها غیر قابل تحمل است شاید خیلی ها دوست داشتند که بتوانند قرآن را تعویض نمایند و مطابق با هوا و هوس نفس خود آن را باز سازی کنند چون تا حدی از آن دور شدند که نمی توانند آیات آن را بپذیرند و لذا سعی می کنند برداشت کاملا معکوس خود را از فرامینی که در بسیاری از جهات بسیار واضح است و البته تحریف نشده هم هست توجیه کرده ، بسط و گسترش دهند. این خود رسوایی بسیاری از متدین نماها در امروز است که ماهیت واقعی آنها را نشان می دهد و نشان می دهد که چگونه برداشتهای غیر عقلانی و حتی خلاف نص صریح را توجیه می کنند.

    امروزه استدلاهای جالبی جهت رد آیات قرآن به گوش می رسد که جالب ترین و کم خردانه ترین آنها این است که خداوند در زمان پیامبر قادر نبوده که تمام حقوق زن را مطرح کند.

    طبق استدلال مطرح شده خداوند به دلیل ترس یا رودربایستی از انسان ١٤٠٠ سال پیش قادر نبوده حقوق زن را به طور کامل مطرح کند لذا مجبور شده تا ان را مطابق میل خوانندگان تعویض شده در قرآن بیاورد.

    دو بحث در باب این استدلال شیطانی مطرح است:
    ١- اگر خداوند قادر نبوده تمام حقایق را در قرانی که خود ان را سنجشی برای اعمال مسلمانان دانسته ، بیان کند ، چرا دین خود را در ١٤٠٠ سال پیش کامل کرد؟ می توانست بگذارد و امروز دین خود را کامل کند.
    ٢- این استدلال مطرح شده ریشه در طرز فکر کافران امروز دارد. کافران امروزی برای این که خودشان را به قول خود دموکرات نشان دهند نیاز دارند تا از مردم تاییدیه بگیرند تا اکثریت آرا را کسب کنند و برای همین این طرز فکر را به خدا نیز نسبت می دهند یعنی گویا خدا نیاز به کسب رای اکثریت مردم داشته و به این منظور شعار های انتخاباتی خود را برخلاف واقعیت و حق بیان کرده است.

    و با ابن توجیه بنی اسرائیلی میگویند نیت خدواند را بهتر از خود او می دانند و در طول تاریخ چه بسیار کذابانی بوده اند که عقل خود را برتر از عقل خدا میدانسته اند

    . از قدیم این ضرب المثل بوده که کافر همه را به کیش خود پندارد و امروز این کافران مدرن حتی خداوند را هم به کیش خود می پندارد. اما نکته جالب اینجاست که خداوند بارها این استدلال را در قران کوبیده است.
    قرآن در سوره هایی مانند هود و ... بارها این را متذکر می شود که هر قومی که بر خلاف مشیت خداوند حرکت کند به هلاکت می رسد یعنی اصل در قرآن بر این است که مردم باید به خداوند برسند و نه خداوند به مردم. و در این راه هیچ گونه ملاحظه ای در کار نیست و لازم باشد عذاب و هلاکت نیز فرا می رسد.

    سوره ابراهیم آیه ٨ :
    موسی گفت: اگر شما و همه اهل زمین یک مرتبه کافر شوید خدا از همه بی نیاز است
    سوره هود آیه ١٢:
    (ای رسول ما) مبادا بعض آیاتی را که به تو وحی شده (درباره کافران به ملاحظاتی) تبلیغ نکنی و از قول مخالفانت که می‏گویند (اگر این مرد پیغمبر است) چرا گنج و مالی ندارد و یا فرشته آسمان همراه او نیست دلتنگ شوی، که وظیفه تو تنها نصیحت و اندرز خلق است، و حاکم و نگهبان هر چیز خداست.

    در پایان باید متذکر شد که در قران بارها بر این نکته تاکید شده که سنت خداوند تغییر ناپذیر است و این یکی از دلایلی است که شیعه قران را کتابی برای تمام قرون میداند اما عده ای دشمن و یا جاهل کوردل با چنین توجیهاتی قصد دارند قران را کتابی با تاریخ مصرف نشان دهند که زمان آن سپری شده و این کذابان باید جای آن را بگیرند. به هر حال طبق آیات ذکر شده و تعداد زیادی آیات دیگر و نیز طبق عقل ، مسئله رودربایستی خداوند از اهل جاهلیت برای احیای کامل حقوق زن ، کاملا منتفی است.

    ۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ اسفند ۹۴ ، ۱۱:۱۷
    میلاد حمیدی

    اصناف

    همه ما زیاد دیده ایم و شنیده ایم. صنف، اتحادیه های اصناف، تصمیمات صنفی، مصوبات صنفی!
    در این جا ما می خواهیم نشان دهیم مضرات تشکل های صنفی بیش از فواید آن است. البته این به جز تشکل های کارگری و مردمی است که مطالبات آنها سبب پیشرفت کشور می شود.
    تشکل های غیر کارگری که غالبا تامین کننده ها و وارد کنندکان و یا تولید کنندگان را تشکیل می دهد اما بر خلاف تشکلات کارگری به شدت برای دولت و ملت مضر هستند .


    تاثیرات منفی تشکلات صنفی بر زندگی مردم:


    گرانی و ضعف معیشت مردم : تشکلات صنفی سبب میشود تا یک صنف خاص در جهت منافع خود دست به اقداماتی بزند که سایر صنوف و یا مردم عادی را با مشکل مواجه کند و یا منافع آنها را با خطر و تهدید مواجه کند. بعنوان مثال صنف مرتبط با یک کالای خاص اقدام به احتکار یا گران کردن کالای خود کند و یا دولت را طوری مجاب کند یا تحت فشار بگذارد تا سود صنف خود را بالا ببرد و این به شدت معیشت مردم را گرفتار یک صنف خاص می کند که تاثیرات منفی آن را به وضوح در جامعه می توان دید.


    جلوگیری از پیشرفت و از بین بردن فضای رقابتی:بدیهی است وقتی یک صنف به صورت مشترک سازماندهی شود دیگر عملا فضای رقابتی وجود نخواهد داشت و این سبب جلوگیری از پیشرفت و سبب درجا زدن می شود.
    جلوگیری از رقابت بر سر کاهش قیمت ها، جلوگیری از ارایه خدمات جدید و بهتر،جلوگیری از ارایه کالا بدون هماهنگی با تشکل صنفی، جریمه یا توبیخ عضوی از صنف که خدمت جدیدتر و ارزانتری ارایه می دهد و ...


    امکان اعتصاب و تحت فشار قرار دادن دولت و مردم:یک صنف خاص می تواند به راحتی با اعتصاب سبب مشکلاتی شود. اعتصاب های سازماندهی شده و بازتاب سیاسی درگیری دولت و سیستم قضایی با یک صنف می تواند دولت و حاکمیت را وادار کند که تابع آن صنف شود و آن صنف بخصوص اگر تامین کننده خدمات یا کالای اساسی برای مردم باشد.

    پیشنهاد:


    اتحادیه های اصناف غیر مردمی در واقع بازوهای اصلی سیستم سرمایه داری و برده داری هستند. این اتحادیه ها و این اصناف اگر لغو مجوز نشوند و به کار آنها خاتمه داده نشود در آینده علاوه بر مشکلات بالا و نهادینه سازی سیستم ضد اجتماعی، ضد مذهبی و ضد دولتی (دولت را وابسته به اصناف می کند و به جای اینکه دولت آنها را کنترل کند آنها دولت را کنترل خواهند کرد)، مشکلات بزرگتری مثل زمینه کنترل و نفوذ در کشور توسط بیگانگان را نیز فراهم خواهند آورد.
    به خوبی با مطالعه و بازبینی اوضاع حاکم بر جامعه می توان به این مشکلات بالقوه که بسیاری از آنها بالفعل نیز شده اند پی برد.
    اما راهکار برای از بین بردن این مشکل در دو گام می باشد:
    گام نخست امحای تشکلات صنفی غیر مردمی است
    گام دوم تشکیل ستاد های متشکل از مردم و دولت و سیستم قضایی برای نظارت بر فعالیت های آشکار و پنهان اصناف بخصوص اصنافی که خدمات و کالاهای اساسی با آنها در ارتباط است.

    ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ اسفند ۹۴ ، ۰۹:۴۴
    میلاد حمیدی